موضوع اطلاعیه در باره تنگنظران و کوتاه فکران حاکم بر مردم ایران و مزدوران اجاره ایشان در خارج از کشور که با فیلتر کردن وبهای من بس نکردند و سراسیمه

موضوع اطلاعیه در باره تنگنظران و کوتاه فکران حاکم بر مردم ایران  و مزدوران اجاره ایشان در خارج از کشور که با فیلتر کردن وبهای من بس نکردند و سراسیمه وارد شدند تا از بلوگسکای تقاضا کنند که وبلاگ من را مسدود کنند اما من خوشبختانه به شما اعلام میکنم با همان اسم سامانکردی  و با نام کردی همه نوشتها ی خودم را کپی نمودم و بر روی وبولاگ جدیدم قرار داده ام.

حالا چون در آستانه به اصطلاح انتخابات قلابی و تمامأ آخوندی هستند دشمنان آزادی بیان پا از حد خود فراتر نهاده است و به بیرون از مرزها ی خود پا نهاده است ما به این کور دلان و دشمنان آزادی و بشری میگوئیم که تا جان در رگ مان میباشد دست از بیان تفکر خود و برای روشن کردن مردم و تا مردم این جانوران انسان کش را خوب بشناسند دست بردار نخواهیم بود.

تا اینکه اطلاعیه ای در باره سفر آخوند آدمکش به کردستان که جان هزاران جوان بیگناه ایرانی را گرفته است بخصوص جوان عزیز کردستان و دستور قتل آنها را صادر نموده است منتشر نمودم بلافاصله ولی فقیه دستور مسدود کردن وبولاگ ما را صادر نمود چرا چون در آن از مردم عزیز و زحمتکش کردستان درخواست شده بود که از خانه های خود بیرون نیایند بعنوان اعتراض به آمدن این شیاد انسان کش به کردستان و مردم عزیزمان جواب مثبت دادند به این درخواست به همین خاطر بود که ولی فقیه سراسیمه و کورکورانه دستور مسدود کردن وبولاگ ما را صادر نمود این نشاندهنده این است که اطلاعیه ما خیلی کارا بوده است که این آخوندها را به جان آورده است تا رسمأ دستور مسدود کردن وبولاگ ما بر روی بلوگسکای صادر کنند.

در ماه گذشته ریئس جمهور آخوندها در سویس دم آز آزادی بیان میزد اما خود ایشان و رژیمش بدترین دشمنان آزادی بیان هستند این فریبکاری و دروغها تاکی به خورد افکار عمومی و مردم اسیر ایرانی میدهند این جانوران آدمکش.

http://www.samankurdi.blogsky.com/

این وبولاگی که در بالا مشاهده میکنید توسط دشمنان آزادی بیان و آزادی مطبوعات مسدود شده است.

This account is terminated for violating our terms and conditions.

وبلاگ مورد نظر به علت رعایت نکردن قوانین و مقررات سایت مسدود می باشد.

این نوشهای که در بالا مشاهده میکنید توسط مسئولان بلوگسکای نوشته شده است.

این را نشاند میدهد هنگامیکه وبولاگ من را بازمیکنید اما برای دیدن نوشتهای من برو روی این وبولاگ کلیک کنید که در زیر می آید.

http://www.samankurdi.blogg.se/

این وبولاگی که اینجا مشاهده میکنید وبولاگ تازه من است همان وبولاگی میباشد که مسدود شده است و بر روی یک سرور جدید قرار داده ام.

بله دشمنان آزادی بیان همیشه برای خفه نمودن صدای آزادیخواهان کشش نموده اند اما پیروز نخواهند شد.

این جانوران آدمکش مگر وبولاگ نویسان را نکشتند در زندانهایشان مگر تمامی سایتهای انترنتی را مسدود و یا فیلتر نکرده اند و ایران را زندانی بزرگ برای زنان و جوانان نه نموده اند؟

حتی به مردم اجازه نمیدهند از ماهواره استفاده کنند این جانوران آدمکش و ویروس اسلامی.

مسدود کردن وبولاگ من جای افتخار است چرا چون  این وبلاگ توانسته است کارا باشد برای همین بوده است که دستور مسدود کردنش را صادر نموده اند.

حالا با خیال آسوده در این فکر هستند که این وبولاگ را مسدود کنند دیگر توان درست کردن سایت و وبولاگ دیگری نداریم من به شما اهای جانوران اعلام میکنم در همان روزی که شما کورکورانه دستور مسدود کردن وبولاگ من را صادر نمودی و ساعتی بعد یک وبولاگ تازه با همان نام و با همان اسم ساخته شد به کوری چشم دشمنان آزادی بیان و آزادی مطبوعات یک وبولاگ تازه ساخته شده که برای همه به آسانی قابل دسترسی میباشد.

من به شما کور دلان و کور اندیشان ویروس اسلامی اعلام میکنم که تکنولوژی امروزی این امکان را از دست شما گرفته است که با راحتی و به این آسانی صدای هر آزادیخواهی را خفه کنید مگر قاضی جنایتکار و آدمکش شما در زندان به دلارا داربی تجاوز نکرد که او هم تهدید کرده بود هنگام آزادی برای افکار عمومی آن جنایت را بیان کند که قاضی آدمکش و جنایتکار آخوندها هم سراسیمه دست به کار شد و قبل از اینکه خورشید بتابد جان دلارا دارابی را گرفتند این جانوران آدمکش و ضد انسانی.

به شما دشمنان آزادی بیان میگویم که مگر میشه جلو خورشید را گرفت؟

مرگ و نابودی برای دشمنان آزادی بیان

نفرت بر انسان کشی و نفرت بر آنکسانی که جان دلارا دارابی را گرفتند

نفرت بر تنگنظری و کوته فکری.

زند باد آزادی و دموکراسی

سامان کردی

ساموئیل کو کرمانشاهی

14/5/2009


ترور شخصیت انسان توسط انسانهای روانی و مبتلا به پارانوئیدی.


ترور شخصیت انسان توسط انسانهای روانی و مبتلا به پارانوئیدی.

حال کمی درباره ترور شخصیت . حال بدانیم ترور شخصیت یعنی چه؟ و ترور شخصیت یعنی تبلیغات برای کمرنگ کردن شخصیت دیگران و یا برای درهم شکستن شخصیت دیگران. برای مثال آن کسانی که تبلیغات مخفیانه غیرمستقیم علیه کسی دیگر به نیات اینکه شخصیت آن کس را ناچیز جلو بدهند و برای درهم شکستن شخصیت وی دست به تبلیغات میزنند و یا اینکه دیگران را علیه وی تحریک کنند تا شخص را درهم شکنند. هنگامیکه ما در باره دیکتاتوری سحبت میکنیم بیشتر درباره دیکتاتورهای خاورمیانه که دیکتاتورهای فیزیکی هستند اما ما در اینجا به هردو اشاره نمیکنیم که در هیچ جای دنیا دموکراسی برقرار نیست در بعضی از کشورهای دیکتاتوری روحی و روانی جایگزین دیکتاتوری فیزیکی شده است و بر این اساس پیش میروند برخلاف نظامهای دیکتاتوری فیزیکی نظام دیکتاتوری روحی بیرحمتر است از دیکتاتوری فیزیکی هنگامی که کسی از سوی دولتهای دیکتاتوری فیزیکی مورد تعقیب قرار گیرد اگر از سوی دولت متهم باشد و سر یک حرف که به رهبران آن کشور چیزی گفته باشد با یک معذرت بخشوده میشود اما در نظامهای دیکتاتوری روحی و روانی عکس آن است اگر صد بار معذرت خواهی کند  ازش خوش نمیشوند آن هم به خاطر یک حرف به یک مسئول و یا افراد اداره ی که حتمأ چیزی به وی گفته شده است که جواب داده است. این هم به سبب وجود امراضهای پارانوئیدی در دستگاه سیستم دیکتاتوری روحی و روانی بعضی از کشورهای به قول خودشان دموکراتیک. برای درهم شکستن شخصیت انسانهای که باب دلشان نیستند و حتئ برای این بودجه میزارند و یک حقوق برای این کار اختصاص داده میشود. این کار با نیات این انجام میدهند تا فرد را منزوی کنند و روحی وی را درهم بشکنند تا از این طریق فرد را مجبور کنند که به روانشناس احتیاج پیدا کند برای شستشو کردن مغز آن انجام میگیرد این هم با قوانین شناخته شده سازمان ملل در مورد حقوق بشر مغایرد دارد. و در ترور شخصیت انسانی دیگران دست بالای دارند در این کار. برای مثال جلوگیری از اینکه نکند فرد تشکیل خانواده بدهد تحریک کردن همسایه ها علیه فرد این هم با حقوق بشر و اعلامیه های آن مغایرد دارد. اما حالا از این بگذریم بیایم برگردیم به موضوع اصلی آن هم ترور شخصیت است و باید در این باره یک تعریف درست و حسابی بشود تا دیگران با واژه ترور شخصیت آشنائی پیدا کنند و بدانند که این کار آسانی نیست و هرچه بیشتر در این کار خود را وارد کنند بیشتر احساس نا امنی میکنندا فرادی که در سدد ترور شخصیت دیگران هستند. برای مثال کسانی هستند بر علیه دیگران دست به لجنپراکنی میزنند و به دیگران زنگ میزنند و میگویند فلان کسی این کار کرده و بد است آدم خرابی است از این حرفها این هم با این نیات که شخصیت آن فرد را درهم شکسته بشود و یا در دید دیگران کم رنگ بشود شخصیت ایشان. این هم یک نوع مرض است و در این باره و نحوی این امراض اشاره خواهیم کرد در آینده. اذیت و آزار دیگران کار آسانی نیست و این کار کار یک فرد نیست بلکه کار یک گروه سازمان یافته است که سالها در این زمینه تجربه کسب کرده اند. این هم یک کار ضد بشری است. نمونه آن یک فرد کرد ایران بود بنام اک  که کرد بود در این شهر مورد اذیت و آزار قرار گرفته بود و بطور کلی منزوی شده بود وناچارشده بود که یک سگ بخرد تا از تنهای رهای یابد.و در این باره منزوی کردن فرد بخاطر تفکر سیاسی یک کار خلاف قوانین حقوق بشریست. بلی در این دینا جای به نام امنیت وجود ندارد برای انسانها.  ترور شخصیت تنها کار این افراد مریض حال نیست بلکه میروند با کشوری که آن فرد ازش فرار کرده است علیه شخص همکاری میکنند تا شاید  هم پولی بدست بیاورند و هم از سوی ضدبشریهای اینجا مورد ستایش قرار گیرند. برای مثال طرف میاید علیه کسی بدگوی میکند پشت سرش و به دیگران میگوید به وی نگوید که ما داریم علیه او حرف میزنیم تا او از برخورد ما بی خبر باشد اما نمی داند که در این دهن لامذهب 32 دندان است اگر یک حرف از این دهن جاری شد به 32000 گوش میرسد و همه از این باخبر میشوند. و کم کم همه گیر میشود. اما این افراد در این فکر نیستند که روزی مورد انتقام قرار گیرند و این هم بستگی به فرد دارد اگر طرف آدم آگاه و دانای باشد هرگز گوشش برای این حرفها بدیکار نیست دریا با دهن سگ کثیف نمیشود و البته سگ کثیف نیست اما این ضرب المثل ایرانی است که من به کار برده ام. و در این باره کارهای هست هنوز درحال تحقیق است که در آینده بطور علنی وبطور خصوصی از فرد و نام و نام خانوادگی ایشان برای افشای نیاتش و با کجا در ارتباط است افشا میشود بدون هیچ مانعی  آدرس شماره تلفن و عکس و نام را در یک اطلاعیه افشا خواهیم شد اهداف کثیفش. و بعد از این تصمیم نهای را گرفته میشود در این باره. خود شیرینی کردن برای دولت ایران از سوی این افراد و مذدوری وی در زمانهای که در جاهای دیگر بود به گوش صاحب حق باید برسد این خبر تا فرد را در اعمالش شاید کمی بداند منظور من کی است اگر وارد این سایت بشود. ترور در این دنیای بیشرم. یک فرد که زمانی در این شهر دانشجو بود  از راه یک خانواده عراقی توانست با وزارت اطلاعات ایران آشنا بشود و در حدود 5 ماه به ایران سفر کرده بود تا آموزش لازم را در این راه به بیند نام این فرد هوج نام دارد و در شمال سوئد ساکن است. و در یک مدت اینجا در همین شهر بود. او با چند نفر دیگر دست در دست یکدیگر گذاشتند تا دست به لجنپراکنی بزنندو به یک آفریقای گفته بودند که فلان کس هیچکس اینجا ندارد و ما کاری میکنیم که قوم و خویشان او از او بد بین بشوند. نام این افراد که به آفریقای تبار حرف زده اند ت ک همراه با ج ان ی است و خیلی از حرفهای مزخرفی هم زده بودند. و هم در این باره گفته بودند که فلان کسی بخاطر فلان کاری فلان چیزی بر سرش آمده است بدون اینکه چیزی بدانند از شناخت بر دیگران حرف میزنندو خیلی احمقانه است این حرفها که این افراد در فکرش هستند. و در سدد ترور شخصیت انسانی دیگران هستند این افراد بدون شناخت بر عدالتخواهی دم از عدالتخواهی میزنند.  و در سدد تفتیش عقائید دیگران هستند حتئ به چند نفری زنگ زده بودند تا در مورد من سئوال کنند که من چه مذهبی دارم و یا با کدام سازمان هستم این هم یک تفکر احمقانه بیش نیست که این افراد در سر دارند. البته میدانم این برخورد غییرمستقیم از کجا سرچشمه گرفته است و چه کسی پشتش است و من کاملأ میدان کی پشت این کار است و ما یک مثال داریم آن کسی که دشمن خویش را نشاسد یا احمق است و یا کله پوک. هر کسی میداند چه کسانی در این کار شرکت دارند. بخصوص من که یک مطالعه کامل و تکمیل از همه زاویه ها بر روانشناسی بالینی و خود شناسی همرا با چهره شناسی. که وارد علم چهره شناسی نمیشوم حالا چون من حرفم امروز در باره ترور شخصیت انسانی است نه در باره چهره شناسی. هر انسانی که بخواهد علیه کسی بدگوی کند هنگامی که به فرد نزدیک شد حرکاتی غیر طبیعی از خود نشان میدهد بدون اینکه خودش بداند. چرا چون از نظر وجدانی خود را درونن مقسر میداند و بر این باور است که هر لحظه مورد حمله قرار میگیرد از سوی کسی که پشت سرش بدگوی میکند.  این هم در وجود این اشخاص یک نوع امراض پارانوئیدی همرا با اوتیستی تولید میکند. و در سدد این است شاید با بدگوی پشت سر دیگران درون آزاری خود را تسکین کند. البته این اشخاص در اصل مریض هستند و به اوتیسم و پارانوئید مبتلا هستند همین امراض است که این افراد را وادار میکند تا پشت سر دیگران دست به بد گوی کنند. و در ترور شخصیت دیگران پا فرا تر بگذارند.  این امراض به زبان فارسی نامش هزیان گوی است که این افراد با امراض هزیان گوی مبتلا هستند.  من به این افراد کور و نادان پیشنهاد میکنم که کمی به وجدان و ضمیر خود نگاهی به افکنند و کمی فکر کنند چه دارند میگویند و چه دارند میکنند. و در سدد ترور شخصیت دیگران نباشند و ترور شخصیت دیگری آسان نیست فکر نکند که دو و یا سه برادر و پسر عمو دارد اینجا از این حرفها خبری نیست که این کور دلان و احمقها در فکرش هستند. البته انسان و انسانیت هرگز فراموش نمیشود و ما یک مثال داریم که کوه به کوه نمیرسد اما انسان به انسان میرسد. التبه این برنامه ریزیها از سوی چند نفری است که دو تاشان در همین شهر هستند و دو تای دیگر در شهر ماریستاد هستند من در این فکر هستم که در این باره اقدام لازم را مورد اجرا بگذارم شاید کمی این افراد عقب نشینی کنند نه که علیه من بلکه علیه هر کسی کوتاه بشوند..  من خودم یک انسان هستم با هیچ کسی خصومت و دشمنی ندارم دوست دارم با همه دوست باشم و روابط دوستانه ای با دیگران داشته باشم و بر اساس انسانیت با دیگران رفتار کنم اما متأسفانه دیگران چنین نیستند و در این باره اگر با کسی یک کار خوب و یا خوبی کنید بعدش در آخر بد میشود و بجای خوب دریافت کردن بدی دریافت میکنیم. در این باره انسان را هرچه بیشتر موظفتر میکند که به هیچ کسی خوبی نکند. یکی که قبلأ اینجا زندگی کرده بود با چند نفری در استکهلم زنگ زده بود تا علیه کسی دیگر لجنپراکنی کند این هم از سوی چند مذدوری در شهر ماریستاد پول دریافت کرده بود.  در این باره ادامه دارد  و روزی نام و مشخصات این فرد را با افراد دیگری که به او پول داده بودند افشا خواهیم کرد.. در این باره ادامه دارد

با تقدیم احترامات اسماعیل قادری

27/11/2005

بخش دوم(2) در باره ترور شخصیت و ترور روحی وروانی در بعضی از کشورهای که ادعای دموکراسی میکنند. اگر کسانی در این فکر باشند که در اروپا تفتیش عقاید وجود ندارد سخت در اشتباه هستند و در مورد تفتیش عقاید چیزی نفهمیده اند. در هنگام قذا خوردن و درست شدن پرشونامبر یا همان چهارشماره شخصی و ثبت شدن در کامپیوتر و کنترل بر زندگی شخصی و هنگامی که شخص و یا خانواده در خانه نباشند به درون خانه ها وارد شدن برای اینکه بدانند طرف چی دارد در خانه و عکسبرداری از وسایل خانه. اما بر خلاف کشورهای دیکتاتوری فیزیکی اینجا خیلی آسان و ملایم تر صورت میگیرد تفتیش عقاید و کنترل شخص بدون اینکه خودش بداند صورت میگیرد. سختگیری علیه پناهنده برای مثال اگر یک اروپای به اداره پلیس زنگ بزند شاید بعد از 5 دیقیقه پلیس آنجا باشد اما اگر یک خارجی تبار به اداره پلیس زنگ بزند شاید 2 الی 3 ساعت طول بکشد تا پلیس به محل برود اگر جرمی صورت گرفت و این خودش نشاندهنده این است که بنیان تبعیض از کشورهای پیشرفته سرازیر میشود و به کشورهای دیکتاتوری فیزیکی میرود. این شاید هم کل سیستم به یک نوع پارانوئید مبتلا شده باشند چرا چون هنگامیکه میبینند که علیه کسی بد گوی نموده اند و یا خود را مقصر میدانند که کاری کرده اند بر ضد آن شخص دائم در این سدد هستند که به یک شیوه ای شخصیت آن انسان را درهم بکوبند و دست به تبلیغاتهای ضد انسانی و غیر انسانی مخفیانه علیه شخص میزنند برای نابود کردن شخصیت انسان. این هم با قوانین شناخته شده سازمان ملل متحد در باره حقوق بشر مغایرد دارد. 1- اگر فهمیدند که آن شخص بوی از سیستم برده است و همه چیز در باره سیستم میداند در اولین کاری که میکنند جلو گیری ارتباط وی بادیگران و تحریک کردن دیگران علیه شخص تا دیگران از آن چیزی که او در باره اش میداند با خبر نشوند. 2- منزوی کردن فرد تا حدی که دیگر قادر به هیچ کاری نباشد و جلو گیری از اینکه نکند شخص خوش بخت بشود و تشکیل خانواده بدهد و در این باره یک بودجه کلانی هم اختصاص میدهند برای درهم کوبیدن شخصیت انسان. 3- فرستادن افراد به دنبال فرد که بدانند با چه کسانی در ارتباط است و در این باره به کار های اخلاقی متوسل میشوند مثل اینکه شخص آدم خرابی است و ارتباط با او احتمال دارد کسانی که با فرد ارتباط دارند تحت تعقیب قانونی قرار گیرند این همه برخوردهای غیر انسانی مخفیانه و غیر مسقیم انجام میگیرد و باز در این باره از دیگران میخواهند که زیاد با شخصی که از وی بد بین هستند بی محل باشند و به هیچ عنوان به او احترام نگذارند و حتی اگر شده به او برخورد توهین آمیز بکنند. 4- منزوی کردن شخص و قطع ارتباط وی با دیگران فرستادن اطلاعات در مورد شخص برای کشوری که در آن آمده است و تمامی اطلاعاتی که مربوط به نحوی زندگی نوع شغل ایده انگیزه سیاسی شخص همه را میفرستند برای مثال اگر شخص ایرانی باشند برای ایران. 5- مسائل ناموسی. به دیگران میگویند که فرد آدم بدی است همیشه بدنبال دختر بازی است شماها هم زن و بجه دارین با او ارتباط تان قطع کنید که شخص آدم بد اخلاقی است همیشه چشمش به زنان دوخته است و از این حرفهای مزه خرفی که همه کشف شده است برای ما. 6- دست در دست جاسوانی که برای دولتهای دیکتاتوری فیزیکی که در این کشورها قرار دارند و تا به هر شیوه ای شده است شخصیت شخصی که مورد هدف است در هم کوبیده بشود یعنی با روش فرهنگی کشوری که فرد در آنجا آمده است. و در این باره با وزارت اطلاعات دولت ایران همکاری میکنند علیه پناهندگان نمونه این برخورد ضد انسانی برخورد با یکی از پناهندگان ایرانی که زمانی پیشمرگه بوده و به سوئد آمده بود چند سالی در شهر ماریستاد زندگی نموده بود بعدش به شهر دیگری بانام خفده منتقل شد که من تا سال 2004 از وی خبر داشتم بعد از سال 2004 او یا سر به نیست کردند یا اینکه به جای دیگر منتقل شده است که ناچار در زیر چادر زندگی میکرد در منطقه ای بانام بیلینگه هاوس.. نام این شخص برای ارگانهای سازمان ملل متحد ارسال شده است. 7- هنگامی که فرد خانه نیست به داخل خانه وی وارد میشوند و از آنچه در خانه دارد از آنهاعکس برداری میکنند و حتی در این باره به درون یخچالش نگاه میکنند که بدانند چه نوع غذاهای میخورد و چه نوع مشروباتی مینوشد این مسائل را من تحقیقات نموده ام با کامیرای جاسوسی در این باره عکس و فیلم هم در اختیار دارم به این زودی بروی انترنت قرار میگیرد این فیلمها تا همه بدانند که دموکراسی فقط بر روی کاغذ است نه عملی یک تئوری است برای اهداف شوم خودشان استفاده میکنند. من به دموکراسی ایمان دارم اما نیمتوان یک کشور را یافت که در آن دموکراسی حقیقی برقرار شده باشد. 8- در سر راه میایستند تا بدانند که چه کسانی با شخص در ارتباط هستند و از آنها کارت شناسای میخواهند در این باره فیلم و عکس در اختیار دارم. یک توضیح. در این باره اگر یک سیستم در هنگام بنا شدن مریض بناه شده باشد همراه با امراض پارانوئیدی کل سیستم را مریض میکند. این افرادی که عادت دارند علیه دیگران بدگوی کنند در اصل مریض هستند اگر روزی دست به چنین کاری نزنند احتمال دارد دچار سکته قلبی بشوند چرا چون آنقدر غرائیز و یا غریزه کینه توزیشان بالا است فقط با بدگوی پشت سر دیگران تسکین میشود و یا باید گفت قرص مسکن و کپسول مسکن این اشخاص بدگوی پشت سر دیگران است. و هنگامی که علیه کسی دست به بدگوی میکنند احساس راحتی میکنند ولی این احساس کوتاه مدت است این مرض مزمن متاسفانه در میان مرد ایران خیلی شیوع دارد و مثل زندگی روزانه شده است.. در این باره نیمتوان اعتماد را از دست نداد و بر همین سبب بود که فردی در چند سال پیش با وی ملاقات نمودم که به من اعتماد نداشت و چنان وی را سرکوب روحی و روانی نموده بودند که بیحد و حساب بود در این شهر خفده که از ناچاری یک سگ خریده بود تا شاید از تنهای به بیرون آید و کاری بر سرش آورده بودند که دائم از دیگران مشکوک بود. و باز در این باره هنگامی که در سال 2002 با وی ملاقات نمودم در اولین روزی که دیدمش به گریه افتاد و گفت دوست عزیز من چند سال پیشمرگه کومه له بودم و من جواب دادم این مایه ی افختار است که شما به کردستان خدمت نموده اید یک دفعه به گریه افتاد تمام قلبم را تکان داد و از وی سئوال نمودم چرا گریه میکنید؟ نمیتوانست جواب بدهد و من هم از ناراحتی تاب نیاوردم و گذاشتم به حال خودش شاید روزی دیگر بتوانم با وی ملاقات کنم و رفتم و در همین لحظه که راه میرفتم صدا زد و گفت نرو من خیلی دارم برای گفتن وایسه و من ایستادم دوباره او به گریه افتاد باز قلبم را آتش زد. و از او خواهش نمودم که گریه نکند این باعث ناراحتی من میشود و بازه به گریه افتاد و گفت من در حدود 13 سال است که در سوئد بر سر میبرم و در طول این 13 سال من را تحت عنوانع شکنجه های روحی و روانی قرار داده اند. و من گفتم اگر وقت دارید من به پیش شما میایم و با هم در این باره حرف میزنیم اگر مایل هستین؟ جواب داد و گفت خیلی خوشحال میشوم. و من هم یک روز بعد به پیشش رفتم و او هم همه چیز را برای من تعریف نمود و من هم در اولین کاری که کردم با یک سازمان( آمر ا)تماس گرفتم و یک کامیرا را بدست آوردم و در خانه وی کار گذاشتیم مخفیانه که بدانم این راست است که همیشه بداخل خانه او وارد میشوند بعد دو روز همه چیز روشن شد و همه آنکه او گفت حقیقت داشت و من هم کامیرا را برداشتم و برای آن سازمان ارسال نمودم با چند تا فیلمی که بدست آورده بودم متأسفانه کاری بر سر این انسان آورده بودند که بیچاره حتی توان حرف زدن هم را نداشت اما اطلاعات موثری به من داد در این باره در این دو شهر چند نفری را مامور نموده بودند تا وی را سر کوب کنند 1 موسوی فر دوم خانمش را نام برد و چند نفر دیگر با نامهای عبدالکاظم و چند نفر از اعضای حزب للاه لبنان نابرد که همراه با چند تنی از مسئولین سوئدی وی را تحت سرکوب روحی و روانی قرار داده بودند. او یک حرف هم زد و گفت حتی اطلاعات راجع به وی به ایران فرستاده بودند تا خانواده اش را اذیت وآزار بدهند در ایران. و حتی در این باره به خانوادش زنگ زده بود خواهرش به گریه افتاده بود و به وی گفته بود که آنها را بازجوی نموده اند و تهدید شده اند توسط کمیته. و این خودش برای من توضیح داد. او را زندانی نموده بودند چند ماهی و در زندان تحت شکنجه روحی و روانی قرار گرفته بود به قول خودش. حال تعریف کرونوفوبیا. Chronophobia ترس نوروتیک از زمان این ترس شایعترین اختلال روانپزشکی در زندانی ها است و تمام زندانیها دیر یا زود به درجاتی از کرونوفوبیا مبتلا میشوند. این حالت در تمام نوروتیکهای بالقوه که زندانی میگردند پدید می آید زمان و وسعت آن برای بیمار وحشت انگیز استو کندی گذشت زمان شخص را دچار هراس می سازد شیوع کرنوفوبیا در زندانیها سبب شده است که آن را نوروز زندان بنامند. کرنوفوبیا نا گهانی بدون هشدار و زمانی که زندانی دوره محکومیت خود را میگذراند را میابد ظاهر میشود. در روزهای اول زندانی شدن شخص معمولأ امیدوار محاکمه ای مجدد است و با عدم اطمینان و بی تفاوتی با آن برخورد میکند. وقتی تازگی زندانی از بین رفت و طول واقعی مدت محکومیت درک شد سر و کله کرنوفوبیا ظاهر میشود. زندانی معمولأ دوران سلول خود دچار هراس میگردد و از به بند کشیده شدن و محبوس ماندن وحشتزده میشود اما این کلاستروفوبیا (ترس از فضای بسته) در واقع ناشی از ترس از زمان است که زندان نماینده وسعت آن است. پس از نخستین حمله اضطراب کم و بیش دائم بیقراری بیخوابی عدم رضایت از زندگی شکایت هیپوکندریائی بی شمار و ناتوانی فزاینده برای سازگاری با محیط ظاهر میشود. شدت اختلال در چند هفته یا ماه از بین میرود اما عودهای نسبتأ خفیف روی میدهد. به تدریج زندانی تبدیل به یک آدم ماشینی بیتفاوت میگردد که دوران محکومیت خود را با ساعت و در زمان حال سر میکند. ترجمه اسماعیل قادری و کار با زندانیان.. تعریف پریسون پسکیسس.Prison psychosis. روان پریشی زندان قرائن در مورد تاثیر زندانی شدن حقیقت دارد. مطالعه بیرنیام 1908 حاکی است که جدا سازی در زندان بخصوص زندان انفرادی ممکن است موجب بروز اختلالات پارانوئید گردد که با فراهم شدن امکان آمیزش با زندانیان دیگر از بین میرود. ایتینگر 1960 گزارش میکند که حالات پارانوئید در زندانیان زمان جنگ حقیقت است. معهذا فارگمن 1963 چنین نتیجه گرفت که چنین حالاتی حتی در بین ساکنین اردوگاه های اسرا نیز وجود دارد . حریم پوشیدگی مفهوم پوشیدگی یا حریم به محدود ساختن دسترسی با دیگران به جسم و روان شخص از جمله رویاها تخیلات افکار و عقاید او اطلاق میگردد پوشیدگی در زمینه قانون گاهی به ایمنی از مزاحمت دیگران و گاهی به حریم تصمیمات شخصی معمولأ در مورد اموری نظیر روابط و یا انتقام مسئولین ظالم از انسان باشد و تنها در سلول قرار دادن فرد زدانی متوان انسان را وحشتزده کند و همین زندانی شدن در یک سلول انفرادی خطرناکتر است برای فرد که زمانی که آزاد بشود هر لحظه دست به انتقام بزتد. و این به انسان خدمتی نخواهد کرد.. بنظر بنده نباید از قانون سواستفاده نمود و کینه توزانه با زندانی برخورد کرد اگر چنین باشد ضد بشری محسوب میشود و با قوانین شناخته شده سازمان ملل متحد در باره حقوق زندانیان مغایرد دارد. این بخش دوم در باره ترور شخصیت و یا ترور روحی و روانی است در این باره ادامه دارد.. اسماعیل قادری 31/12/2005 بخش سوم درباره ترور شخصیت و( شکنجه روحی و روانی ) ترور شخصیت عبارتند از تهدید غیرمستقیم مثل نشاندادن چاقو به کسی که مورد هدف است و یا وسایلی که بتواند انسان را به قتل برساند و من در این باره با تفسیر در باره ترور شخصیت و شکنجه روانی و روحی بحث خواهم کرد در این باره. ترور شخصیت انسان در کشورهای اروپای از طریق نامه ها و برخوردهای دیگر انجام میگیرد. و ترور روحی و روانی در اداره های دولتی در کشورهای اروپای طوری با طرف برخورد میکنند تا مورد رنجش و یا عصبانیت فرد بشود برای بدست آوردن نقاط ضعف طرف میباشد تا بتوانند از نقطه ضعف فرد علیه او استفاده کنند و از این طریق بتوانند فرد را مورد سرکوب روحی و روانی قرار بدهند. برای مثال از فرد سئوال میکنند که از چه چیزهای خوشش می آید و از چه چیزهای بدبین است این همه برای بدست آوردن نقاط ضعف فرد انجام میگیرد. تا از این طریق بتوانند فرد را مورد شکنجه روانی قرار بدهند. هنگامیکه به نقاط ضعف طرف دست یافتن شروع میکنند به سرکوب روانی و روحی فرد و باز در این باره دست به شایعه پراکنی مخفیانه علیه فرد میزنند و اتهامات بی پایه و اساس و برچسپهای دروغین به فرد میزنند و حتی در این باره بودجه هم برای این کارمیگذارند. در این باره هنگامیکه ضعف طرف را بدست آوردند دست به سازماندهی و برای ترور روانی و روحی فرد از هیچ چیزی فروگذاری نمیکنند و در این باره حتی دست به همکاری با کشوری که فرد از آن فرار نموده است میزنند و با آن کشور همکاری میکنند در این باره. با شایعه پراکنی بر اساس برنامه ریزی شده و در دستور کارشان قرار میدهند برای درهم کوبیدن روحی و روانی فرد این کارها بیشتر علیه خارجی تبارها انجام میگیرد و برای خرد کردن شخصیت فرد انجام میگیرد. خلاصه اینجا بجای شکنجه فیزیکی شکنجه روانی و روحی وجود دارد که بعدأ با تفسیر در این باره بحث خواهم کرد و شکنجه روانی را برای آن دسته که علاقمند به دانستن در این باره هستند توضیح میدهم.. آنها از کلمات ناشایسته شروع میکنند برای گرفتن حال شخص و برای بدست آوردن قدرت تحمل شخص و بدست آوردن نقاط ضعف او انجام میگیرد این کارها و در این باره کشش میکنند که سر نخ این برخورد به بیرون در جامعه سرایت نکند تا مردم از این با خبر بشوند اگر فرد هم اعلام نمود که چنین برخوردی با وی انجام گرفته است او را روانی و مریض اعلام میکنند این هم برای سر پوش گذاشتن بر جنایتهای خود آنها میباشد این تبلیغاتها.. و در این باره هنگامیکه به نقاط ضعف طرف دست یافتند دیگران علیه او بسیج میکنند برای سرکوب روحی و روانی فرد مورد هدف وبرای در هم شکستن شخصیت او انجام میکیرد این کارها اینها از دیگران میخواهند برای درهم شکستن روحی شخص به هر کاری دست بزنند حتئ اگر شده او را تهدید کنند به قتل و یا به او چاقو نشان بدهند به عنوان تهدید و یا مستمرأ از او شکایت کنند در این باره و انتقادهای بیجا و کوبنده از فردبه کنند برای در هم شکستن روحی فرد مورد هدف. یک کلمه است به سوئدی ) یعنی توی اعصاب کسی رفتن و کسی را عصبانی کردن و یا حال کسی را گرفتن. Psyka از این نوع برخوردها بر اساس برنامه ریزی و حتئ برای این کار بودجه میگذارند و اشخاصی را در این باره استخدام میکنند برای این کار. در مرحله اول بدست آوردن نقاط ضعف شخص دوم سازماندهی افرادی که معتاد به مواد مخدر هستند علیه شخص برای تبلیغاتهای دروغین و بی اساس که دور از حقیقت میباشد یعنی بر اساس برنامه ریزی شده برای شایعه پراکنی علیه فرد آن هم مخفیانه و این هم برای تحریک کردن مردم علیه شخص انجام میگیرد این تبلیغاتهای بی اساس و شرم آور آن هم برای سرکوب روحی و روانی فرد صورت میگیرد این لجنپراکنیهای بی اساس. با این نیات که شخص را دچار امراض درونی کنند تا به روانشناس احتیاج پیدا کند برای بیشتر خواندن درون شخص مورد هدف ضد بشرها انجام میگیرد این کار. و باز در این باره میتوانند از نوع ضعف شخص سئو استفاده کنند برایدرهم کوبیدن روحی شخص و حتئ دروغهای علیه شخص درست میکنند از این نوع شخص مریض است و شخص مشکلات برخورد و تنظیم رابطه دارد و نمیتواند با دیگران تنظیم رابطه کند از این حرفهای مزه خرفی که سالها ما شنیده ایم در این باره. و حتئ در این باره از فرهنگ و مسایل اخلاقی هم علیه فرد استفاده میکنند و در راه دیگر برای آسیم ناسیون و کارهای دیگر می پردازند اینها همه برای سرکوب روحی و روانی انسان انجام میگیرد و این کار آگاهانه و هشمندانه صورت میگیرد. و در این باره کارمند استخدام میکنند برای درهم شکستن شخصیت فردمورد هدف یعنی سازماندهی کردن برای اذیت وآزار فردی که از وی خوششان نمی آید اگر فرد مقاوم و زیرک باشد به دنبال راه های دیگری میروند. این سازماندهی از گروه های تشکیل مشود که از مواد مخدر استفاده میکنند در این باره و افشای این به بعدأ موکول میکنم. در مرحله اول دست به تبلیغاتهای دروغین میزنند علیه فرد بعدش مراقبت از فرد که تا بدانند با چه کسانی ارتباط دارد و با چه کسانی رفت و آمد میکند میپردازند. و بخشی از این سازماندهی توسط رژیم ایران و مذدورانش با همکاری افراد مسئول انجام میگیرد علیه افرادی که در زمینه سیاست فعال هستند. و در این باره دست به انواع تبلیغاتهای دروغین و ضد انسانی علیه انسان میزنند اینها برای سرکوب روحی و روانی فرد انجام میگیرد در این کشورها. دست به تبلیغاتهای بی اساس و از کسانی که با فرد در ارتباط هستند یا اینکه با فرد کار میکنند میخواهند که علیه او گزارش و یا علیه فرد بدگوی کنند و باز از آنها میخواهند که هرگز خوبی فرد را بیان نکنند بلکه فقط بدی فرد را بیان کنند. و در این باره بدنبال نقاط ضعفی از سوی فرد میگرددند تا بتوانند از آن علیه او استفاده کنند. و کلماتی به کار میبرند علیه فرد که توهین آمیز و مردم را از او بدبین میکنند تا از این راه به نیات ضد انسانی خود برسند و از این راه بتوانند مردم را علیه فردی که مورد هدف است بشورانند. این تبلیغاتها زیرکانه صورت میگیرد و آگاهانه و در این راه کشش میکنند تا فردی که مورد هدف است از این اوضاع بی خبر باشد و درک نکند که مورد هدف چنین تبلیغاتهای قرار دارد. برای مثال میآیند و میگویند فلان کس آدم بدی است با وی رفتار نکن و با او ارتباطتان قطع کنید ولی به او نگوئید که ما چنین چیزی به شما گفته ایم نگذار او بفهمد این قضیه را. و باز از افرادی که با فرد در ارتباط هستند میخواهند که اگر شده با او برخورد توهین آمیز کنند. من هر چه گفتم در باره او به وی نگوئید. برای مثال در کشور سوئد اگر یک سوئدی از یک پناهنده شکایت کند با تمام جدیت با وی برخورد میکنند خانه اش را تفتیش میکنند و حتئ به کتابها و وسایلش دست میزنند اما عکس این اگر یک پناهنده از یک سوئدی شکایت کند زیاد جدی نمیگیرند و با جدیتی که با پناهندگان برخورد میکنند نمیکنند با سوئدی. متأسفانه در این کشور برخوردهای سیستماتیکی شکنجه روحی و روانی انجام میگیرد علیه خیلی افرادی که من با آنها ملاقات نموده ام. نمونه این افراد . 1-حمید 2-احمد 3- بهمن 4-فریدون 5-اکرم در چند سال گذشته یک پدر به علت اختلافات میان خود و دخترش دخترش را به قتل رساند تا چند سال هر از این واقعه حرف میزدند اما در چند روز پیش یک مرد دو تا خواهر خود را بقتل رسانده و خون آنها را میکده بود بیش از یکبار از تلویزیونها مشاهده نشد یک مرد 4 تا زن را با تبر بقتل رساند در شهر یوته بوری اما بیش از چند ثانیه بحث در باره آن نشد. این باید اسمش گذاشت نابرابری مطبوعاتی. بیشتر این برخوردهای که شکنجه روحی و روانی هستند از کشور سوئد انجام میگیرد یعنی کشور سوئد مقام اول و کشور سویس مقام دوم دارد در جهان. اگر در این باره انسان دست به تحقیقات بزند و به تمامی شهرهای این کشور سفر کند شاید بیش از 500 الی 600 نفر پیدا کند که مورد شکنجه روحی و روانی قرار گرفته اند بعضی از این برخورد های مدرن بی خبر هستند و همه نمیتوانند این برخوردها را به آسانی درک کنند چرا چون این برخوردها مخفیانه و با لبخند صورت میگیرد. تو در باره او به فلانی زنگ بزن بگو او آدم بدی است حرفهای خوبی نمیزند و بگو او آدم مجرمی به نظر میرسد نگذار او بفهمد از این موضوع و در این باره شما پاداش دریافت میکنید هذینه ی سفرت پرداخته میشود اگر این کار را بکنید در باره او بدگوی کنید. تو به فلانی که با او در ارتباط است بگو با وی رفتار نکند شاید مورد بازجوی قرار گیرد از سوی پلیس او را بترسانید تا با وی رفتار نکند. تماسهای تلفنی. باید با افراد از نظر اقتصادی استفاده نمود او از سوی دولت خود مورد تعقیب است بهتر نیست ما از این فرصت استفاده کنیم علیه او؟ بلی اما باید اول تضمین به من بدهید که روزی مشکلی برای من ایجاد نشود در این باره. شما نباید بترسید تمام سیستم پشت شما است نترس. بلی در این باره خیلی حرفها است برای گفتن باید دست به تحقیق بزنم و در آینده بیشتر برای روشن کردن شکنجه روحی و روانی برای دیگران توضیح بدهم تا دیگران از این کار با خبر باشند. در این باره ادامه دارد در باره ترور شخصیت . شکنجه روحی و روانی افرادی که مورد هدف هستند. 12/2/2006 اسماعیل قادری یکشنبه


/////////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه شماره یک در باره حقوق بشر.

شکنجه انسان تحت هر عنوان و توسط هر قدرت و یا سازمان و یاهر  دولتی صورت گیرد غیر انسانی و از نظر حقوق بشری محکوم است.

این شکنجه ها خواه فیزیکی باشد و خواه روحی و روانی باشد و تحت هر عنوان که باشد محکوم و از نظر انسانی مردود میباشد.

اگر چنانچه کسی مطالبی را نوشت علیه کسی دیگر حتئ اگراین مطالب توهین آمیز باشد فقط در آگاه کردن فرد باید گامبرداشت و نباید فرد را زندانی و تحت شکنجه وحشیانه قرار داد راه ها و گذینشهای انسانی دیگر وجود دارد که باید راه ها و گذینشهای انسانی را بکار برد نه که فرد را تحت شکنجه و در جامعه کینه توزی کاشت باید بذر انسانیت کاشت در جامعه برای پیشبرد جامعه گامبرداشت.

ما این شکنجه های که علیه بشریت صورت میگیرد در هر کجا و در هر دولت و در هر جای دنیا که باشد آن را محکوم میکنیم و آن را یک جنایت علیه انسانیت تلقی میکنیم و از نظر ما مردود و غیر انسانی میباشد.

وقتیکه ما دم از حقوق بشر میزنیم باید اول بدانیم حقوق بشر یعنی چه؟

حقوق بشر عبارتند از 6 نوع.

حیثیت و کرامت انسان

اما درمرحله اول درک خود و خودشناسی ما تا زمانی که خودمان را نشانسیم نمیتوانیم دیگران را درک کنیم باید در این راه آموزش و پرورش انسانی به راه انداخت و جامعه را تکامل داد.

دوم حق آزادی برای ابراز عقیده و بیان.

سوم حق زندگی و سلامتی.

چهاروم حق زیستن و حق برخورداری از کلیه ی آنچه حق انسان و انسانیت است.

پنجم حق آزادی بیان و ابراز آن بدون اینکه به آزادی دیگران لتمه وارد کند.

ششوم حق برخورداری از آنچه حیثیت و کرامت انسانی نامیده میشود مثل ابراز عقیده و بیان انتخاب مذهب و دین دلخواه خود آزادانه فرد بخواهد غیر مذهبی باشد و یا اینکه یک مذهب داشته باشد باید آزاد باشد در این باره.

و در این باره توهین به اعتقادات دیگران تحت هر عنوان و در هر جای دنیا که باشد محکوم و مردود میباشد اگر هم آنرا آزادی بیان بنامند به این معنا میباشد که این آزادی از حد خود پا فراتر گذاشته و به آزادی دیگران لتمه وارد کرده است و در مقابل خشونت تحت هر عنوان که باشد محکوم و مردود میباشد از نظر انسانیت و حقوق بشری.

و باید رهبران سیاسی در جهان دست از کینه توزی بردارند و به انسان و انسایت به اندیشند به حقوق حقه هموطنان خود احترام بگذارند و حقوق آنها را رعایت کنند.

ما در این باره تبعیض در میان انسانها را مردود و محکوم میداریم و تبعیض تحت هر عنوان که باشد محکوم است از نظر حقوق بشری. خواه این تبعیضها ملی و قومی و مذهبی باشد در این باره محکوم است و ما آن را غیر انسانی اعلام میکنیم.

نزاع مذهبی یک چیز غیر مدرن و غیر انسانی است باید با تفاهم و گفتگو مسایل را حل نمود نه از راه خشونت و خشونت کار انسان نیست.

و در این باره اعدام افراد بخاطر ابراز عقیده و بیان ضد انسانی و در این باره محکوم است.

حکوم اعدام یک کار غیره قانونی و محکوم است باید با استانداردهای سازمان ملل با زندانیان برخورد نمود.

و در این باره ما سران رژیمهای خودکامه که حقوق بشر را زیر پا میگذارند برای اینکه به حقوق هموطنان خود احترام بگذارند فرامیخوانیم.

با امید روزی که هیچ کسی به خاطر ابراز عقیده و بیان و یا اینکه بخاطر قوم و ملیتی که با ان تعلق دارد زندانی و یا اعدام نشود..

اسماعیل قادری

20/2/2006

این را به اطلاع میرسانم که به این زودی دیدبان حقوق بشر کردستان در کشورهای اروپای اعلام میشود متن این اعلامیه بطور کلی و شفاف اعلام میگردد
/////////////////////////////////////
 

          

 

           

/////////////////////////////////////////

دموکراسی در سوئد

سوئد کشوری است با نظام دموکراتیک یا به کلامی دیگر پارلمانتاریستی که به اصطلاح به حکومت مردم بر مردم  مشهور شده است. دموکراسی سوئد را می توان به طور خلاصه  چنین توضیح داد:
مردم چهار سال به چهارسال در انتخابات همگانی نماینده هایی را برمی گزینند تا تصمیم های سیاسی را بگیرند. پس از تصمیم گیری توسط این نمایندگان، وظیفه ی ادارات و سازمانهای اجرایی است تا آنها را به مرحله ی اجرا در آورند. بجز شرکت در انتخابات، می توان مثلاً با شرکت در فعالیتهای احزاب یا سازمانهای سیاسی و نیز از طریق نوشتن مقالات در رسانه های گروهی، در تصمیم گیریهای سیاسی تأثیر گذاشت.

تصمیم های سیاسی باید با خواسته های شهروندان مطابقت کنند. در صورت وجود عقاید گوناگون در هنگام تصمیم گیری سیاسی، در آخر، خواست اکثریت است که تعیین کننده خواهد بود، هرچند که معمولاً به نظرات اقلیت پارلمانی نیز توجه می شود. تصمیم های گرفته شده هم  در مجامع سیاسی  و هم در سازمانها ممکن است  نتیجه ی  سازش میان  طرفین یا به بیان دیگر نتیجه ی  تعدیل درخواسته های آنان باشد.

در قانون مشخص شده است که ارزشهای دموکراتیک باید در تمام زمینه های اجتماعی ملاک عمل قرار گیرند.  به بیان دیگر، در سوئد نماینده های منتخب مردمند که تصمیمات سیاسی را می گیرند. دولت نماینده ی مردم است.  دموکراسی سوئد را می توان دموکراسی غیر مستقیم نامید، چون در چنین دموکراسی تصمیمات سیاسی نه بوسیله خود مردم بلکه بوسیله ی  نمایندگان مردم  گرفته خواهد شد. 

سه مجمع انتخاب شده مردم وجود دارند:  شورای کمون،  شورای استان  و  مجلس ملی یا پارلمان. شورای کمون در همه ی ۲۸۴  کمون کشور وجود دارد. بیشتر کمونها  نیز زیر پوشش ۲۳  شورای استان قرار دارند. نماینده های هر سه مجمع نامبرده هر چهار سال  در انتخابات همگانی  انتخاب می شوند.  اتباع  سوئدی دارای ۱۸ سال یا بیشتر از حق رأی در این انتخابات برخوردار هستند. اتباع خارجی نیز می توانند در انتخابات شورای کمون و استان شرکت کنند، به شرطی که سنشان ۱۸ سال یا بیشتر و حداقل سه سال ساکن سوئد بوده باشند. فردی که  شرایط رأی دادن را داشته  باشد، قابل انتخاب شدن نیز هست.              

نظام دولتی پارلمانتاریستی است، بدین معنا که هیئت دولت باید رأی اعتماد پارلمان را داشته باشد و در اخذ تصمیم های مهم از حمایت ( اکثریت) آن برخوردار باشد. حزب یا بلوکی که بیشترین تعداد آرا  را در انتحابات بدست آورد، می تواند دولت را تشکیل بدهد.           

سوئد  یک کشور پادشاهی است، امَا امروزه  وظایف  پادشاه  نمایندگی  کشور است  و  جنبه ی تشریفاتی دارد.

 تمرین :

 1 -  پنج  پرسش از درس بالا  پیدا  کنید  و در دفتر خود  بنویسید.

 2 - پانزده  واژه ی  دشوار  را  در  دفتر خود یادداشت کنید.

 3 - معنی واژه ها  و جواب پرسشها را از دوستان خود در کلاس  بپرسید و درباره ی آنها بحث کنید

یک چیز مهم هم هست آنهم بروکراسی است در سوئد خیلی زیاده روی میکند در باره بروکراسی
/////////////////////////////

آموزش و پرورش در سوئد

& بر اساس قانون، تمام دختران و پسران بین 7 تا 16 سالگی باید به مدرسه بروند. این قانون شامل کسانی که به سوئد مهاجرت کرده اند هم می شود.

 ! کودکان 6 ساله نیز می توانند در صورت درخواست خانواده و نیز پذیرش مدیر دبستان، مدرسه را آغاز کنند.

& بچه هایی که بین 7 تا 16 سالگی به سوئد مهاجرت کرده اند، پس از گذراندن یک دوره ی آموزش زبان سوئدی، در کلاس مناسب با سنّشان قرار می گیرند.

! سال تحصیلی شامل دو دوره ی پاییزه و بهاره است:

نیمسال تحصیلی پاییزه، از میانه ی ماه augusti(اواخر مردادماه) آغاز شده و در

نیمه ی دوم ماه december(پایان آذرماه) بپایان می رسد.

نیمسال تحصیلی بهاره، از januari(ده روزه ی دوم دی ماه) آغاز و در ماه juni

(اواخر خردادماه) تمام می شود.

& آموزش دوره ی پایه ای (ابتدایی و راهنمایی)، (Grundskola) 9 سال و اجباری است. پس از پایان این دوره، دانش آموزان می توانند دوره ی سه ساله ی نظری دبیرستان را آغاز کنند. 

البته دبیرستانهایی نیز برای رشته های فنّی، مانند آرایشگری، آشپزی و وسائط نقلیه وجود دارد.

& آموزش در دوره های آموزشی پایه و دبیرستان رایگان است و کتاب و وسیله های نوشتاری از سوی مدرسه در اختیار دانش آموزان قرار می گیرد.

 ä در بیشتر کمون ها ناهار دانش آموزان رایگان است و چنانچه دانش آموزی

به دلیل پزشکی و یا دینی نخواهد غذای عادی مدرسه را بخورد، با درخواست قبلی،

غذای مناسب به او داده می شود.  

ã هر گاه دانش آموزی به دلیل بیماری نتواند به مدرسه بیاید، خانواده باید به مدرسه آگاهی دهند.

چنانچه دانش آموزی نیاز به غیبت یک روزه داشته باشد، موافقت آموزگار او کافیست،

ولی بیشتر از یک روز باید با اجازه ی مدیر مدرسه باشد.

- در بسیاری از کمونهای سوئد، شاگردانی که مادر یا پدر و یا هر دوی آنان غیر سوئدی اند و در منزل به زبانی غیر سوئدی گفتگو می کنند، حق دارند زبان مادری

( Modersmål ) را در مدرسه بخوانند.

 h خدمات درمانی و بهداشتی در مدرسه رایگان است. دندانپزشکی نیز تا سن 20 سالگی رایگان است.

vتمام دانش آموزان از زمان خروج از منزل به مقصد مدرسه تا هنگام بازگشت از مدرسه به خانه، بیمه ی حوادث هستند.

œ دانش آموزان از کلاس 8 و ببعد در درسهای خود نمره می گیرند. این نمره ها برای تعیین رشته ی تحصیلی و نیز نمره های دبیرستانی برای ادامه ی تحصیل در دانشگاهها و مدارس عالی محاسبه می شود. نمره ها در حال حاضر به صورت (IG)

غیر قابل قبول، (G) قابل قبول، ((VG خیلی خوب و (MVG) عالی می باشد.

" خانواده ها بایستی پیوسته با مدرسه ی فرزندشان در ارتباط باشند. مدرسه در هر سال تحصیلی، دست کم دو بار، مادر و پدر دانش آموز را به مدرسه دعوت

می کند تا در نشستی در باره ی چگونگی تحصیل فرزندشان گفتگو شود.

O در دبستانها و دبیرستانها مشاوران متخصص وجود دارد که دانش آموزان در صورت نیاز می توانند به او مراجعه کنند و مشکل خودشان را مطرح نمایند.

Ï تمام آموزگاران، مدیران، مشاوران و کارمندان مدرسه ها مشمول قانون سکوت

(رازداری) Tystnadsplikt هستند. 

////////////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه شماره یک در باره حقوق بشر.

شکنجه انسان تحت هر عنوان و توسط هر قدرت و یا سازمان و یاهر  دولتی صورت گیرد غیر انسانی و از نظر حقوق بشری محکوم است.

این شکنجه ها خواه فیزیکی باشد و خواه روحی و روانی باشد و تحت هر عنوان که باشد محکوم و از نظر انسانی مردود میباشد.

اگر چنانچه کسی مطالبی را نوشت علیه کسی دیگر حتئ اگراین مطالب توهین آمیز باشد فقط در آگاه کردن فرد باید گامبرداشت و نباید فرد را زندانی و تحت شکنجه وحشیانه قرار داد راه ها و گذینشهای انسانی دیگر وجود دارد که باید راه ها و گذینشهای انسانی را بکار برد نه که فرد را تحت شکنجه و در جامعه کینه توزی کاشت باید بذر انسانیت کاشت در جامعه برای پیشبرد جامعه گامبرداشت.

ما این شکنجه های که علیه بشریت صورت میگیرد در هر کجا و در هر دولت و در هر جای دنیا که باشد آن را محکوم میکنیم و آن را یک جنایت علیه انسانیت تلقی میکنیم و از نظر ما مردود و غیر انسانی میباشد.

وقتیکه ما دم از حقوق بشر میزنیم باید اول بدانیم حقوق بشر یعنی چه؟

حقوق بشر عبارتند از 6 نوع.

حیثیت و کرامت انسان

اما درمرحله اول درک خود و خودشناسی ما تا زمانی که خودمان را نشانسیم نمیتوانیم دیگران را درک کنیم باید در این راه آموزش و پرورش انسانی به راه انداخت و جامعه را تکامل داد.

دوم حق آزادی برای ابراز عقیده و بیان.

سوم حق زندگی و سلامتی.

چهاروم حق زیستن و حق برخورداری از کلیه ی آنچه حق انسان و انسانیت است.

پنجم حق آزادی بیان و ابراز آن بدون اینکه به آزادی دیگران لتمه وارد کند.

ششوم حق برخورداری از آنچه حیثیت و کرامت انسانی نامیده میشود مثل ابراز عقیده و بیان انتخاب مذهب و دین دلخواه خود آزادانه فرد بخواهد غیر مذهبی باشد و یا اینکه یک مذهب داشته باشد باید آزاد باشد در این باره.

و در این باره توهین به اعتقادات دیگران تحت هر عنوان و در هر جای دنیا که باشد محکوم و مردود میباشد اگر هم آنرا آزادی بیان بنامند به این معنا میباشد که این آزادی از حد خود پا فراتر گذاشته و به آزادی دیگران لتمه وارد کرده است و در مقابل خشونت تحت هر عنوان که باشد محکوم و مردود میباشد از نظر انسانیت و حقوق بشری.

و باید رهبران سیاسی در جهان دست از کینه توزی بردارند و به انسان و انسایت به اندیشند به حقوق حقه هموطنان خود احترام بگذارند و حقوق آنها را رعایت کنند.

ما در این باره تبعیض در میان انسانها را مردود و محکوم میداریم و تبعیض تحت هر عنوان که باشد محکوم است از نظر حقوق بشری. خواه این تبعیضها ملی و قومی و مذهبی باشد در این باره محکوم است و ما آن را غیر انسانی اعلام میکنیم.

نزاع مذهبی یک چیز غیر مدرن و غیر انسانی است باید با تفاهم و گفتگو مسایل را حل نمود نه از راه خشونت و خشونت کار انسان نیست.

و در این باره اعدام افراد بخاطر ابراز عقیده و بیان ضد انسانی و در این باره محکوم است.

حکوم اعدام یک کار غیره قانونی و محکوم است باید با استانداردهای سازمان ملل با زندانیان برخورد نمود.

و در این باره ما سران رژیمهای خودکامه که حقوق بشر را زیر پا میگذارند برای اینکه به حقوق هموطنان خود احترام بگذارند فرامیخوانیم.

با امید روزی که هیچ کسی به خاطر ابراز عقیده و بیان و یا اینکه بخاطر قوم و ملیتی که با ان تعلق دارد زندانی و یا اعدام نشود..

اسماعیل قادری

20/2/2006

این را به اطلاع میرسانم که به این زودی دیدبان حقوق بشر کردستان در کشورهای اروپای اعلام میشود متن این اعلامیه بطور کلی و شفاف اعلام میگردد.

//////////////////////////////

موضوع اطلاعیه درباره حقوق زنان ستمدیده ایرانی و کشورهای اسلامی

این روز که روز سمبولیک زنان برای مطالبه حق طلبانه خود انتخاب نموده اند تا صدای اعتراضات خودرا به گوش کوردلان و شب پرستان برسانند که نمیشود حقوق نصف جامعه را نادیده گرفت و زنان را مورد ظلم و ستم قرار داد. زن ستیزی در کشورهای اسلامی برای درهم کوبیدن شخصیت انسانی آنها ادامه دارد و داشته است تحت نام احکام شرعی و زنان را تحت وحشیانه ترین شیوه مورد شکنجه و اذیت وآزار قرار داده اند.

8 مارس روزی است که شب پرستان و کوردلان را به لرزه در میآورد و احکامهای خیالی و پوشالی را خنثئ میکند.

برقراری نظم و دموکراسی بدون رعایت حقوق زنان میسر نیست.

حال در جامعه های غربی به این نتیجه رسیده اندکه بدون برابری و رعایت حقوق زنان نمیتواند یک جامعه سالم و دموکرات و دموکراسی بر قرار نمود چرا چون زنان نصف جامعه هستند واز توانائی بالای برخوردار هستند برای امور اداره مملکت و جامعه به مشارکت فعال زنان نیاز دارد و بدون مشارکت فعال زنان جامعه در حالت فلجی قرار میگیرد.

زن و مرد هر دو با هم هیچ فرقی ندارند و هر دو ترازوی جامعه هستند  این دو اسنان نیاز اساسی به یکدیکر دارند و برابری میان زنان و مردان میتواند جامعه را سالمتر کند و جامعه را پیش به برد به سوی دموکراسی حقیقی و انسانی. بدون رعایت حقوق فردی و انسانی زنان و برابری در جامعه نمیتواند برای پیشبرد جامعه گام برداشت باید در مرحله اول حقوق فردی و انسانی زنان را رعایت نمود و جامعه را بسوی انسانگرا سوق داد آن زمان میتوان یک جامعه سالم و در جامعه دموکراسی برقرار نمود.

علمی

زنان از نظر تیز هوشی از مردان تیز هوشترند چرا چون هردو لائی مغز زنان فعال میباشد و اما در گروه مردان یک لایی از مغزشان فعال است لایی چپ در گروه مردان فقط مثل نقل اطلاعاتی و یا آن چیزی که در طول روز میشنود منتقل کند اما در گروه زنان هرو لایی مغزشان همزمان فعال است و زنان میتوانند باز زود تر از مردان بشنوند و به بینند.

اما در گروه مردان چنین نیست.

1- زنان میتوانند زود تر از مردان درک کنند و در یابند در موردی و یا معنای یک کلمه

2= زنان میتوانند زود تر از مردان چیزی را به بینند.

3= زنان همزمان میتوانند به دو نوع گوش کنند یعنی اگر یک رادیو را در طرف چپ یک زن و یک رادیو دیگر را در طرف راست زنان قرار بدهید زنان از این توانائی برخوردار هستند که همزمان به هردو گوش کنند و میتوانند باز در باره هردو چه گفته اند تعریف کنند.

4= زنان از نظر ذاکره باز از مردان قدرت ذاکره اشان بیشتر است اسمش بگذاریم میموری زنان از میموری مردان قدرتمندتر است سخت است زن چیز را فراموش کند اما در گروه مردان میتوان به آسانی چیزی را فراموش نمود.

5= از نظر رحم زنان باز از مردان با رحمتر هستند و هرگز حاضر نیستند یک همنوع خود یعنی یک انسان را آزار بدهند اما در گروه مردان چنین نیست اما در این باره نظریهای گوناگونی وجود دارد.

اما از نظر علمی به بیرون آیم و در باره آنچه جامعه به آن نیازمند است تعریف کنم.

1= آزادی و برابری بطور کامل میان زن و مرد دستمزدو حق دخالت در تمامی گذینشهای سیاسی و اجتماعی باید زنان شرکت کنند بدون هیچ مانعی.

2= حق تصدی هر مقام آزادی و اختیاری در باره حق پوشش و لغو تمامی آنچه حجاب اجباری است.

3= حق مشارکت فعال در امور سیاست و موارد دیگر در جامعه.

4= حق انتخاب کردن و انتخاب شدن بطور آزادانه و دلبخواه خود زنان.

5= حق آزادانه انتخاب همسر و جدای بدون هیچ مانعی و حق مسافرت بدون اجازه دیگری حق تصدی هر مقام و فعالیتهای سیاسی و هنری ورزشی و ادبی بدون هیچ مانعی.

متأسفانه در ایران هنوز زنان را به طور کلی سرکوب میکنند و برای در هم کوبیدن شخصیت انسانی زنان با روز روشن و در جلو چشم جهانیان صورت میگیرد این عمل زشت و شرمآوری که اسمش گذاشته اند احکام شرعی.

و در سال گذشته دکتر رویا طلوعی فعال حقوق بشر و حقوق زنان در کردستان بدون هیچ اتهامی 66 روز در زندانهای مخوف اطلاعات و تحت وحشیانه ترین شکنجها قرار گرفت و در این باره ساکار کامکار هم ربوده و در طول چند روزی تحت شکنجه و اذیت وآزار قرار گرفت و آثار شکنجه در بدن وی مشاهده شده است.

بنظر بنده نباید دولت ایران را بخاطر تسلیحات اتمی مجازات کرد باید به خاطر نقض حقوق بشر دولت ایران را مجازات نمود و بر این رژیم فشار آورد تا به حقوق هموطنانش احترام بگذارد.

و باز در این باره زنان دیگری هم هستند در تهران و شهرستانهای دیگر در ایران تحت وحشیانه ترین شکنجه و اذیت و آزار قرار میگیرند.

زنان ایران در اوایل انقلاب با شعار برادر ارتشی چرا مارا میکشید ارتشیان تسلیم نمودند اما خود همین زنان قربانی یک دولت مذهبی شدند و ایران وطنشان برای آنها به جهنم تبدیل شد برای زنان ایران.

و در این باره در مصر اردن عربستان سعودی پاکستان افغانستان ترکیه ترکمنستان آذربایجان سوریه لبنان یمن سودان  کشورهای آفریقای و کشورهای دیگر هنوز حقوق زنان به طور کلی پایمال میشود و به آنها هر روز توهین میشود بدون اینکه مجرمان مورد کیفر خود قرار گیرند.

با امید بر قراری برابری و انسانیت در جامعه.

زند باد استقلال کردستان و تشکیل یک دولت کردی.

اسماعیل قادری

5/3/2006


.//////////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه در باره انفال و جینوساید ملت کرد توسط اشغالگران در کردستان اسیر.و درباره حلبچه شهید.

در ایران 15 فیبروری در شهر ماکو شرق کردستان مردم کرد برای اینکه اعتراض خود را به گوش آدمربایان 15 فیبروری سال 1999 میلادی که در یک معامله ننگین عبدالا اوجلان رهبر اکثریت کردهای شمال کردستان را به طور نا انسانیتی به ترکیه تحویل دادند و هر سال به این مناسبت مردم کرد علیه این عمل نا انسانی ای که انجام گرفته اعتراض میکنند و به این مناسبت کردهای شرق کردستان هم دست به اعتراض زدند اما توسط نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران این تظاهرات مسالمت آمیز سرکوب شد و تعدادی از مردم کشته شدند و تعدادی هم زندانی شدند. و باز در شهرهای کردستان شرقی همه در زیر ظلم و ستم رنجمیبرند و جینوساید به طور روزانه در کردستان شرقی ادامه دارد علیه ملت ستمدید کرد در آن قسمت از کردستان بزرگ. و باز در سال گذشته شهر مهاباد را به خاک و خون کشیده شد توسط ماموران سرکوبگر دولت ایران و تظاهرات مسالمتآمیز مردم کرد را سرکوب نمودند و یک جوان مهابادی را بطور فجیعی به قتل رساندند که همه شاهد عکسهای ایشان بودند بر روی سایتهای انترنتی.و باز در این باره تمامی افراد فعال در آمور حقوقی و چندین نفر را زندانی نمودند یکی از این زندانیان دکتر رویا طلوعی بود که 66 روز تحت وحشیانه ترین شکنجه های نا انسانی قرار داشت.

البته این ماه که نزدیک به نوروز است هم پر از شادی است و هم پر از غم و اندوه برای ملت کرد در سر تا سر کردستان بزرگ.

در همین ماه رژیمهای سرکوبگر خیلی از فرزندان خلق کردرا ناجوانمردانه به شهادت رسانده اند و حتئ با بمبهای شیمیای به ملت مظلوم و ستمدید کرد حمله نمودند و چندین هزار نفر از پیر و جوان تا کودک شیرخوار را ناجوانمردانه آنها را قتلعام نمودند.

در سال 1988 نیروهای رژیم ایران که در حال جنگ بود با رژِیم سرنگون شده صدام شهر حلبچه شهید را به تصرف خود در آوردند با یاری نیروهای پیشمرک کرد.

رژیم صدام هم چند بار دست به حمله زد اما اینبار چون نیروهای پیشمرگ کرد در آن جنگ آماده بودند نیروهای رژیم بعث سرنگون شده همیشه مایوسانه شکست میخوردند

صدام تمامی افراد رده بالای نظامی و امنیتی را برای یک نشست استراری فرا خواند در آن نشست خود محمد مظلوم اهل دلیمی در آن نشست حضور داشت و یکی از فرمانده هان نیروی هوای عراق بود که بعدأ توسط رژیم صدام در سال 1995 اعدام شد در شهر رومادی استان انبار.

و در آن نشست از فرمانده هان نظامی خواست که به هر طوری شده شهر حلبچه را ویران کنند و هیچ کسی را سالم نگذارند و همه بسوزانند و این درخواست خود صدام بود  از فرماندهان این خود محمد مظلوم قبل از اعدامش برای همسرش تعریف نموده بود و من هم از یک منابع این خبر را دریافت نمودم. صدام حسین خیلی خشمگین و پریشان بنظر میرسید در آن نشست هر حرفی از دهنش مثل آتش بود او از محمد مظلوم درخواست میکند او این عمل را بر عهده بگیرد اما او درخواست صدام را رد میکند و به او میگوید سیدی نمیشود کودکان و انسانهای بیگنا را هدف قرار داد بلا فاصله قرار بازدشت برای محمد مظلوم صادر میکند و بطور دو ماه زندانی میشود بعدش از خدمت اخراج و خانه نشسنش میکند تا روز اعدامش که سال 1995 بود همیشه در زیر نظر مخابران (وزارت اطلاعات) قرار میگیرد و در سال 1995 هنگامی که محمد مظلوم را اعدام نمودند مردم شهر رومادی خشمگینانه به خیابانها ریختند و درب همه زندانهای آنجا را شکستند و تا دو روز این قیام به طول انجامید اما بعدأ توسط گارد ویژه شورش را سرکوب نمودند.

حال برگردیم به اصل موضوع نشست صدام.

صدام در آن نشست از تکتک فرماندهان سئوال میکند و یک پیشنهاد هم میکند پیشنهاد به این پرح بوده است.

هر کسی بخواهد مسئولیت این حمله تاریخ ساز به قول صدام بر عهده بگیرد مخول است هر کاری که بکند هر کسی را بکشد و یا اعدام کند در آن منطقه آزادی کامل دارد و این را هم میگوید هر کسی این مسئولیت را بر عهده میگیرد گازهای شیمیایی هم در اختیار خواهد داشت و در این زمینه اختیار تام دارد از این گازها استفاده کند و در این باره یکی از ویزران از او سئوال میکند ما باید کاری بکنیم که مردم بیگناه کشته نشوند آنها هم مثل ما مسلمان هستند و صدام در جواب میگوید کدام مسلمان اینها از نسل یهودیها هستند اینها با صهیونیستها فرقی ندارند بکشید اینها را عاش عرب بکشید اینها هم مثل فارس مجوص هستند همه را قتل عام کنید دنیا با ما است هیچ کاری نمیتوانند بکنند.

و ویز ساکت میماند و علی حسن مجید قاتل مردم حلبچه این مسئولیت را بر عهده میگیرد و در مورخ 16/3/1988 در صبح یعنی قبل از ظهر به مردم بیدفاع حلبچه باهواپیماهای رژِیم سرنگون شده صدام حمله میکنند و در این حمله 5000 هزار زن پیر کودک از یک ماهه تا 90 ساله قربانی میشوند و تمامی رسانهای خارجی سکوت میکنند تنها دولت ایران آن هم برای یک برگه علیه صدام استفاده کند در رسانهای ایرانی منعکس شد و خیلی از دکترهای خارجی به ایران وارد شدند تا باقیمانده از قربانیان این جنایت را مداوا کنند در شهر حلبچه شهید سربازان و نیروهای سپاه پاسداران رژِیم هم به زنانی که نیمه جان بودند تجاوز میکردند و طلاها و چیزهای گران قیمت آنها را به تالان میبردند.

و باز رژیم صدام به این جنایت بس نکرد تمامی کسانی که از طایفه بارازانی بودند یا همه را زنده بگور کرد و یا به جای دور دستی منتقل نمود و در اینباره باید به این نکته اشاره کنم که زمانی که شهر حلبچه به تصرف نیروهای ایرانی در آمد بود صدام به شهر هولیر سفر نمود و برای مردم آن شهر سخنرانی کرد و در این سخنرانی خطا به مردم هولیر گفت فرزندان بارازانی به وطنشان خیانت کردند.  و دو روز بعد از این سخنرانی به شهر حلبچه شهید حمله نمود و مردم آن شهر را قتل عام کرد با گازهای شیمیایی.

و رژیم سرنگون شده صدام تا آخر عمرش دست بر دار جینوساید ملت ستمدید کرد نشد  و مردم کرد در کرکوک را به مناطقی دیگر منتقل نمود و بجای آنها عربهای جنوب و غرب عراق به شهر کرکوک منتقل نمود که هنوز مشکلات این جنایت معلق مانده است که بعد از 3 سال از سرنگونی رژیم صدام میگذرد هیچ کمکی به این آوارهای بی پناه که مردم اصلی شهر کرکوک هستند نشده است.

رژیم سرنگون شده صدام از اوایل با بقدرت رسیدنش همیشه در سرکوب و جینوساید ملت رنجدیده کرد در دستور کارش قرار داشت. در ایران هم وضعی بهتر از وضعیت مردم در در جنوب کردستان نداشتند.

در اوایل انقلاب آقای خمینی خطا به مردم کردستان پیامی فرستاد و مفهوم این پیام تهدید و زمینه برای قتل عام مردم کردستان بود همراه با این پیام جلاد جنایتکار خلخالی را همراه با چندی از نیروهای مذهبی را به کردستان فرستاد در سال 1358 و 59 حتئ به زنان باردار رحم نکرد و آنها را به رگبار گلوله های بی امان میبست.

خلخالی به یک خانه وارد میشود که همسر آن زن در شهر مریوان پیشمرگ بوده و از زن سئوال میکند احسن کجا است زن بیچاره جواب میدهد نمیدانم ولا به خدا شما کی هستی چی از جان ما می خواهید؟ خلخالی جنایتکار جواب میدهد ما آمده یم از سوی امام جان شما را بگیریم و آیا این شکمی که دارید پسر است یا دختر؟ زن جواب میدهد ولا نیمدانم اما امدوارم پسر باشد خلخالی به او میگوید پسر باشد یا دختر حالا دستور میدهم شما هر دو را به جهنم بفرستند زن به خواهش و تمنا متوسل میشود اما خلخالی جنایتکار بلافاصله دستور میدهد و در جا ویی را به گلوله میبندند و بشهادت میرساند.

و خلخالی جنایتکار با دستور خود خمینی به قتل عام کردها میپرازد و دست به اعدامهای سحرائی میزند و هزاران نوجوان و مرد و زن را به چوخهای اعدام میسپرد در کردستان شرقی.

و در حال حاضر هزاران نفر در زندانهای مخوف ایران بر سر میبرند و هر روز ما شاهد کشتن جوانان در کردستان شرقی هستیم توسط سرکوبگران و اشغالگران در کردستان شرقی و شمالی.

در دو سال گذشته حدودأ 30 نفر اعدام شده اند در کردستان.

و باز در کردستان ترکیه ما هر روز شاهد کشتن نوجوانان و مردم ستمدید کرد در آن قسمت از کردستان هستیم.

و جینوساید در سرتاسر کردستان امروز بی وقفه ادامه دارد در جلو چشم جهانیان.

من به مناسبت فرارسیدن سالروز حلبچه شهید خود را شریک غم قربانیان این جنایت میدانم و از مسئولین و سازمانهای کردستانی میخواهم بر جنایتکاران فشار بیاورند و از دولت عراق بخواهند که قرامت این جنایت هولناک را به قربانیان به پردازند.

باز بمناسبت فرارسیدن عید نوروز عید باستانی ملت کرد به همه کردستان این روز را مبارک باش میگویم.

نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز باد.

باز بمناسبت فرارسیدن چهارشنبه سوری به جوانان و مردم کردستان تبریک میگویم ..

نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز..

اسماعیل قادری

12/3/2006
///////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه.

باید عاملین انفال و جینوساید ملت کرد دادگاهی و به مجازات خود برسند.

متأسفانه در حدود 3 سال است از سرنگونی رژِیم دیکتاتوری صدام میگذرد و هنوز به قربانیان انفال و جینوساید هیچ کمکی نشده است.

در چندین جلسه دادگاه صدام هنوز از انفال و جنیوساید مردم بیدفاع حلبچه شهید بحثی به میان نیامده است.

185 هزار زن و کودک را زند بگور نمود در کردستان 5000 تا 6000 هزار نفر با گازهای شیمیائی نابود کرد 4000 هزار دهکده را نابود کرد هزاران گور دستجمعی پیدا شد هنوز بحثی در باره انفال و جینوساید ملت مظلوم کرد به میان نیآمده است در جلسات دادگاهی صدام حسین و دارو دسته های قاتل مردم کردستان.

من از مسئولین در اداره حکومت فدرال کردستان جناب آقای مسعود بارازانی و مسئولین در کردستان بر دولت عراق

فشار بیاورند تا قرامت قربانیان حلبچه شهید و شهیدان دیگر را به پردازند

امروز در چنین روزی در سال 1988 یعنی 16/3/1988 هواپیماهای رژیم سرنگون شده صدام حسین به فرماندهی حسن علی مجید قاتل مردم حلبچه  در حدود ساعت قبل از ظهر به مردم بیدفاع حلبچه شهید حمله نمود و 5000 تا 6000 هزار انسان از پیر جوان کودک شیر خوار تا 100 ساله را مورد هدف گازهای شیمیائی صدام قرار گرفتند و به شهادت رسیدند. چرا تا بحال از صدام و دارو دسته هایش در باره قتل عام مردم کرد به هیچ عنوان سئوال نشده است؟

چرا تمامی جلسات دادگاه صدام فقط به مردم دجیل اشاره میشود و مردم کرد دارند فراموش مشوند.؟

امروز قاتلین و مسئولین جینوساید مردم کردستان در زندان هستند و در حدود 2 سال و 8 ماه است هنوز از آنها در باره قتلعام مردم بیدفاع حلبچه سئوالی نشده است.

آیا سیاستی در کار است برای فراموش کردن این جنایت؟

یا اینکه دولتهای منطقه آن را سلاح نمیدانند که در باره قتلعام مردم بیدفاع حلبچه از قاتلین سئوال بشود.

در سال 1988 و درجریان جنگ عراق و ایران، شهر بی دفاع حلبچه تبدیل به میدانی برای زورآزمایی جنگ خواهان و طرفین متخاصم و نیز محلی برای آزمایش جنگ افزارها و سلاحهای کشتارجمعی کمپانیهای سازنده و سوداگران بین المللی شده بود. در این میدان بود که فاجعه ای غمناک آفریده شد و هزاران زن و کودک، پیر و جوان کرد بی دفاع حلبچه قربانی قساوتها و بی رحمیهای جنایتکاران گردیدند.

مردم ستمدید کرد در کشورهای ترکیه سوریه  ایران و عراق هر روز روزی نیست که خبر کشته شدن یک جوان کرد در این کشورها شنیده نشود.

در سال گذشته رژیم بعث سوریه دست به قتلعام کردها در آن کشور زد و حدود 200 تا 400 نفر را کشت و هزاران نفر را زندانی نمود.

در ایران هر روز جوانان و مردم بیدفاع آن قسمت از کردستان را میکشند و زندانی میکنند.

در ترکیه هر روز ما خبر کشته شدن یک نوجوان بدست نیروهای آن کشور میشنویم که به طور وحشتناکی با مردم کرد در آن کشور برخورد میشود.

در ایران در سال گذشته حدود 37 تا 50 نفر کشته شده اند بدست پاسدارانسرکوبگر رژیم ایران.

این رژیم دست بردار قتلعام مردم ستمدید کرد نیستند و باید ما به خودمان به مجمبیم و  بر مسئولین فشار بیاوریم تا چاره اندیشی کنند در این باره.

سلام بر شهیدان سرنگون باد دشمنان خلق کرد

زند باد صلح و آزادی

نابود باد دشمنان خلق مان خلق قهرمان کردستان.

اسماعیل قادری

15/3/2006




موضوع در رابطه با نامه سراپا مذهبی احمدینژاد به ریئس بوش.

http://www.esmailqaderi.blogfa.com/

http://esmailgh.blogspot.com/

http://www.freewebs.com/esmail_qaderi/

موضوع در رابطه با نامه سراپا مذهبی احمدینژاد به ریئس بوش.

موضوع در رابطه با نامه سراپا مذهبی ریئس جمهور ایران به ریئس بوش

آیا محمود احمدینژاد دستش به خون مردم ایران بخصوص مردم کردستان آلوده نیست؟

آیا خود احمدینژاد دستش به خون دکتر عبدالرحمان قاسملو رهبر فقید حزب دموکرات کردستان ایران آلوده نیست؟

آیا این دولت و این حاکمیت در کشورهای اروپائی مخالفین خود را مورد هدف قرار نداده است؟

از سویس گرفته تا آلمان  اتریش عراق ترکیه و ایتالیا دست این رژیم در خون هموطنان خود آلوده نیست؟

من نمیدانم از کجا شروع کنم از جنایتهای آخوندهای فریبکار و مکار در ایران.

اینجا در نامه خود به ریئس جمهور آمریکا نوشته است که سربازان آمریکائی دستشان به خون مردم کشورهای دیگر آلوده شده است و باز از شکستن حریم خانوادها حرف بمیان آورده است. آیا خود رژیم ایران احترام برای حریم خانوادهای ایرانی قائل است؟

آیا شب در ساعت 01.00 وارد خانهای خصوصی نشده اند ماموران امنیتی رژیم ایران؟

آیا در کردستان بلوچستان عربستان (اهواز) و آذربایجان دست به جنایت نزده است؟

توقیف روزنامه ها بستن سایتهای انترنتی زندانی کردن فعالان مدنی و حقوقی  فیلتر کردن سایتها وبازداشتهای خودسرانه شکنجه های غیر انسانی اعدام دیگراندیشان و قتل عام مردم کردستان در تابستان گذشته بدست کی بود مگر دولتی دیگر آمد این جنایتها را در حق به ملت و مردم ایران انجامداده است؟

در همین سال حدود 50 نفر از زندانیان سیاسی در ایران اعدام شده اند خوب بهتر است پاسخ نامه سراپامذهبی محمود احمدینژاد به ملتهای تحت ستم ایران واگذار بشود تا خود مردم ایران پاسخ این نامه سراپا مذهبی را بدهند.یک دختر جوان از سوی یک بسیجی مورد تعرض قرار میگیرد و دختر جوان برای اینکه مورد تجاوز بسیجی دیوانه قرار نگیرد از خود دفاع نمود و بسیجی را به قتل رساند با چاقو در حال حاضر در معرض اعدام قرار گرفته است نازنین ۱۸ ساله محکوم به اعدام.

دولت احمدینژاد و سردمداران این رژیم دستشان در خون مردم عراق آلوده تر است از دیگران. سربازان آمریکا ئی برای آزادی مردم و ملت عراق به آنجا آمده اند و مردم عراق را از چنگال یک دیکتاتور خونآشام نجات داد ند.

اما رژیم اسلامی در سدد یک سیستم قرون وسطی از نوع خود است در عراق و در این باره ذهنها را کور میکند واپسگرایان را تشویق میکند و در این باره پول خرج میکند و دستش در خون مردم عادی عراق آلود تر است از دیگران

درس عقبگرائی به طرفداران خود در عراق میدهد.

برگردیم به موضوع اصلی.

محمود احمدینژاد در نامه خود نوشته است آیا کسی میتواند پیرو عیسیی مسیح پیامبر بزرگ خدا باشد و احساس التزام به احترام  به حقوق بشر کند؟

خوب جواب این سئوال واضح و روشن است. آیا جناب آقای محمود احمودینژاد خودش به حقوق بشر احترام میگذارد؟

آیا حقوق بشر را رعایت میکند؟

کسی باید چنین حرفی بر زبان بیاورد که خودش مدافع حقوق بشر باشد نه که خودش سرکرده یکی از یاخی ترین رژیمهای باشد که در نقض حقوق بشر دست بالای داشته باشد.

و اولأ نامه محمود احمدینژاد با دنیای مدرن امروزی همخوانی ندارد در قرن 13 و 14 رهبران آن زمان چنین نامه های سرپا مذهبی برای یک دیگر نوشته اند بر همین اساس است که ایالات متحده آمریکا در پاسخ به این نامه کهنه پرستانه خود داری میکند و اعلام میکند که چیزی تاز ای در این نامه یافته نمیشود  یعنی نامه سراپا مذهبی است و مربوط به قرن 13 میلادی است این تاریخش گذشته است.

خوب احمدینژاد و دولتش دست بالای دارند در باره شکستن حریم خانوادهای ایرانی و در چند سال گذشته لباس شخصیها به خوابگاه دانشجویان در نیمه شب حمله نکردند و حریم خصوصی دانشجویان را نشکستند؟

سرپوش گذاشتن بر جنایات خویش و متهم کردن دیگران کاری است وقیح و مسخره.

البته یک مشت دیوانه روانی و مریض حال بر ملتی رنجدیده حاکم باشند مردم را همچون خود خواهند کرد. جنایتها از مرز پا فراتر گذاشته است و محمود احمدینژاد اعلام میکند روزی اسرائیل محو خواهد شد که در پاسخ به احمدینژاد شیمون پریز هم گفت ایران ویران خواهد شد.

خوب خالی بندی ریئس جمهور ایران خنده دار است.

باز در نامه اش نوشته است محمود احمدینژاد صدها ملیارد دلار از خزانه یک کشور و چندین کشوردیگر خرج میشود.

خوب خود رژیم اسلامی سالانه در حدود یک ملیارد دلار در اختیار تروریستها قرار نمیدهد؟

من در مقاله گذشته ام نوشتم در این باره که رژیم اسلامی ملیونها دلار به دیگران میبخشد در حالیکه مردم ایران در زیر خط فقر بر سر میبرند.

بلی رژیم ایران خیال میکند جامعه جهانی از جنایتهایش بی خبرند اما نمیداند که همه میدانند در این باره جنایتکار کیست.

زند باد آزادی و برابری

سلام بر روح و روان پاک شهیدان راه آزادی کرد و کردستان

اسماعیل قادری

14/5/2006
/////////////////////////////

اطلاعیه در رابطه با  تاکتیک جدید وزارت اطلاعات رژیم ایران در اروپا و سرپوش گذاشتن بر جنایتهای خود در حق به مردم و ملت ایران.

و تاکتیک آنها در برخورد با افراد مخالف در این کشورها

در تاریخ 16/4/2006 اطلاعات سپاه پاسداران با عناصر وابسته به خود مخفیانه نشست برگذار نمود در همان جا حدود 150 نفر بقول خودشان سربازان مهدی(خیالی) را برای فرستادن به خارج قبل از نشست آماده کرده بودند این افراد قرار است در کشورهای اروپائی در باره حضرت مسیح و نزدیکی دین مسیح با فرقه شیعه و حتی خوردن گوشت خوک برای حسننیت شیعه در باره آزادی و بتلیغات برای پیشبرد دین اسلام در این کشورها  این افراد این وظائیف بر دوش گرفته اند از سوی رهبری به این افراد اطلاعاتی که از سوی رژیم ایران به خارج فرستاده شده اند اجازه یافته اند گوشت خوک را بخورند و خود را آزادیخواه جلو بدهند و شناسائی مخالفین و حئی اگر شده مخالفین را به قتل برسانند در کشورهای اروپائی.

کار اطلاعات رژیم بر خلاف گذشته بر 6 اصل تشکیل شده است این 6 اصول باید رعایت بشود که در زیر آن را مشاهده میکنید.

1= خوردن گوشت خوک در جلو اروپائیها.

2= تعریف از حضرت مسیح و مقایسه مسیح با مهدی خیالی.

3= روابط با افراد کشیش در کلیساهای این کشورها و تعریف بیشتر از دین و اهداف رهبران رژیم ایران.

4= شناسائی مخالفین و جمع کردن امضا در محیط زندگی آنها علیه مخالفین و تحریک کردن افراد این کشورها علیه مخالفین و برای مثال میگویند اینها دروغگو هستند در ایران چنین مشکلاتی که آنها ازش حرف میزنند وجود ندارد اینها مجرم هستند به خاطر جرم سنگینی که مرتکب آن شده اند فرار کرده اند از کشور خلاصه دست به هر کاری میزنند برای این بر جنایتهای خود سرپوش بگذارند و خود را دموکرات جلو بدهند.

برای مثال اگر یک سوئدی از یکی از این ماموران وزارت اطلاعات سئوال کند چرا در ایران سیاسین را اعدام میکنید در جواب به این صورت جواب میدهند ما در ایران به هیچ عنوان افراد سیاسی را اعدام نمیکنیم ما فقط مجرمین و افراد شروررا اعدام میکنیم که ما بر اساس قوانین خود حکم اعدام داریم.

خلاصه به هر دربی وارد میشوند تا با مخالفین مقابله کنند از راه اقتصادی و مادی گرفته تا کارهای ناشایسته ی دیگر مثل توضیح مواد مخدر و کارهای دیگر.

من یک نفر میشناسم که اسم خودش گذاشته علی او گفت روزی مهدی به زمین باز میگردد و حضرت مسیح پشت سرش است همه را از زمین برمیدارد و زمین را شستشو میکند. و من هم به او گفتم آیا این خیالپردازی نیست؟ در جواب گفت نه این حقیقت است.

و باز از وی سئوال نمودم آیا اگر آمریکاه به ایران حمله کند چه واکنشی بر خود نشان میدهد؟ در جواب گفت سفارت آمریکاه در استکهلم منفجر میکنم. من به وی گفتم چرا؟ جواب داد و گفت من سرباز مهدی هستم و هر کسی به ایران و راه روان مهدی حمله کند ما به آنها حمله میکنیم.

من باز از ویی سئوال نمودم آیا در ایران چکاره بوده است؟ در جواب گفت پاسدار بوده و هنوز هم یک پاسدار هستم پاسدار به معنایی سرباز مهدی است.

من باز از ویی سئوال نمودم آیا اگر دولت سوئد پشت آمریکاه را بگیرد در این کشور دست به خرابکاری میزند؟ در جواب گفت من سرباز مهدی هستم در هر جا و هر مکان منافع راه روان مهدی تهدید شد برای ما فرقی نمیکند کجا باشد و کدام کشور باشد از سوی ما سربازان مهدی مورد حمله قرار میگیرد.

من به وی گفتم یعنی سوئد هم در امان شما نیست؟ در جواب گفت بلی همینطور است.

بعد از این گفتگو گفت من در اصل ضد کرد هستم در هر جای یک کرد را دیدم که علیه ایران بنویسد و یا بدگوی کند ما سربازان مهدی و یاوران مهدی ویی را به مجازات میرسانیم.

من در جواب به ویی گفتم خوب من هم در باره ایران مینویسم آیا من هم مورد هدف شما هستم؟ در جواب گفت بلی اگر پایت به ایران بخورد شما را مجازات خواهیم کرد.

من هم یک پرچم کردستان که همراه با پرچم آمریکاه بهم چسپانده ام به ویی نشان دادم و گفتم من هم سرباز این پرچمها هستم فهمیدی؟ در جواب گفت بلی اما ما پیروز میشویم بر یهودیان و آنهای که با صهیونیستها همکاری میکنند.

باز یکی دیکر هم هست اسم خودش گذاشته مجید. چند باری گفت در ایران سیاسی را اعدام نمیکنند. چیزهای دیگر هم هست باید در این باره نوشت و تحقیق نمود تا نتایج نهائی.

5= یهودی ستیزی و تعریف درباره زمان امپراطوری روم و شکنجه شدن حضرت مسیح در آن زمان توسط یهودیان در کلیساها برای مردم این کشورها  اروپائی. و تحریک مردم این کشورها علیه یهودیان و کمک مالی به نازیستهای ضد یهودی در کشورهای اروپائی. برای مثال مخالفین رژیم ایران وابسته به اسرایئل میدانند و همه را به همکاری با اسرایئل متهم میکنند.

6= مراقبت از افراد مخالف و کجا کار میکنند با چه کسانی در ارتباط هستند. زمانی این همه اطلاعات را در رابطه با فرد مخالف بدست آوردند بعد دست به حتئی توضیع بروشیر ها به داخل خانها علیه فرد مخالف و یا اینکه به افرادی که پول ندارند و یا معتاد به مواد مخدر هستند ارتباط برقرار میکنند و از آنها میخواهند به فلان کسی که با یک ایرانی مخالف در ارتباط است زنگ بزند و خود را پلیس معرفی کند و میگوئید شما با فلان کسی رفتار نکنید او از سوی پلیس تحت تعقیب است و ما از شما درخواست میکنیم که روابط خود را با این فرد قطع کنید ولی در این باره به او چیزی نگوئید ما اگر نیاز باشد باز بیشتر با شما حرف خواهیم زد در این باره.

بلی رژیم ایران به هر دربی میکوبد علیه مخالفین خود در این کشورها متأسفانه خیلی آسان و بدون هیچ مشکلی اقامت را دریافت میکنند و گستاخانه به کار جاسوسی مشغول میشوند و علیه پناهندگان سیاسی امضا جمع آوری میکنند و اتهامات بی پایه و اساس و بر چسپهای خود ساخته به مخالفین میزنند و در این باره ملیونها دلار خرج میکنند در حالیکه مردم ایران در زیر شدید ترین خط فقر بر سر میبرند فقط تعدادی که با رژیم همکاری میکنند زندگی دارند.

با تروریستها همکاری میکند و دارائیهای ملت ایران را به تروریستها میدهند و در حالیکه در ایران بین 8 و 9 تا 10 ملیون بیخانمان و بدبخت و فقیر و تهی دست داریم که توان پرداختن کرایه خانه را ندارند. برای اینکه از راه ترکیه بتواند از بحران عمیقی که در منطقه ایجاد نموده است نجات یابد دست همکاری داده است و در عمل به عمق 5 کیلومتری خاک کردستان فدرال وارد شد و مقرهای حزب کارگران کردستان را بمباران نمود چندین روستاه را ویران نموده است در منطقه رزم نمائی میکند و اسرایئل را تهدید میکند.

رئیس وزرای اسریئل حرفهای احمدینژاد رابا ادولف هیتلر مقایسه کرد که او دست به کشتار یهودیان زد و نزدیک به 6 ملیون انسان را زند بگور نمود و در کوره آتش زنده زنده سوزاند.

در منطقه دو ملت مظلوم همیشه با جینوساید و قتلعام روبرو شده اند ملت کرد و ملت یهود . رژیم ایران هنوز هم هنوز در  قتلعام ملت مظلوم کرد کار میکند از سرکوب گرفته تا کشتن جوانان در خیبانها در جلو چشم مردم. و در این باره وزارت اطلاعات نفرات خودرا دسته دسته روانیه ی کشورهای اروپائی میکنند تا با ملت کرد و کردهای مبارز مقابله کنند. و بازه دراین باره از افراد خود میخواهند خود را به روانی بزنند تا به آسانی اقامت را دریافت کنند که خیلی آسان در همین کشور سوئد نزدیک به 29 نفر از سپاه پاسداران رژیم به تازگی اقامت دریافت نموده اند و مزدوران و جاشهای خود فروش هم هستند که به همه توهینهای ناشایسته علیه مخالفین دست میزنند و با ضرب پولهای مردم ایران در سدد از بین بردن مخالفین هستند و به جاشهای خود فروش پول میدهند تا به مخالفین و مبارزین توهین کنند نمونه این توهینها و لجنپراکنیها سایت کومه له شناسی است که به تازگی توسط وزارت اطلاعات ایران و مزدوران آن راه اندازی شده است.

و اولین اتهاماتی که به مخالفین میزنند این است که فرد مخالف را دروغگو جلو میدهند.

به افراد این کشورها گوشزده میکنند فردی که در باره ایران حرف میزند دروغگو است و همیشه دروغمیگوید  خلاصه از دروغ شروع میکنند اما فراموش میکنند که خودشان دروغگو ترین دنیا هستند آب و برق مجانی میکرد کجا است این آب و برق مجانی؟

کجا است اتوبوسهای مجانی سری 75 تومان پول نفت کجا رفت؟

مگر این حکومت با دروغ سر پا نیست؟

خوب حقیقت را دروغ اعلام کردن و دروغ هم حقیقت اعلام کردن چیزی است مسخره.

خوش رقصی و فرستادن نامه های مخفی برای کلیساها و اتهامات بی اساس به کردها تحت عنوان قتل عام مسیحیان بدست کردها آیا این دروغ نیست؟ کردها نه حاکمیت داشته اند تا ارتش و نیروی آنچنانی را در دست داشته باشند تا کسی را بکشند و اگر رویدادی  هم رویداده باشد مسئولیت این جنایت بر گردن دولتهای است که دست به چنین جنایتی زده اند نه کردها خودشان قربانی هستند.

استفاده از کارت سوخته صدام توسط رژیم ایران علیه ملت مظلوم کرد تازگی ندارد برای همه واضح و روشن است.

بلی اطلاعات رژیم ایران دست به هر کاری میزند در اسلام اصولأ گوشت خوک حرام است اما توسط سران رژیم ایران برای مزدوران و عیادی خود حلال نموده است این فتوا توسط علی خامنه ای صادر شده است برای افراد اطلاعاتشان در کشورهای اروپائی و برای نزدیگ تر شدن افراد مزدور با افراد نژاد پرست و یهودی ستیز در این کشورها اتخاز شده است.

و در همین شهری که من زندگی میکنم حدودأ 3 پاسدار از سپاه قدس  بر سر میبرند و به اضافه ی تعدادی از شیعه های عراقی تعدادشان دو الی 3 خانواده است در مورخ 13 تا 14 ماه مارس در همین سال یک نامه که توسط پست چی آمده بود از پست چی میگیرند و میبرند در این باره پلیس تحقیق میکند هنوز.

خلاصه ما یک مثال خوب داریم هنگامیکه مورها در حال نابود شدن هستند بال و پر در میاورند و سرگردان به هر بیابانی سر میزنند تا روزی که فسل سرما میرسد عمرشان تمام میشود رژیم ایران هم مثل مورها شده است امروز.

بلی رژیم ایران در کشورهای اروپائی هروین پخش میکند در شهر مالمو حدود 120 نفر توسط مزدوران رژیم معتاد شده اند به گذارش سید سونسکا داگبلادت.

و در همین دو شهر یعنی ماریستاد و این شهر مزدوران رژیم در باره پخش موادمخدر این کشور دست بالای دارند این موادهای کشنده توسط س ع ی د یکی که دو تا نام دارد م ج د و اح م د پخش میشود.   

اگر تا روزها و ماه ها بنشینی و بنویسید از جنایتها و خرابکاریهای این رژیم حرف زده بشود تمام شدنی نیست.

بتازگی چند خانواده که به این شهر آمده اند و در برخوردشان بوی جاش از ترز برخوردشان می آئید که من چند باری با آنها حرف زدم دیدم که خیلی توهین میکنند دیگر صبر نکردم با اصول جوابش دادم و اگر نیاز باشد اسم و حتئی عکسشان همراه باصدا بر روی انترنت میگذارم برای اطلاع عموم.

جاشهای پیشین هستند که زمانی در عراق جاش بوده اند هنوز هم دنبال جاشایتی هستند.

این باره رو به ایران نموده اند که چند نفری  آنها را درس میدهند در این باره.

بلی مزدران و خودفروشان روزی باید در برابر مردم قرار گیرند و از مردم معذرت خواهی کنند.

زند باد عدالت برابری و آزادی.

نابود باد کوردلان و مزدوران خود فروش.

سلام بر آزادی درود بر روح و روان پاک شهدائی کرد و کردستان که مخلصانه در دفاع از خاک پاک کردستان جان خود را فدا نموده اند.

در این باره میخواهم در مقاله آینده ام بنویسم سازمان مجاهدین خلق ایران باید رسمأ از ملت و مردم کردستان معذرت خواهی کنند  توسط انتشار نامه و فرستادن نامه برای رهبران کردستان و ریئس جمهور کردستان نامه بفرستند و از راه آنها از مردم کردستان معذرت خواهی کنند.

چرا چون در کلار و کرکوک مردم بیدفاع را هدف قرار دادند.

 سلام بر شما شیر مردان پیشمرکه کردستان دست همه شماها میبوسم پیشمرگهای قهرمان و از خود کذشته کردستان.

زند باد آزادی و عدالت اجتماعی سرنگون باد دیکتاتوری و آدم کشان.

اسماعیل قادری

7/5/2006
////////////////////////

اول ماه مه روزجهانی کارگر گرامی بداریم این روز مقدس ترین روز است برای انسانهای آگاه  انسان دوست و کارگران.

متأسفانه امروز کارگران در گوشه و کنار این گیتی پهناور با ظلم و ستم روبرو میشوند و با بی حقوقی روبرو میشوند.

کارفرما فقط بر روی یک کرسی مینشیند و کاری آنچنان انجام نمیدهند که کارگران همه کارها را انجام میدهند و عرق جبینشان بر زمین میریزد و با تنی کوفته و بدنی خسته و با دست مزدی ناچیز امرارمعاش میکنند و کارفرما با آخرین مدلترین ماشینهای دنیا به این ور و آن ور دنیا سفر میکنند اما یک کارگر بدبخت توان سفر به این شهر و آن شهر را ندارند.

در ایران کارگران خیابانی هنوز بیشتر از 14 ساعت در روز کار میکنند آنهم با دستمزدی ناچیز و در ایران کارگران شمول بیمه اجتماعی نمیشوند اما بلعکس آخوندها در سرتا سر جهان حتی آخوندهای لبنانی هم زیر پوشش بیمه اجتماعی ایران در آمده اند و کارگران ایران هنوز نصفی از این کارگران بدبخت حقوق خود را دریافت نکرده اند و در زیر شیدید ترین خط فقر بر سر میبرند و کارگران ایرانی هنوز زیر پوشش بیمه اجتماعی قرار نگرفته اند و نمی گیرند.

و در این جامعه های کهنه پرست و مذهبی به کارگران با کلمات توهین آمیز مثل حمال و نامهای دیگر برای درهم کوبیدن شخصیت کارگران بکار میبرند.

تمامی کارهای سنگین جامعه بر دوش این کارگران بیچاره است اما 95% در صد این درآمد به جیب کارفرما میرود و تنها 5% به جیب کارگران بیچاره میرود.

نابرابری و نا انسانی نسبت به کارگران در جهان اعمال میشود و باز کارگران هم با اتخاز تدابیر لازم علیه این نابرابری هرروز اعتراض میکنند و مطالبه حق طلبانه خود تا تحقق خواستهای خود در جامعه ادامه میدهند و این مطالب در بعضی از کشورهای جهان بر آورده شده است اما نه به طور کلی هنوز در هیچ جای دنیا این حق بر آورده نشده است.

در این باره باید کارگران جهان علیه ظلم و ستم متحد بشوند و علیه این نابرابری اعتراض کنند کارگران در سرتاسر جهان متحد شوید به انسانخواران اجازه ندهید حق و حقوق شما را پایمال کنند.

باز در باره ایران و کارگران و زحمتکشان ایرانی.

در ایران 8 تا 9 ملیون کارگر در زیر شدیدترین خط فقر بر سر میبرند اما آخوندها در سرتاسر جهان بانکها را پر از ثروت این بدبختها را نموده اند این پولهای که آخوندها به جیب میزنند از حق و حقوق شما کارگران و زحمتکشان است این همه ثروتی که هاشمی رفسنجانی بجیب زده است از حق و حقوق کارگران ایرانی است باید ماهیت دزدان و چپاولگران را افشا نمود تا همه از ماهیت این جنایتکران آگاهی یابند.

در ایران کرگران توان پرداختن کرایه خانه را ندارند در ماه و در سال توان حتی یکبار خریدن گوشت را ندارند با نان خشک و یک کیلو گوجه گوشه ای از شکم گرسنه اشان  راپر میکنند اما سردمداران با وافر وقلیان و کباب صبحانه میخورند و بلعکس کارگران هر روز حق و حقوق کارگران پایمال میشود.

بدون برقراری عدالت اجتماعی و رعایت حق و حقوق کارگران نمیتوان یک جامعه امنیت و آسایش بر قرار نمود باید در مرحله اول حق و حقوق کارگران را رعایت کرد و به خواستهای حق طلبانه ی کارگران گردن نهاد آنگاه میتوان از یک جامعه انسانی حرف زد.

در باره دستمزد کارگران.

1= برابری کامل از نظر حق حقوق کارگران و افزایش دستمزد کارگران برای امرار معاش.

2= باید کارگران در باره حقوق و دستمزد خود رضایت کامل داشته باشند و برخورداری از حق بیمه اجتماعی برای تمامی کارگران و حقوق متساوی برای تمامی کارگران چه کارگرهای خیابانی و باید کارگران خیابانی هم شمول حق بیمه اجتماعی باشند.

3= تظمین های لازم در باره مرخصی کارگران و پزشک رفتن کارگران باید مجانی باشد و پرداختن پول پیش پزشک رفتن به گردن دولت باشد.

4= باید هر سال بطور کلی دستمزد کارگران افزایش داده بشود و از ساعتی به 250 دلار باید به ساعتی 250 دلار افزایش داده بشود و باید هر سال این حقوق افزایش داده بشود.

5= باید کارگران جهان از یک حقوق برخوردار باشند یعنی باید هر کارگری در یک ساعت کار بین 250 تا 300 دلار باشد و باید باز هر سال این حقوق افزایش داده بشود.

6= حق برابری حقوقی زنان با مردان باید زنان با مردان از یک حقوق برخوردار باشند و حق بیمه شدن زنان باردار تا زمانی که بچه اشان بدنیا می آید باید به هیچ عنوان از حق و حقوق زنان کاهش نابد و باید در زمان بارداری از حقوقی که قبل از بارداری برخوردار بئده است برخوردار بشند زنان.

7= هر طوری که مردان باید ازاین حق برخوردار باشند که در یک ساعت کار بین 200 تا 300 دلار دستمزد را داشته باشند باید زنان هم از این حقوق بر خوردار باشند.

و نباید دستمزد ماه هانه کمتر از 20000 دلار باشد  و از20000 دلار به بالا باشد و باز این هم نابرابری است اگر یکسری از کارگران دارای حقوق بیشتر و بعضی دارای حقوق کمتر باشند باز نابرابری است به نظر بنده باید همه از یک حقوق برخوردار باشند و دستمزد کارگران باید متساوی باشد  از 23000 دلار به بالا باشد تا کارگران هم توان سر و صیاحت هم داشته باشند.

8= باید کارگران خیابانی هم از این حقوق برخوردار باشند در هر ساعت بین 250 تا 300 دلار در آمد داشته باشند.

9= قوانین حقوق کارگران باید کاملأ دموکراتیک باشد بر اساس برابری کامل بدون هیچ نوع تبعیضی باید حق و حقوق کارگران رعایت بشود.

و در این باره باید کارگران خیابانی از حق پرداختن مالیات معاف باشند تا زمانی که کاررسمی پیدا میکنند آن زمان میتوانند مالیات به پردازند و باید مالیاتها بیشتر از 10% صد نباشد یعنی بین 10% تا 13% نباید بیشتر از این باشد.

10= باید کارگران اگر زمانی به پیش پزشک رفتند باید مجانی باشد باید خریدن دارو و وسایل پزشکی باید نصفش دولت بر پردازد و نصفش خود کارگر.

11= باید تشکل های کارگری از دولت مستقل باشد و در این زمینه دولت با تشکلهای کارگری در باره قوانین کار مذاکرات کنند برای رسیدن به نتایج نهائی در باره حق و حقوق کارگران و نباید دولت سردمدار و یا کسانی وابسته به رهبری تشکل انتخاب کند باید انتخاب شورای تشکلهای کارگری کاملأ آزاد و دموکراتیک باشد آنهم با خواست خود کارگران باشد این هم در قوانین فدرالیسم آمده است.

البته من در باره حقوق دستمزدها گفتم دلار یعنی هر یک ساعت باید بین 250 تا 300 دلار باشد باید در یورو هم بر همین قیمت باشد.

در ایران شما کارگران شجاع و حسته ناپذیر همیشه علیه ظلم و ستم ملاها اعتراض نموده اید و حق و حقوق خود را نطالبه نموده اید از اعتصاب غذا گرفته تا اعتراضعای خیابانی به این بس نکنید ماهیت جمهوری اسلامی برای همگان روشن است دولت کلک و دروغ 28 سال است بر این ملت محروم از ابتدائی ترین حقوق خود حاکم شده است و هر روز یکی و یا دو تا از فزندان این ملت به چوخه های دار سپارده میشود زندانها پر از سیاسین است و هر روز یکی از آنها اعدام میکنند.

زند باد کارگران و زحمتکشان در کردستان و سر تاسر ایران و جهان

درود بر روح و روان پاک شهدای راه آزادی و عدالت

درود بر روح و روان پاک شهدای کردستان.

 کارگران جهان متحد شوید علیه ظلم و ستم به جهانخواران اجازه ندهید حق و حقوق شما ره زیر پا بگذارند در هر کجا که هستین علیه نابرابری و بی عدالتی اعتراض خودرا تا توان دارین به گوش آدم خوران برسانید

اسماعیل قادری

29/4/2006


////////////////////////////////////

پیشمرگ ارتش خلق ستمدید کردستان.

نیروی پیشمرگ سمبول کردستان است باید تمامی مردم کردستان به نیروی پیشمرگ افتخار کنند و ما ملت کرد به اسم و نامپیشمرگه همیشه افتخار میکنیم.

موضوع اطلاعیه در باره تحرکات رژیم ایران در منطقه و خرج کردن پولهای مردم ایران و دادن پول به تروریستها.

در چند روز گذشته هاشمی رفسنجانی با چمدانهای پر از دلارهای سبز به سوریه سفر نمود بلافاصله سرکرده گروهای تندرو به سوی دمشق سرازیر شدند چرا چون دمشق امروز چرب است زیر سبیلها را خوب چرب میکند.

رفسنجانی قبل از اینکه به سوریه سفر کند محرمانه با علی خامنه ای و سران دیگر در اطلاعات سپاه پاسداران ملاقاتهای انجام داد رفسنجانی در حدود  20 ملیون دلار و یک پیام کتبی از سوی رهبری(علی خامنه ای) برای گروهای تندرو با خود برده است در این سفر. و قرار است این 20 ملیون دلار میان گروه های تند رو تقسیم کند هاشمی رفسنجانی به قول ناظران بیشتر این پولهای به حزب اللۀ لبنان و حماس تعلق میگیرد.

و در این باره به قول ناظران  قرار است هاشمی رفسنجانی با چهار گروه در دمشق ملاقاتهای داشته باشد.

1= حزب للۀ لبنان

2= گروه شهدای الاقصا

3= گروه حماس(نمایندگان آن گروه در دمشق)

4= گروه امل لبنانی

و گفتگو بر سر اینکه شاید سوریه به رژِیم ایران کمک کند اگر ایران مورد حمله نظامی قرار گیرد از سوی جامعه بین المللی.

و باز درست کردن یک گروه ضربت برای اعمال تروریستی  و ترور مخالفین رژیم ایران در کشورهای اروپایی.

همه شاهد اعلام دولت در باره دست یابی به سلاح کشتار همگانی اول خود هاشمی رفسنجانی بود که اعلام نمود بعدش احمدینژاد هم در مشهد اعلام نمود که ایران به باشگاه کشورهای اتمی پیوسته است.

سران رژیم ایران به هیچ احدی رحم نخواهند کرد از این به بعد باید کشورهای منطقه بخصوص اسرائیل باید در فکر خودش باشد که خطرناکترین کشور و یعنی خطرناکترین نظام به سلاح اتمی دست یافته است خطر بیشتر جان انسانها را تهدید میکند در منطقه.

در چند ماه پیش تا بحال رژیم ایران دست به توقیف کردن روزنامه ها و بستن سایتهای سازمانهای حقوقی و غیر سیاسی نموده است یکی از این سایتها سایت رمک بود سازمان حقوق بشر کردستان ایران سران این سازمان زندانی کردند.

ما این بگیر و به بند در توسط رژیم محکوم میکنیم.

درود به روان پاک شهدای کردستان و پیشمرگان راه آزادی کرد و کردستان.

اسماعیل قادری

14/4/2006
////////////////////////////

در روز پنجشنبه 10 فروردین برابر با 10 خاکه لیوه سالروز شهادت رئیس جمهور کردستان است یعنی سالروز شهادت قاضی محمد پیشوای ملت کرد و برادرانش است این روز روز شهدای کردستان است.

امروز سالروز شهادت رئیس جمهور کردستان توسط اشغالگران است یعنی توسط دیکتاتور خون آشام محمد رضا شاه رئیس جمهور کردستان به شهادت رسید.

البته در این ماه ما ملت کرد توسط اشغالگران خیلی از رشید ترین فرزندان خلقمان را از دست داده ایم و در برابر در این ماه یعنی در نزدیکی نوروز روز مقاومت خستگی ناپذیر ملت کرد در برابر اشغالگران ما دست به مقاومت و فدا کاری نموده ایم. در این ماه ما ملت کرد بزرگ مردی مثل پیشوای ملت کرد را از دست داده ایم و در این ماه ملت کرد توسط اشغالگران کردستان مورد حمله گازهای کشنده شیمیائی و بیولوژیکی قرار گرفته اند. خلاصه قاضی محمد رهبر فقید کردستان و ریئس جمهور کردستان برای اینکه دیگران قربانی نشوند خود را فدای ملت کرد نمود  و توسط رژیم محمد رضا شاه اعدام شد.

در سال 1325 اعدام پیشوای ملت کرد قاضی محمد در سالهای 1340 اعدام اسماعیل شریفزاده توسط رژیم محمد رضا شاه در سال 1974 مسموم کردن پدر کردان رهبر مقاومت خستگی ناپدیر ملت کرد ملا مسطفئ بارازانی توسط رژیم شاه ایران با همکاری دولت وقت عراق که صدام در آن هنگام ریئس وزرای آن کشور بود و بعد از چند ماه هی اعلام مقاومتی دیگر به رهبری سیاستمدار کرد جناب آقای جلال طالبانی تاسیس اتحادیه میهنی کردستان آغاز شد.

در سالهای 1980 جنگ ایران و عراق که منجر به خانه ویرانی و کوچ کردها شد و هزاران دهکده  و چندین شهر کردنشین در آن جنگ خانمانسوز یا ویران شدند و یا صدمه دیدند.

این را نباید فراموش کنیم در سال 1979 همرا با به قدرت رسیدن دیکتاتور سرنگون شده عراق صدام حسین جینوساید علیه ملت مظلوم کرد در آن کشور آغاز شد و در ایران هم انقلاب 1979 روی داد به رهبری آیت الله خمینی و فرستادن خلخالی جنایتکار برای قتلعام ملت کرد در آن کشور آغاز شد و در ترکیه زبان کردی به طور کلی ممنوع بود هر کسی با زبان کردی حرف میزد مجازات میشد  در آن کشور مقاومت ملت کرد داشت شکل میگرفت علیه اشغالگران در آن قسمت از کردستان بزرگ این مقاومت به رهبری عبدالله اوجالان در حال شکل گرفتن بود علیه ظلم و ستم در آن کشور میتوان گفت در سرتاسر کردستان جنب و جوش شورش انقلابی در حال شکل گرفتن بود حزب دموکرات کردستان ایران هم که تازه از حزب توده جدا شده بود و حتئ چندین نفر از کادرهای زیرک و توانا را توسط رژیم شاه اعدام شده بودند و در حال بازسازی خود بود در آن هنگام کومه له هم همچنین در حال باسازی خود بود و برای یک جنگ مسلحانه در برابر رژِِیم مذهبی تازه به قدرت رسیده ایران خود را آماده میکردند و در این باره نباید این نکته را فراموش کنیم کومه له توانست مدتی کوتاه به بزرکترین مقاومت در برابر رژیم مذهبی ایران قرار گیرد و حتئ رژیم ایران علنأ به خیابانها آمدند آخوندها و علیه کومه له شعار سر دادند یعنی علیه کومه له و دموکرات شعارهای سرمیدادند در خیابانهای تهران و شهرستانهای دیگر ایران در سال 1358 جنگ در کردستان شدت گرفت و آیت لله خمینی پیاپی فتوا بعد از فتوا صادر میکرد علیه ملت مظلوم و ستم دیده کرد و دستور قتلعام صادر میکرد علیه ملت کرد خلاصه کومه له و حزب دموکرات که تنها نیروی مقاومت در کردستان بودند نیروهای رژیم مذهبی تهران را به زانو در آورده بودند در کردستان کومه له و حزب دموکرات پیاپی از خبرنگاران خارجی به کردستان دعوت به عمل می آوردند تا جهانیان از جنایت رژیم مذهبی تازه تاسیس که در کردستان دست به جنایت زده بود با خبر بشوند. در بهار سال 1980 صدام حسین قرارداد اروند رود را در یک نطق تلویزیونی پاره نمود با ایران اعلام جنگ کرد خلاصه جنگ آغاز شد شهر تاریخی کردستان توسط سربازان و نیروهای رژیم صدام اشغال شد شهر قصر شیرین  و همه چیزهای گران قیمت را تالان نمودند کسانی که مرز نشین بودند توان باز گشت به ایران نداشتند مجبور شدند به عراق پناهنده بشوند این مردم بیشتر بی سواد بودند و تک توکی از آنها با سواد بودند رژیم عراق آن مردم بیدفاع اول در عربت ساکن داد اما بعدأ آنها را به کمپی بانام التاش منتقل نمودند آنها مردمانی بیسواد و از نظر آگاهی فقیر بودند  اما کومه له توانست به آن مردم کمک کند و مدرسه های تاسیس کردند هواداران کومه له و حزب دموکرات هم با تمام قوا با همه تیفی در داخل مردم کمپ رابطه برقرار نمودند اما حزب دموکرات کردستان ایران بیشتر با تیفه مذهبی آن کمپ رابطه برقرار نمود و من علت آن را قبلأ اعلام نموده بودم که شاید یک نوع مبارزه بوده باشد علیه بنیادگرائی مذهبی در آن کمپ و یا اینکه جلو طرفداران رژیم را بگیرد بوده باشد.

خلاصه جنگ خانمانسوز شدت گرفت و پیشمرگان کرد هم در کردستان مشغول جنگ بودند علیه پاسداران مذهبی در آن مناطق.

صدام حسین با روش ترکها دست به کوچهای اجباری در کردستان نمود تمامی کسانی فامیل و یا کسی خارج از عراق داشتند به جنوب و غرب عراق منتقل نمود و بر آنها فشار می آورد تا تغییر هویت بدهند  و هر کسی از این کار سر باز میزد به چوخهای دار رژیم سرنگون شده صدام سپارده میشد.

در ترکیه کوده تای نظامیان رویداد عبدالله اجالان از ترکیه مخفیانه گریخت و مشغول تاسیس ارتش کرد در آن قسمت از کردستان نمود و دست به یک مبارزه سر سختانه علیه رژیم ترکیه و کمالیستها نمود  خلاصه توانست در یک مدت کوتاه به بزرگ ترین حزب تبدیل بشود و دست به جنگ مسلحانه زد علیه نژاد پرستان در ترکیه خلاصه نام حزب کارگران کردستان ترکیه در تیتر روزنامهای جهان قرار میگرفت خیلی از روزنامه نگاران در سرتاسر جهان به سوریه و لبنان سفر نمودند تا با رهبر (آپو) عبدالله ا.جالان ملاقات کنند حتئ روزنامه نگاران ترک هم به آنجا سفر نمودند و با عبدالله اوجالان ملاقات نمودند یکی از این روزنامه نگاران یالچین بود که یک کتاب در باره اوجالان منتشر نمود و مصاحبهای خود با اوجالان منتشر کرد. البته در همه جا کم و کسری وجود دارد در میان احزاب کردستانی..

بازگردیم به موضوع جنگ ایران و عراق.

خلاصه تمامی شهرهای کردستان در زیر شدیترین بمبارانهای هوای عراق قرار گرفته بودند  شهر کرمانشاه هم در امان این بمبارانها نبود هر روز روزی نبود که شهر کرمانشاه مورد اصابت موشکهای عراق قرار نگیرد.

خلاصه در این جنگ کردها متحمل خسارتهای فراوانی شدند.

در میان سالهای 1984 تا 1988 رژیم سرنگون شده صدام در چند بار پیاپی با گازهای شیمیائی به مردم بیدافع کرد در آن کشور حمله نمود  مهمترین این بمبارانها در سال 1988 بود یعنی 16/3/1988 بود که منجر به شهید شدن بین 5000 تا 6000 هزار انسان در شهر حلبچه شهید شهر شهیدان شد. و در سال 1988 دو رژیم درگیر به جنگ 8 ساله خود پایان دادند  و ایران مجبور شد قطعنامه 598 سازمان ملل را به پذیرد و آیت الله خمینی جام زهر را نوشیدن برای همیشه و در همان سال هاشمی رفسنجانی مخفیانه یک نامه توسط یکی از سفرائی رژیم ایران در کشورهای اروپای برای دکتر عبدالرحمان قاسملو فرستاد و در کردستان هم مخفیانه فرماندهان پیشمرگ کردستان با سپاه پاسداران ملاقاتهای انجام دادند این دیدار و گفتگوها همه مخفیانه صورت گرفت و به هیچ عنوان متون این مذاکرات افشا نشد تا 1989 این مذاگرات توسط یک روزنامه آلمانی افشا شد یعنی بعد از ترور دکتر عبدالرحمان قاسملو این مذاکرات جزه ای  از آن افشا شد نام روزنامه اشپیگل بود. و در باره مذاکرات حزب دموکرات کردستان ایران با رژیم ایران تئوریهای گوناگونی وجود دارد. 1 استفاده از روش یاسر عرفات 2 برای اینکه در ایران یک مسئولیت بدست بیاورند مسئولین حزب دست از مبارزه بردارند 3 متقاعد کردن دولت ایران از راه مذاکره برای یک پاره از حقوق مرد کرد در آن کشور 4 اتفاق با سپاپاسداران علیه سازمان مجاهدین و احزاب دیگر در منطقه 5 خسته شدن رهبری حزب و یکسری اتفاقات با سپاه پاسداران برای بعد از آزادی کردستان از نیروهای سپاه کمک گرفتن 6 نشان دادن صلح آمیز بودن حزب و سیاست حزب دموکرات کردستان ایران 7 استفاده از روش تاکتیکی برای نفوز به درون رژیم این تئوریهای است که دیگران در این باره حدس زده اند.

خود محمود احمدینژاد سرپرست تیم مذاکره کنند بود احمد تیر خلاص زن. خلاصه در سال 1989د ر وین پایتخت اتریش دکتر عبدالرحمان قاسملو ترور شد و 3 سال بعد از این جنایت رژیم ایران در رسترانت میکونوس دکتر صادق شرفکندی را ترور نمود دولتهای اروپای سفرای خود را از ایران فراخواندند رهبر انقلاب و ریئس وزارت اطلاعات بدنام ملاها علی فلاحیان مجرم شناخته شد و بعضی از قاتلین دستگیر شدند و اعتراف نمودند به این جنایت آدمکشی. و رژیم ایران هم برای اینکه از این منزوی شدن بیرون بیاید بدنبال یک چهره در داخل نظام گشتید تا از این انزوای جهانی بیرون بیاید خلاصه خاتمی علم نمود تحت نام اصلاحطلبی در داخل نظام متحجر ایران تا از انزوای بین المللی به بیرون آید ملاها و نظامشان خلاصه با علم کردن خاتمی توانست از این انزوای جهانی بکاهد و باز بتواند مخالفین داخلی هم از راه شعارهای هیچ و پوچ و بد نام کردن دموکراسی توانستند باز مخالفین داخلی را کشف و آنها را سرکوب کنند و عده زیادی از آنها را به قتل برسانند مثل قتلهای زنجیره ای و خاتمی با شعارهای فریبکارانه اش توانست جایگاه متحجرین را  مستحکم کند در داخل نظام در دنیا از ملا فریبکارتر وجود ندارد.این را نباید فراموش کنیم خاتمی با شعارهای فریبکارانه اش توانست باز در میان اپوزیسیون خارج از کشور شکافهای عمیقی درست کند و در این باره توانست ایرانیان و از به هم نزدیک شدن اپوزیسیون خارج از کشور جلوگیری کند و کرد آنهای اهداف رژیم اسلامی را میشناختند و شناخت کاملی بر این رژیم داشتند همیشه شعار میدادند که این رژیم اصلاح پذیر نیست و دیگرانی هم بودند که به سر خاتمی قسم میخوردند حالا که همه چیز کشف شده و همه دانستند که حق با آنهای است که این رژیم را میشناسند و بارها گفته اند که این رژِیم اصلاح پذیر نیست حقیقت داشت اما آنهای که گول شعارهای خاتمی خورده بودند و به سر خاتمی قسم میخوردند حالا سکوت اختیار نموده اند به علت اشتباهات خود نمی آیند حتئ از مردم در این باره معذرت خواهی کنند که در اشتباه بوده اند. البته رژیم ایران دست به عنواع جنایتها زد علیه مخالفین خود و در میان سالهای 1991 تا 95 وزارت اطلاعات بدنام ملاها چندین نفر از پیشمرگان حزب دموکرات کردستان را مسموم نمودند و خبر این جنایت در سرتاسر جهان انعکاس یافت.

حال برگردیم به جنایتهای صدام.

خلاصه بعد از آتش بس دائمی میان ایران و عراق صدام حسین در کردستان دست به جابجای کردهای آن کشور از سرزمین خود نمود و بجای آنها عربهای جنوب و غرب عراق به جای کردها منتقل نمود و زمینها و خانهای کردها را مصادره میکرد و در اینباره صدام حسین در یک نشستی با فرماندهان گارد ضد بشری جمهوری خود طرح کوچهای اجباری مردم کرکوک را ریخت البته این تئوری توسط یک جنرال ترک در یک نامه برای صدام نوشته شده بود در سال 1989 که این جنرال از سرنوشت صدام آگاهی داشت و دست به نوشتن این تئوری جنایتکارانه زد و صدام هم دست به اجرای آن نمود.

صدام در همه زمینها دست به جینوساید ملت کرد زد...

در سال 1989 دست به رژه نظامی در خیبانهای بغداد زد و قدرت ارتش خود را نمایش میداد صدام آنقدر مغرور شده بود چشمش جلو پای خود را به خوبی نمیدید در نزدیکی سال 1990 عدنان خیرالله پسر دائی خود را کشت که در هلیکپترش یک بمب گذاشته بود  این کار را برای این کرد که تا بتواند تمامی تصمیمات لازمه را خود بگیرد.

دراواخر سال 1990 ارتش صدام به کویت حمله نمود  و در حدود 4 ساعت کویت را به تصرف خود در آورد و در این باره وزیرانی از سرتاسر جهان به سوی عراق سرازیر شدند تا صدام مغرور را متقاعد کنند که از کویت عقبنشینی کند اما صدام هرگز تسلیم جامعه جهانی نشد پروند این جنایت به شورای حکام رفت و شورای حکام هم به صدام یک مهلت دادند تا در این مدت نیروهای خود را از کویت خارج کند اما صدام هرگز به این مهلت توجهی نکرد تا نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکاه  به نیروهای عراقی حمله نمودند و با زور نیروهای عراقی را از کویت عقب راندند.

شورای امنیت سازمان ملل متحد رژیم صدام را تحریم نمود. و سیاستمداران آمریکای هم متوجه کردها شدند که از راه آنها خوب میتوانند علیه صدام حسین بجنگند ریئس جمهوری آمریکاه از کردها خواست که دست به مبارزه بزنند علیه رژیم صدام و کردها به درخواست آمریکاه جواب مثبت دادند در سال 1991 مردم کردستان دست شورش زدند علیه دستگاه ظلم و ستم صدام اما بعد از چند روز بنابه درخواست جنرالهای ترکیه که از این ترس داشتند که کرکوک به دست کردها افتاده بود بر آمریکاه فشار آوردند تا جلو صدام را شل کند تا کردها را سرکوب کند و این کار صورت گرفت و مردم کرد در آن منطقه همه با هم راهی ایران و ترکیه شدند و آمریکا را مجبور کردند که به یاری کردها بشتابد  اما سیاستمداران کرد از این واقعه خوب باخبر بودند که این بازی بازی جنرالهای ترک است و از تمامی مردم کردستان خواستند که خانه و کاشانه خود را رها نموده و فرار کنند تا این توطئه ننگین را خنثئ کنند و مردم شجاع و از خود گذشته کرد آگاهانه به خواست رهبران خود جواب مثبت دادند و توطئه ننگین را خثئ نمودند نشاندادند که ملت کرد یک دست و یک صدا است با رهبران خودهستند و حاضر هستند در برابر هر نوع توطئه ای در زمان مثبت به رهبران خود پاسخ بدهند توطئه را خنثئ کنند.

این را نباید فراموش کرد که رژیم ایران هم در این جنگ توانست بدون هیچ جنگ و درگیری سرزمینهای که در اشغال نیروهای عراقی بود باز پس بگیرد و صدام هم 170 تا 180 فروند از هواپیماهای خود را به ایران فرستاد و اما بعدأ ایران اعلام نمود که این هواپیماها به عراق باز پس نمیدهد به عنوان قرامت جنگ مصادره میکند خلاصه رژیم ایران هم تا غرغره خود را آماده کرد تا در امور داخلی عراق دخالت کند تا اگر زمانی صدام سرنگون شد جا پای در آن کشور داشته باشد و این کار را کرد.

هنگامی دید که رژیم صدام ضعیف شده است ایران در سدد بر آماد که گروهای سیاسی که در عراق بر سر میبرند نابود کند خمینی در این باره فتوا صادر نموده بود تا تمامی گروهای سیاسی که در عراق هستند همه کافر و منافق هستند باید کشته شوند و وزارت اطلاعات هم با یک لیست آماده به پاسدارانی که عراقی تبار بودند داد این لیستها عبارت بودند از سازمان مجاهدین کومه له و حزب دموکرات کردستان ایران.

و هنوز هم رژیم ایران به طور علنی در امور داخلی عراق دخالت میکند و در این باره نیروهای آمریکای از این واقعه خوب با خبر هستند.

خلاصه در سال 1998 قرار بود بیل کلینتون ریئس جمهور وقت آمریکاه در یک عملیات بنام روبای صحرا صدام را از باریکه قدرت به زیر بکشد اما کنگره آمریکاه این درخواست را رد کرد و قرار بر این بود باید فرزند جورج بوش صدام را از باریکه قدرت به زیر بکشد و این کار محقق شد که همه شاهدش بودیم که در سال 2003 تاریخ دیکتاتوری در عراق پایان پذیرفت و رژیم صدام به زباله دان تاریخ سپارده شد

اما این چیزهای که مایه نگرانی ملت کرد است این است که چرا هنوزاز دیکتاتور صدام حسین همراه با حسن علی مجید به خاطر انفال و جینوساید ملت کرد سئوال و محاکمه نشده اند و از آنها سئوال نشده است از آغاز محاکمه تا امروز فقط از کشته شدن مردم دجیل بحث به میان آمده است. آیا دولتهای منطقه برای اینکه این جنایتهای که علیه بشریت در کردستان شده است میخواهند فراموش بشود مثل ایران ترکیه و سوریه  این دولتها دوست ندارند از صدام و علی حسن مجید سئوال بشود در باره انفال و جینوساید ملت مظلوم کرد در آن کشور چرا چون خود این 3 دولت شریک صدام حسین بوده اند در باره انفال و جینوساید مردم کرد.

این را به اطلاع میرسانم 14 نفر از پیشمرگان کرد در کردستان ترکیه توسط نیروهای دولت ترکیه با گازهای شیمیائی به شهادت رسیدند.

در ایران نیروهای انتظامی رژیم در شهر بوکان چندین نفر را دستگیر نموده اند و تا بحال کسی از جای نگهداری آنها خبر ندارد .

من به تمامی خانوادهای زلزله زدان تسلیت میگویم  و در این باره از مردم انسان دوست لرستان میخواهم به یاری برادران خود بشتابند.

سلام بر شهدان راه کرد وکردستان

اسماعیل قادری 1/4/2006
/////////////////////////////

موضوع اطلاعیه شماره 2 درباره حقوق بشر.

سرکوب فعالان مدنی در کردستان ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی ایران ادامه دارد.

در روز عید نوروز نیروی انتظامی ایران دست به دستگیریهای تازه در استان بلوچستان زد و چندین نفر بیگناه تا بحال دستگیر نموده اند.

در کردستان 4 نفر از اعضای حقوق بشر کردستان رامک دستگیر شده اند یکی از این دستگیر شدگان زینب بایزیدی است که نبابر خبری که بدست من رسیده است در حال اعتصاب غذا برسر میبرد در زندان کردستان در این باره از مدافعان حقوق بشر و سازمانهای خیرخواه میخواهم به یاری این زندانیان بشتابند.

دولت جمهوری اسلامی خودرا در سراشیب سقوط میداند به تازگی دست به اعمال خشونت در مناطق کردستان خوزستان و بلوچستان زده است. 

ما همه میدانیم که عمر خشونت چندان دراز نیست روزی باید در پشت میلهای زندان قرار گیرند  مثل صدام حسین.

ما در قرن 21 هستیم و نباید دست به خود آزاری و دیگران آزاری بزنیم باید راه و روش انسانیت بکار به بریم.

انسانها از این حق باید برخوردار باشند.

1- حق ابراز عقیده و بیان بدون هیچ مانعی و باید این ابراز عقیده و بیان به آزادی دیگران لتمه وارد نکند.

2= حق آزادانه زندگی  حق دخالت در امور سیاست بدون هیچ مانعی از مسئولین انتقاد کند بدون اینکه از کسی ترس و وحشت داشته باشد و یا مورد شکنجه قرار کیرد.

3= رعایت حقوق انسانها و احترام به کرامت و حیثیت انسانها.

4= برخورد انسانی با مردم و احترام به حق و حقوق انسانی مردم جامعه.

5= ایجاد پروژه های کاری برای جوانان و تشویق مردم جامعه بسوی انسانگرائی.

6= احترام به حقوق اقلیتهای قومی  و باز کردن مدارس برای تدریس با زبان مادری خود از میان برداشتن تبعیضهای مذهبی و قومی در کشور.

7= درس و کورس انسانگرائی برای آگاه کردن مردم از هر نظر و بر قراری عدالت اجتماعی برای بهبودی یک جامعه سالم و سهیم برابری زنان با مردان در همه زمینه ها هنری سیاسی اجتماعی ورزشی حق پوشش دلبخواه حق شرکت در انتخابات ریاست جمهوری حق آزادانه کاندیداتوری ریاست جمهوری و باید زنان از آزادی کامل برخوردار باشند مثل حق انتخاب کردن و انتخاب شدن حق انتخاب هسمر با رضایت زنان و دختران و برچیدن ازدواجهای اجباری و باید ازدواجها اختیاری باشد نه اجباری برای مثال زنان و دختر از این حق باید برخوردار باشند بدون رضایت پدر و یا مادر و یا برادر برای خود همسر انتخاب کنند بدون هیچ مانعی.

8= برداشتن زندانها و و نباید به هیچ عنوان زندانی سیاسی در کشور وجود داشته باشد و مبارزه سرسختانه با مواد کشنده مخدر در کشور.

9= باید حقوق انسانها از هر نظر رعایت بشود و اجرای  صحیح قوانین شناخته شده سازمان ملل متحد در باره حقوق بشرو برچیدن حجابهای اجباری و باید اختیاری باشد حجاب نه اجباری.

10= در این باره باید مردم در تصمیم گیریها سهیم باشند نه مسئولین و کسانی که خود را خدائی سرزمین میدانند چیزی به هیچ وجه وجود ندارد.

باید در کشور برای سلامتی یک جامعه سالم و سهیم ایجاد درسهای انسانی و عوض کردن قوانین ظلم و ستم و جایگذین آن قوانین عدالت و انسانیت برای سلامتی یک جامعه اینها نیاز است.

11= باید اقلیتهای قومی از این حق برخوردار باشند که هر 5 سال یکبار دست به رفرادوم بزنند برای این مردم تصمیم خود را بگیرند با دولت مرکزی بمانند و یا اینکه جدا بشوند و در این باره کشور احتیاج و نیاز به یک سیستم فدرال دارد که باید اقلیتهای قومی از این حق برخوردار باشند که دولت و پارلمان خود را داشته باشند در این باره باید مسئولین و عاملین انفال و جینوساید به طور علنی در یک دادگاه دادگاهی بشوند منظورم در یک دادگاه بین المللی رسیدگی به جرایم  نسل کشی.

باید در این باره در کشور شرکتهای بیشتر در همه مناطق ساخته بشود برای مثال در کردستان باید در هر شهری چند شرکت برای کار و شغل برای جوانان وجود داشته باشد تا مردم بتوانند نیاز های روزانه خود را تامین کنند در بلوچستان همینطور در خوزستان همینطور و در سرتاسر ایران باید شرکتهای بیشتر و کار و شغل بیشتر برای مردم و جوانان ایجاد بشود.

12= باید کار کشیدن از افراد زیر 18 سال بطور کلی ممنوع باشد و در این باره باید غذا برای مدارس مجانی باشد تا 18 سالگی از 18 سال به بعد باید یکدفعه در روز از حساب مدارس غذا بخورند جوانان. متأسفانه امروز جوانان و کودکان در کردستان در 7 سالگی به خاطر نداشتن و یا از دست دادن والدینشان دست به کار میزنند من خودم شاهد این اعمال هولناک بودم هنگامی که در کمپ التاش با یک کودک برخورد نمودم که بستنی میفروخت و دیگری کفشها را واکس میزد  از آنها سئوال نمودم چرا این کارها را میکنند  به مدرسه نمیروند تا درس بخوانند؟ این کودک به لحنی گریه آمیز جواب داد گفت پدرم در زندان شکنجه شده است کمرش شکسته است و مادرم هم نمیتواند کار کند من هر روز 150 تا 500 دینار برای آنها جمع میکنم تا بتوانیم یک گیلو گوجه و یا سیب زمینی بخریم تا از گرسنگی نمیریم.

متأسفانه وضعیت کودکان در کردستان ایران از این بهتر نیستند و حتی مورد اعمال خشونت ضد بشرها قرار میگیرند کودکان در کردستان اسیر.

و در ترکیه دیگر اوضاع کودکان وحشت انگیز است.

تا زمانی که تبعیض و خشونت باشد ظلم و ستم هست و تا زمانی که ظلم و ستم باشد مبارزه قهر آمیز هم هست علیه ستمگران و انسان کشان.

تا زمانی که نابرابری و نا انسانی حاکم باشد بر جامعه مبارزه وجود دارد.  تا زمانی که انسانهای روانی مبتلا به پارانوئیدی بر باریکه قدرت باشند  ظلم و ستم هست و عکس این مبارزه هم هست.

تا زمانی که عدالت بر قرار نشود همیشه اسلحه و تفکر بدست گرفتن سلاح هم هست علیه ظالمان و ستمگران.

با امید روزی که دموکراسی حقیقی برقرار بشود در جامعه و ظلم و ستم علیه انسانها پایان پذیرد و عدالت و انسانیت بر قرار بشود.

 از نظر حقوق بشر شکنجه  چه روحی و روانی باشد و چه فیزیکی محکوم است و معنا و مفهومی ندارد از نظر ما حقوق دانان.

و باز در این باره اعدام انسان هیچ چیزی در جامعه حل نخواهد کرد بلکه عکس این شاید این انسانی که مرتکب یک جرم شده است پشیمان بشود شاید درسی باشد برای دیگران که از آن عمال دوری کنند.  راها و گذینشهای انسانی دیگر هست که میتواند انسان را تغیر بدهد.

اعدام انسانها از نظر انسانی محکوم است و بخصوص اعدام انسانهای سیاسی یک جرم محسوب میشود از نظر حقوق بشری کسانی که حکم را اجرا میکنند مجرم شناخته میشوند از نظر حقوق بشری.

در چند روز پیش حجت زمانی زندانی سیاسی اعدام شد این یک جرم است از نظر ما انسانهای که در زمینه حقوق بشر کار میکنیم.

یک خانم به خاطر رابطه نا مشروع با مردی دیگر باز محکوم به اعدام شده است این خودش یک جرم است نباید اعدام بشوند کسانی که این حکم را صادر میکنند مجرم هستند از نظر حقوق بشری و باز اکبر گنجی بمدت چند سال در زندان بر سر برد و متحمل انواع شکنجه ها شد است.  این غییر انسانی است از نظر حقوق بشری.

سروه کمکار را ربدوه و در چند شبانه روز تحت شکنجه قرار گرفت که یکی از اعضای حقوق بشر کردستان است.

شکنجه در این قرن یک کار وحشیگری است و از نظر ما محکوم و مردود است.

انسانها را به خاطر ابراز عقیده و بیان شکنجه کردن یک جرم است باید عاملین آن در دادگاه بین المللی محاکمه بشوند.

با امید به اینکه در جهان شکنجه و اعدام برچیده بشود و بساط این کار احمقانه از بین برود.

با امید روزی که ما در ایران و در سرتاسر جهان به هیچ عنوان زندانی سیاسی را نداشته باشیم.

با امید روزی که تمامی زندانیان سیاسی چه در کردستان و چه در سرتاسر ایران آزاد بشوند و به فعالیتهای خود دست بزنند بدون هیچ مانعی..

با درود بر روح و روان پاک شهیدان راه آزادی و انسانیت.

با درود به روح و روان پا 6000 هزار شهید شهر شهیدان شهر حلبچه شهید.

با درود به روح و روان پاک شهیدان راه کرد و کردستان.

زند باد آزادی زند باد حقوق بشر زند باد انسایت نابود باد آدم کشان و شکنجه گران.

اسماعیل قادری

26/3/2006////////
/////////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه.

سوزاندن و اتش زدن سیمبول شهر شهیدان یک توهین بزرگ به شهیدان و مردم کردستان است باید جنایتکاران محاکمه و مجازات بشوند.

امروز خبر سوزاندن سیمبول شهر حلبچه رسید این هم نشان میدهد که قبل از مراسم سال روز بمباران شیمیائی شهر حلبچه توسط رژیم صدام.

اطلاعات بدنام تروریستی ایران برای تحریک مذهبی مردم را علیه این سیمبول شورانده و من مطئنم که دست رژیم ایران در کار بوده است.

آنچه در زیر میخوانید در پی یو کی میدیا آمده است که در مرز ایران و عراق یک تروریست را دستگیر کرده بودند.

PUKmedia عه‌دنان جاف/ هه‌ڵه‌بجه‌:

مامۆستا شاهۆ نوێنه‌ری حکومه‌تی هه‌رێمی کوردستان له‌ناوچه‌ی شاره‌زور و هه‌ورامان رایگه‌یاند: چه‌ند ده‌ستێکی تێکده‌ر له‌پشت تێکدانی هه‌ژده‌هه‌مین ساڵیادی کیمیابارانکردنی هه‌ڵه‌بجه‌وه‌ بوون، وتیشی: دوێنێ شه‌و هێزه‌کانی پاسه‌وانانی سنور تیرۆریستێکیان له‌سه‌ر سنوری عیرق - ئێران ده‌ستگیرکردووه‌ که‌ به‌نیازبوو بێته‌ناو شاری هه‌ڵه‌بجه‌ بۆ ئه‌نجامدانی چه‌ند کارێکی تیرۆریستی، وتیشی: درێژه

این خودش نشاند میدهد که ایران با تمام قوا پشت این جنایت بوده است.

رژیم ایران و رژیمهای منطقه که کرد در داخل آن کشورها زندگی میکنند زیاد به مراسم سالروز حلبچه شهید راضی نیستند و بر همین اساس است که برای برهم زدن این مراسم حتئ پولهای کلانی نیز خرج نموده اند و من شکی ندارم که در حدود 5 الی 6 ماه است پشت این قضیه برنامه ریزی کرده اند و وزارت اطلاعاتشان در آن منطقه فعال است و این هم سستی دستگاه امنیتی آنجا میرساند.

سوزاندن چنین اماکنی توهین به شهیدان است و از مسئولین و دست اندرکاران امنیتی شهر شهیدان شهر حلبچه میخواهم عاملین این جنایت را محاکمه کنند و مجازاتشان کنند.

در این باره اعلام میکنم که این کار توهین آمیزی که امروز انجام گرفته است کار تروریستان و کور دلان و نژاد پرستان است کوردلانی که در جامعه کینه میکارند.

و باید این جنایتکاران به دادگاه داده بشوند و تحقیق دقیق و لازم با این جنایتکاران انجام بگیرد.

باید در یک دادگاه علنی اعمال و کسانی آنها را تحریک نموده اند افشا بشود تا مردم در این باره آگاه بشوند که دشمنان از چه راه های وارد میشوند.

به نظر بنده مخفی قرار دادن این جنایت هیچ خدمتی به ملت کرد نخواهد کرد.

باید این اعمال توهین آمیزی که امروز انجام گرفته است عاملین آن به عدالت سپارده بشوند.

باز از مسئولین در کردستان فدرال تقاضامندم در این باره بیشتر به فکر مردم باشند تا مردم آگاه بشوند.

من چند روز پیش با یک کرد با سکیپ حرف زدم از وی سئوال نمودم آیا او کرد است؟ جواب داد نه من مسلمان هستم یعنی هویت انسانی خودرا دارد فراموش میکند باید به چاره جوی در این باره پرداخت و در پیشبرد آگاهی و علم و دانش به هموطنان کمک نمود.

ننگ بر تروریستان و خود فروشان و جاشهای خود فروش.

سلام بر شهیدان سلام بر روح و روان پاکشان.

سرنگون باد دشمنان خلق کرد زند باد صلح و آزادی و برابری.

اسماعیل قادری

16/3/2006


درباره بچه ها


در جامعه امروزی که پر از اجحاف و توهین است و با روز روشن از بچه ها سؤاستفاده میکنند از کار کشیدن گرفته تا کارهای نا درست و غییر انسانی و سؤاستفادهای جنسی آنهم بخاطر فقر نداری بدبختی در جامعه و خشونت مادران و پدران علیه یکدیگر جلو چشم بچه ها همه اینها بر روح و روان کودکان تاثیر گذار هستند. اگر یک بچه بیاید و به پدر و مادرش بگویید یک فرد اینطور به من گفت و یا به من توهین کرد با جوابی کوبنده و توهین آمیز روبرو میشود بچه پدر ولش کن بچه است دروغ میگویید مادر هم همچون پدر چنین جوابی میدهد به بچه اما ما یک مثال داریم آن هم این است هر کسی که دروغگو باشد خیال میکند همه مثل او میباشند و دروغگو هستند. این خودش یک نوع سرکوب در عین حال و باز میتوان گفت این یک نوع آموزش دروغ است به بچه یاد میدهند و اما در این فکر نیستند که بچه هرگز نمیداند دروغ یعنی چی و شاید در آن هنگام بچه دچار سرخوردگی بشود برای اینکه هیچ کس به ویی اعتماد ندارد. بلی بچه ای که هرگز نمیداند دروغ یعنی چه ویی را به دروغگو متهم میکنند و او را با روز روشن سرکوب میکنند آن هم سرکوب روحی و روانی از سوی مادران و پدران نادان.

برای مثال من خودم بارها شنیده ام که پدران قسم خورده اند که اگر بچه اشان به فلان جا برود ویی را میکشند اما بچه به فلان جا رفت و برگشت شاید بچه در آن هنگام در او ترس و وحشت ایجاد بشود اما بعدأ برای ویی روشن میشود که این همه دروغ بود که پدرش به ویی گفت ویا ویی را تهدید به قتل نمود اگر چنین کاری را بکند او را بکشد و یا به جای که باب دل پدر نیست برود . و یا اگر بچه ها به خاطر کنجکاوی از پدر و یا مادر سئوالی کنند در مورد چیزی با جوابی وارونه و غییر واقعی روبرو میشوند بچه ها آن هم غییر جدی و دوم با بچه ها صادق نیستند همین خودش باعث درهم شکستن شخصیت بچه میشود.

دروغ با بچه.

برای مثال پدران و مادران به بچه میگویند ما این کار را بر سر شما خواهیم آورد اگر به حرف ما گوش نکنید اما بعد برای بچه روشن میشود که همش دروغ است شاید اولش یک کم ترس و وحشت در او ایجاد بشود اما بعدأ زمانی که فهمید که این دروغ است او هم یاد میگیرد با همان میزان با بچه اش همان برخوردی کند که پدر و مادر با وی کرده بودند. خود این مسائل حالت ارثی پیدا میکند از والدین به فرزندانشان منتقل میکنند دروغهای خویش را.همین برخوردها باعث میشود که بچه بهانه جو و پرخاشگر به بار آیید.

کتک زدن بچه ها از سوی مادران و پدران جنگ و دعوا ی لفظی میان والدین در جلو چشم بچه ها خودش بزرگترین خطر است برای آینده بچه بر روح و روان او تاثیر مخربی خواهد داشت.

بچه های خیابانی که برای یک نان خشک هزار ویک بار تمنا میکنند شاید آقای یا انسانی دلسوز برای آنها یک نان بخرد و یا به آنها پول ناچیزی بدهد خوب آینده اینها چه خواهد شد و بکجا خواهد رسید؟ به این سئوال باید پاسخ بدهید.

  چرا بچه های فقر زده از بچه های ثرتمندان با تجربه ترند؟

جواب برای اینکه بچه ی یک ثروتمند فقط لزت زندگی را امتحان نموده است هرگز خود را گرسنه ندیده است و باز هرگز خود را محتاج ندیده است و تلخی زندگی را ندیده است و باز یک بچه ثروتمند خلاقیت و توان یک بچه فقر زده را ندارد چرا چون او هرگز به خیابانها  نمیرود و از اجتماع بی اطلاع است بین سیاه و سفید در عمل ندیده است اما یک بچه فقر زده همه اینها را امتحان نموده است با افراد گوناگون حرف زده است  بخاطر نداری و بدبختی دائم در خیابانها است و دنبال یک لغمه نان است و میتوان گفت بچه فقر زده هم تلخی را دیده است و هم خوشی را برای یک بچه فقر زده هنگامی که شکمش سیر بشه خوشی است برای او

برخورد نادرست والدین با کودکان دروغ گفتن و دروغ یاد دادن به کودکان توسط والدین نباید اینکار را انجام بدهند والدین باید دائم برای یاد گرفتن با روانشناس خانواده ملاقات کنند تا یاد بگیرند که خوب با بچه اشان برخورد کنند. حال سر گذشت یک خانم که بتازگی از شوهرش جدا شده است و من با ویی ملاقات نمودم و برای من اینطور توضیح داد. حال در باره طلاق و عوارض آن در بچه ها.
سؤال: بعد از14
 چهاردهسال زندگی زناشوئی و با داشتن 3فرزند و11و8 و 5 ساله شوهرم روزی به من گفت که دیگر برای آمدن خانه هیجان ندارد، سپس ایرادگیری از من و طرز حرف زدنم شروع شد. دیری نگذشت که احساس کردم مرا با کسی مقایسه می کند . شجاعانه از او سؤال کردم که پای زن دیگری در کار است؟ محکم ولی ریاکارانه گفت که من دیوانه شده ام ، دوستی کمک کرد و بالاخره طرف مربوطه را که یکی از همکاران شوهرم بود شناسائی کردم. باز با خود گفتم که به خاطر دل شکسته ام آشیانه بچه ها را نپاشم و به او فرصت دومی دادم. چند هفته ای که گذشت گفت من به خاطر بچه ها نمی توانم خود را زنده بگور کنم. من در این خانه شاد نیستم و مسئولیت شغلی من آنقدر سنگین است که باید از زندگی خانوادگی ام خیلی راضی باشم تا از عهده این مسؤلیت بر آیم. دیگر حرفی برای گفتن نبود. چند روز بعد اقدام به طلاق کردیم و یک ماه مثل دو بیگانه زیر یک سقف بودیم و بالاخره به آغوش شادی رفت و من ماندم و بچه ها و سؤالات بی پایان آنها.

روزی ازاو خواستم که با هم به روانشناسی مراجعه کنیم و یاد بگیریم که با بچه ها چگونه رفتاری داشته باشیم که کمتر آسیب ببینند.
به این کار هم حاضر نشد و گفت من خودم می دانم به بچه ها چه بگویم.
روزی مشغول مرتب کردن کمد پسر پنج ساله ام بودم که پسر
11ساله ام بی مقدمه پرسید مامان چرا تو فقط کار می کنی و سکسی نیستی؟ ابتدا فکر کردم که گوشم اشتباه شنید ولی بعد در توضیحی که داد متوجه شدم که پدرش به او گفته علت جدائی ما این بود که من«سکسی» نبودم. ترا به خدا با همان صراحت و صداقتی که در شما سراغ دارم به من پاسخ بدهید که در طلاق با بچه ها چه باید کرد؟
پاسخ: اولا
ً من بسیار متأثرم که همسر شما به توصیه شما برای یاری گرفتن از یک متخصص در مورد گفتگو با فرزندانتان عمل نکردند و بر عکس شخصاً با فرزند 11 ساله شان آنگونه گفتگوئی را داشتند که منجر به آن سؤال بسیار بسیار نامناسب و نامتناسب برای یک پسر بچه 11 ساله با شما شد. ولی چه باید کردما بزرگسالان کودک روان بسیار داریم، که نقش والدینی خودشان را جدی نمی گیرند. بگذارید در پاسخ شما یک بررسی عمومی را که می تواند برای دیگران نیز مفید باشد ارائه کنم. حتماً شما هم پاسختان را دریافت خواهیدکرد.
طلاق بر روی کودکان اثر بسیار بدی دارد. بر احساس امنیت، بر احساس اعتماد ، بر احساس تداوم، و در بسیاری از موارد خود دوستی آنها اثر منفی می گذارد. ولی میزان این اثر منفی علاوه بر خود طلاق به پدیده های همراه با طلاق نسبت بسیار آشکاری دارد. اینکه مادر و پدر با هم و به هنگام طلاق چه می کنند؟ با بچه ها چگونه بر خورد می کنند و به آنها چه می گویند؟ پس از طلاق رفتارشان با یکدیگر چگونه است و شرایط زندگی برای هر کدام به چه صورت در می آید. همه عوامل فوق طلاق را برای کودکان آسان تر و یا بسیار دشوار می کند.
 دکتر خانـم روانشناس متخصص امور طلاق و بچه های طلاق که نمونه از بسیار...ششها از سی سال با خانواده های طلاق کار کرده در کتابی به نام «بخاطر بچه ها» که در سال 200
5به چاپ رسیده است چنین توصیه می نماید. که اولاً عوارض طلاق در سنین مختلف کودکان، متفاوت است و این تقسیم بندی ساده را من از آن کتاب برای خواننده سایت خودم خلاصه می کنم.
طلاق و کودکان نوزاد تا سه ساله:

بزرگترین چالش رشد و تحول این دوران برای کودکان مسئله اعتماد یا عدم اعتماد است. و اعتماد از طریق یک دلبندی و دلبستگی امن با پدر و مادر و از طریق گرفتن توجه از این دو موجود مهم در زندگی خودشان به دست می آورند.
طلاق با کودکان نوزاد تا سه ساله احساس اعتماد و دلبستگی را آسیب می زند و کودک احساس فقدان و از دست رفتگی پیدا می کنند، بهانه جوئی ، خشم و عصبانیت، اختلالات خواب، افسردگی و انزوا از عوارض ثانویه طلاق است به خصوص که در این سن کودکان قادر به بیان احساسات خود به خوبی نیستند. برای کاستن از عوارض جانبی طلاق چه بکنیم و چه نکنیم؟

چه بکنیم؟:
جلوی بچه ها متمدن و آرام و محترمانه با یکدیگر رفتار کنید. جنگ لفظی یا بدنی بسیار گزنده است.
 یک برنامه منظم که هر دو والدین را تاحد مقدور و برابر از نظر زمانی مسؤل مراقبت و بازی و نگهداری با کودک بکند، تنظیم کنید.
 خانه آشنای کودکان را ناگهانی تعویض نکنید
. در وقت رفتن به خانه هرکدام یک اسباب بازی یا بالش و یا پتو که کودک به آن وابسته است همراه او کنید.
 یک نوار قصه با صدای مادر و صدای پدر را داشته باشید که کودک در جائی که یکی از آنها غایب هستند بتوان
ند به آن گوش بدهند.

چه نکنیم؟
دعوا و بکار بردن الفاظ بد.
 قطع رابطه کودک با یکی از والدین.
طولانی کردن فاصله ملاقات والدین با کودک مثلا
ً ماه ها و هفته ها به علت عصبانی بودن از یکدیگر، کودک را از دیدار مادر یا پدر محروم کردن.

طلاق و کودکان سه تا شش ساله:
کودکان در این سن به سمت استقلال و خود کفائی می روند و این چالش بزرگ آنها در این سن است
کودکان در این سن اولا
ً برای خود قدرتهای خیالی و معجزه گونه قائلند و ثانیاً با خیال پردازی و فانتزی دنیائی می آفرینند که در کنترل آنهاست و از طرفی به والدین هم یا اعتماد یا عدم اعتماد پیدا کرده اند. بستگی به کیفیت ارتباطی آنها در سه سال اوّل عمر دارد.
از عوارض ثانویه طلاق در این سن  جا به جا شدن احساس امنیت با ناامنی و نا پایداری ، از بین رفتن احساس اعتماد به والدین و دنیای اطراف، نوعی واپس گرائی و بازگشت به کودک واره گی، چسبیدن اضطرابی به والدین و اختلا لات خواب وخوراک است.
به خصوص دنیای خیالی آنها سبب می شود آنها خود را مسؤل طلاق بدانند یا درباره جلوگیری از طلاق خیال پردازی کنند و وقتی بر خلاف دعا ها و آرزو ها و برنامه های آنها طلاق صورت می گیرد، نوعی احساس گناه، شکست خوردگی و حس شرمساری بر جای می ماند. کودکان این سن را چگونه می توانیم در مراحل طلاق کمک کنیم؟
 به کودک خود بگویید که طلاق تقصیر آنها نیست و به دست آنها هم قابل پیشگیری نیست.
کودکان در این سنین از مرگ و از دست رفتن والدین وحشت دارند، فاصله دیدار ها را خیلی نزدیک و در صورت مقدور هر روزه کنید که نقش والدینی شما بر جای خود باقی باشد.
مثلا
ً یکی از شما بچه را به مدرسه ببرد و دیگری بردارد و غیره.
 به فرزندانتان اجازه بدهید با راه خودش شما ر ا زیر سؤال ببرد و از هر دوی شما خشمگین باشد. لازم نیست بخصوص ازسر لج بازی و خودخواهی و حرصی که از همسر خوددارید ، نظر کودکان را به نفع خودتان و برای روز«مبادا» پیش خرید کنید. این بچه ها روزی بزرگ خواهند شد و قضاوتشان بستگی به رفتارشما دارد ونه گفتار و تبلیغ دیگری
عکسی از همسر سابق خود را در مح
ّل زندگی جدید داشته باشید. بگذارید حس خانوادگی همراه فرزند شما باشد. اگر دوست دختر و یا دوست پسر شما مخالف این کار شماست، من زنگ خطری را برای شما وانتخابتان به صدا در می آورم.
در خانه خود یک جعبه یا صندوقچه پیام ها، به نام همسر سابق خود درست کنید که فرزند شما بتواند پیام ها، نقاشی ها و هدیه هائی که برای مادر و یا پدر غائب در اوقات دلتنگی تهیه می کند در آن جعبه بگذارد و خودش هر وقت خواست خالی کند و یا برای مادر وپدر غائب ببرد. اصلا
ً کنجکاوی نکنید.
اجازه بدهید بچه با تلفن ولی حتما
ً با یک برنامه منظم با مادر و پدر غائب تماس داشته باشد.
پشت همدیگر با بچه ها حرف منفی نزنید، شما طلاق گرفتید . او نمی تواند مادر یا پدر خود را طلاق بدهد. این نکته را بفهمید.
 این اصل را فراموش نکنید که ایجاد تضاد در احساسات فرزند شما نسبت به مادر و پدر، در حد تضاد دلخواه شما باقی نمی ماند و کل وجود کودک را گرفتار تضاد و تشویش می کند و وای از روزی که فرزند شما خودش را مجبور کند که نیمی از «هویت» و وجودش را ترک کند و هدفش این باشد که مادر یا پدر خشمگین خود را با این کار راضی نگه دارد.

درباره
 طلاق سخن گفتم و تلاش کردم که به والدینی که روابط زناشوئی شان به انتهای خط رسیده است، یادآوری کنیم که طلاق پایان رابطه برای زناشوئی هائی که پای فرزندی در میان است، نمی باشد و لذا باید به هنگام جدائی در نظر داشته باشیم که درد و عوارض گذر از یک تونل وحشتناک به نام طلاق را برای فرزندانمان کاهش دهیم و باور کنید که هدیه های گران و سفر های هیجان انگیز علاج کار نیست و تنها چیزی که می تواند از درد این قربانیان تصمیمات بزرگسالان بکاهد، رفتار غیرخودخواهانه و مسؤلانه زن و شوهر نسبت به یکدیگر و فرزندان خود می باشد.

از همسر سابق خود می توانید متنفر باشید، ولی نه وقتی که مادر و پدر فرزند شماست. از همسر سابق خود می توانید خشم داشته باشید و دنبال فرصتی بگردید که انتقام بگیرید، ولی نه وقتی پدر یا مادر فرزند شماست.
احساس اینکه همسر سابق خود را «به خاک سیاه بنشانید» قابل فهم است و نشانه خشم از کسی است که زندگی شما را سیاه کرده، ولی وقتی همین فرد، پدر یا مادر فرزند شماست، همراه با به خاک نشاندن او، بخشی از وجود عزیزترین موجود خود را نیز «به خاک سیاه می نشانید» و همین حقیقت برهنه کافی است که دست و پای شما برای انتقام از همسر ی که با او فرزند دارید بسته شود. شاید بپرسید که با دل سوخته و شکسته و عصبانی باید چه کرد و پاسخ من این است که می توانید مسؤلانه، ذهن و وجود خود را از این خشم مسموم که به همه افراد درگیر آسیب میزند، پاک کنید و بشوئید که در «شوره زار برای هیچ کس لاله نخواهد رویئد».
در پاسخ اینکه این«سم زدائی» آسان است، باید بگویم خیر، و گاه ساعتها روان درمانی و مشاوره تخصصی لازم است که زن و شوهر فراتر از گردوخاکی که در رابطه ایجاد شده، واقعیت ها را ببینید و با خرد مشکلات را حل کنند.
 زندگی خانواده، پس از طلاق می پردازیم و اینکه «مادری و پدری مشترک» بعد از جدائی چگونه باید باشد، می پردازیم.
برای مادری و پدری مشترک بعد از طلاق چه باید کرد؟
 باید ملاقاتهای منظم و در زمانهای مشخص و مناسب با برنامه کودک و نوجوان برقرار کرد. برای این کار باید فرزندان بالاتر از 13 سال را در تنظیم برنامه خود دخالت داد.
 با نیازها و رازها ی فرزند خود و مراحل خاصی که از آن عبور می کنند باید آشنا بود.
 برای کاهش از احساس فقدان و از دست
رفتگی، که معمولاً کودکان به هنگام طلاق تجربه می کنند، عادتهای آشنای آنها را تاحد مقدور حفظ کنید. مثلاً کلوپ ورزشی، مدرسه، همبازیها، معلم خصوصی، مربی ورزش، بچه های همسایه و محّل و غیره ... را ناگهان از او نگیرید.
 روابط فرزندان را بافامیل دو طرف، درست مثل سابق حفظ کنید. اگر اینقدر بالغ و مسؤل هستید در پاره ای از گرد همائی های بزرگ مثل  عید ها و، جشن تولد، در صورتی که اقوام نیز با احترام و مهربانی برخورد می کنند، شرکت کنید.
ولی اگر تلخی برجای مانده از طلاق به کام بستگان نیز سرایت کرده است، حد اقل پشت فامیل همسر خود بدگوئی نکنید.
فراموش نکنید این افراد همان مادر بزرگ، پدربزرگ، خاله، عمه، دائی و عموی دیروز فرزند شما هستند که با طلاق و جدائی شما و همسرتان آن رابطه بر جای می ماند و آنها هنوز همانی هستند که بودند.
 بعد از طلاق کم کم سرو کله «دیگری» در زندگی شماپیدا می شود. تردیدی نیست که این حق شماست. اگر وجود یا حضور این «دیگری»، علت اصلی طلاق شما نبوده است، حضور او در زندگی شما به هیچ وجه کاری ضد اخلاقی و غیرانسانی نیست، لذا احساس گناه نداشته باشید. ولی عادی بودن این مسئله ضرورتا
ً سبب نمی شود که فرزندان شما نیز مشتاق ورود شخص جدید در زندگی شما باشند. بر عکس، فرزندان شما بر اساس آمار به دست آمده، تاماه ها بعد از جدائی پدر و مادر ، هنوز در رویای بازگشت آنها به سر می برند و طبیعتاً از پیدا شدن سر و کله فرد دیگری در زندگی والدین خود، ابتدا عصبانی هستند تا خوشحال.عامل دیگر اینکه طلاق گهواره اعتماد آنها را آنچنان سخت تکان داده که آنها نمی دانند چه کسی در زندگی آنها باقی ماندنی است.
لذا در این شرایط سخت و شکننده، آنها به هیچ وجه آمادگی آن را ندارند فرد جدیدی که با آنها رابطه ای ندارد، وارد زندگی آنها بشود. تلاش کنید آمادگی یا عدم آمادگی فرزندتان را جدی بگیرید.
گاه شما مایلید برای محکم تر شدن رابطه جدید خود و بر گردانیدن احساس فامیلی، فرزندانتان را خیلی زود با «فرد جدید» زندگیتان آشنا و دوست کنید. این جمله را از دهان یک
دختر10ساله گوش کنید:
« پدرم این خانم را دوست داره و با او خوش است. ولی خوشا به حال پدر، من از این زن که خیلی تصنعی و غیر واقعی به من محبت می کنه بیزارم. این زن اصلا
ً احساس و انرژی مثبت به من نمی ده. پدرم از من سؤال می کنه که چرا از او خوشم نمی آید، چرا نداره ، خوشم نمی آید، ولم کن...»
پسر9 ساله ای می گوید:
« من از دوست پسر مادرم متنفرم، و از مادرم هم بیزار می شوم وقتی به من زور می گه که با آنها وقت بگذرانم. من ترجیح می دهم با خودم باشم و قیافه مسخره او را نبینم.»
 به قول خود به فرزندانتان در طول طلاق و پس از آن حتما
ً عمل کنید، چون آنها تحمل زیادی برای یأس و سر خوردگی ندارند.
 در گفتگو با فرزندان طلاق باید خیلی شفاف و مستقیم حرف زد، زیرا آنها پیام های مبهم را حتما
ً منفی تفسیر می کنند.
 لحن صدای شما به خصوص به هنگام گفتگو راجع به همسر سابق خود را بسیار مراقبت کنید. زیرا فرزند شما خیلی حساس است،وقتی شما مادر یا پدر غائب او را تحقیر ، تمسخر و کوچک کنید.
 دخالت های همسر سابق خود را در برنامه زندگی با فرزندتان حق او بدانید و اگر مخالفتی هست، بین شما و همسر سابقتان باید حل بشود نه از طریق بچه.
 اگر سختی های طلاق شما را فرسوده کرده، بهانه جوئی های خود را بر سر فرزندتان که به اندازه شما و شاید هم بیشتر از شما فرسوده است، نریزید. در رفع این احساسات منفی با همسر سابقتان به یک روانشناس و یا مشاور خانواده مراجعه کنید که از طریق «مشاوره طلاق» یکدیگر را ببخشید و مثل دو انسان بالغ که فرزندانی با هم دارید در امور مهم دخالت کنید.
 هرگز از فرزندانتان نخواهید که اوراق طلاق را بخوانند.
 تلاش نکنید که فرزندانتان را با انواع حیله ها، حامی خود کنید و بر علیه دیگری مسلح.
 اگر سرشما در دادگاه طلاق کلاه رفته ، خشم خود را با فرزندانتان در میان نگذارید.
 در ساعاتی که غم دارید، خشم دارید، سوگوار طلاق هستید، فرزند خود را

درجریا نگذارید و روانشناس خود تلقی نکنید. این کار یک بزرگسال است.
 اگر علت طلاق، خیانت همسر بوده، از فرزندان خود نخواهید نقش مأمور مخفی، جاسوس، پلیس و قاضی را بازی کنند. آنها مایلند شما را قوی ببینند و بدانند گذشته را پشت سر گذاشته اید.

این احساس را به او ندهید که در تمام ساعاتی که او با همسر سابق شماست ،شما تنها، غمگین و دلشکسته اید، چون او از دنیا و همه بی زار می شود.
 تجربه خیانت دید گی را به یک تجربه آموزنده تبدیل کنید و پشت سر بگذارید. تحقیقات نشان می دهند که یک سوم زن و شوهرها پس از طلاق خشم شدیدی نسبت به همه دارند حتی تا ده سال پس از طلاق.
برای حل این احساسات منفی که به خود شما بیش از دیگران آسیب می زند به شیوه های زیر توجه کنید.
 به متخصص با تجربه ای مراجعه کنید که چگونگی تخلیه عواطف منفی را می داند.

 به گروه های حامی که شرایطی مشابه شما دارند مراجعه کنید و از یکدیگر بیآموزید زیرا گاه وقتی مسئله خود را از دهان دیگری می شنوید، راه حل خود را پیدا می کنید و در توسعه هائی که به او می کنید، اشکال کار خود را نیز شناسائی میکنید.
 بدگوئی راجع به«او» را که ریشه همه دردهای خود می دانید متوقف کنید. با بدگوئی های شما« او» عوض نخواهد شد. فقط تصویر بد او و احساسات منفی شما در ذهن خودتان عمیق تر می شود.
 برای زندگی آینده هدفهای جدیدی بگذارید.
 دکتر خانواده را مرتبا
ً ببینید که مطمئن شوید افسرده، مضطرب و بیمار نباشید.
 طلاق مثل هر فقدان دیگری دوران سوگواری خودش را دارد.
 ورزش و در صورت امکان سفر به مکانهای جدید، ذهن شما را تغییر می دهد.
 آینده می تواند شرایطی بهتر از گذشته را به شما ارائه کند.

 آنها که چرائی زندگی را پیدا کنند، با هر چگونه ای کنار خواهند آمد.»
هدف زندگی خود را پیدا کنید. به جستجوی آن بپردازید.
زندگی تنها با ظلاق گرفت تمام شدنی نیست اما نباید خشم خود را بر فرزندانتان خالی کنید در این باره آگاه باشید.

توصیه اگر در وجود کودکتان پرخاشگری و بهانه جوئی است به زود ترین وقت به روانشناس کودک مراجعه کنید   و باز برای مطمئن شدن از حال و احوال خویش با روانشناس و مشاور خانوداه ملاقات کنید.

با امید به دنیای بهتر و زندگی خوشتر برای کودکان

اسماعیل قادری

9/2/2007
///////////////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه در باره کوردلانی که علیه دیگران دست به تبلیغات بی اساس دروغین میزنند. و روانتچاوز دیده و خلقیات ایرانی. 1

بنابر خبری که از یکی از دوستانم بدستم رسیده است که چند کور و عقبمانده همان ده هاتیهای که در منطقه قصر شیرین زندگی میکردند که امروز اینها با سواد شده اند.

در روز شنبه 27/1/2007 در ساعت 15و 30 دقیقه میخواستم احوال یکی از دوستانم را به پرسم و به وی زنگ زدم.

من! سلام برادر چرا از شما خبری نیست؟

او! والله دستم گیر است و درس میخوانم خیلی مشغول هستم.

من! خیلی خوب برادر جان حد اقل با ایمیل یک نامه را روانه میکردی برایم من ایمیل خودم را توی سایت شما گذاشته ام دوست عزیز.

او! خیلی خوب من یک مطلب که شما نوشته اید در سایت آهواز خواندم خیلی قشنگ بود دست شما درد نکند.

من! سپاس از طلف شما دوست عزیز ما فقط در اینجا قلم داریم و تنها سلاحی که در دست داریم قلم است و من در سایت بروسکه یک پیام دیگر بمناسبت سالروز جمهوری مهاباد نوشته ام آن را نگاه کردی؟

او! بلی خواندم خیلی قشنگ بود اما دوستان و کسانی که خودشان را با شما فامیل میدانند میگویند این نوشته ها مال شما نیست.

من! نمیدانید اینها چه کسانی هستند؟

او! نه به شما نمیگویم که چه کسانی هستند به شما باور دارم دوست عزیز.

من!! خوب اینها همان کسانی هستند که توان نوشتن حتی نامه برای دوستانشان را ندارند من آنها را احمقهای بیابانی ناگذاری میکنم.

او! برادر نباید به چنین انسانهای بی سر و پا گوش فرا بدهید  باید مثل یک انسان سیاسی با چنین موضوعی برخورد کنید بگذار شکمشان پر بشه و از نوشته های شما حامله بشوند.

من! خیلی خوب من یک اطلاعیه در این باره منتشر میکنم امروز.

او! باشد اما نام را نه نویسید از شما متشکرم.

من! خوب روز خوشی را داشته باشید.

او! خوب خدا حافظ شما.

من! روز خوشی را برای شما آرزو میکنم خدا نگهدارد باشد.

حال به پردازیم به جنون دروغ و روانتجاوز دیده و خلقیات ایرانی البته وقتی که در باره روانتجاوز دیده و خلقیات ایرانی مینویسیم باید این را فراموش نکنیم که این روانتجاوزدیده هم بر کردها و بعضی از آنها تاثیر داشته است بخصوص کردهای استان کرمانشاه.

روانتجاوزدیده و خلقیات ایرانی.

آنچه من در باره آن مینویسم تحقیقی است در باره ایرانیها و کردهای ساکن ایران البته نه همه آنها تعدادی از آنها با میتومانی مبتلا هستند.

آنچه من در گذشته در باره آن نوشته ام که برای دست یابی به احوال فرد روانی باید از آنهای به پرسید که با فر برخورد روزمره دارندو از راه آنها اطلاعات در باره فرد بدست آورد و یا با کسانی سئوال و پرسش کرد که با فرد در ارتباط هستند این موضوع امروز قابل قبول نیست چرا چون در تحقیقات نشاداده شده است که هیچ کس به هیچ عنوان زبان خوب علیه دیگری نمی گشاید چرا چون بغییر بستگان خود انسان آنهم مادر برادر و خواهر از دیگران سئوال نمودن غییر قابل قبول است و مردود است از نظر ورانشناسی.

دیگران هرگز کلمه خیر در دهن نداشته و ندارند باید برای آگاهی با خود فرد مستقیم برخورد نمود.

روانتجاوزدیده و خلقیات ایرانی . وقتیکه دست به نگارش و نوشتن مقاله قوز بالا قوز بردم میدانستم همانطور که نوشتن این مطالب برای من خالی از درد و مقاومت و انکار نیست و خواندن آن هم برای خواننده چندان راحت نخواهد بود. زمانی که سید محمد جمالزاده در سالهای 1340 ابتدا در مجله مسائل ایران و سپس در کتابی تحت عنوان خلقیات ما ایرانیان اقدام به جمع آوری داوریهای خارجیان و هم خودیها در باره ایرانیان نمود و خود گفت این کار من نه تنها تعبییر به خدمت نخواهد شد بلکه در نظر بسیاری از هموطنان ما حکم گناه و خیانت را پیدا خواهد کرد ولی این کار باید روزی صورت گیرد. اگر انسان از تاریخ خودش جدا کردنی بود و اگر میشد که شخصیت فرد انسان را بدون دانستن شرح حال و گذشته و احوال و حوادث زندگی او تحلیل کرد آن وقت ممکن بود که به تحلیل روانی ملتی نیز بپرادزیم و بدون اینکه چیزی از گذشته آن ملت بدانیم این مرتکب خطا میشدیم ولی از جائی که هیچ رفتاری و هیچ خصوصیات خلقی و تصادفی نیست و از جائی که راه دست یابی به خصوصیات رفتاری فرد مراجعه به آرائی آنهایی است که با او در ارتباط هستند و از نزدیکان خانواده فرد هستندمیتوان چیزی بدست آورد و لذا یکی ار راه های دست یابی به نیمرخ شخصی ملت و ملیتهای ایرانی هم بررسی اظهار نظرهای است که در باره او شده است جمالزاده در خلقیات ما ایرانیان صفحه 25 مینویسد. خارجیان عمومأ ما ایرانیان را ملتی با تیز هوش و حاضر جواب و خوش بیان و مجلس آرا و تو دل برو میدانند ولی این صفات بیشتر جنبه ظاهری دارد و چندان ربطی به احوال باطنی و یا اخلاق ندارد. در مورد کاراکتر و اخلاق عقیده عمومی بر آن است که ایرانیان فاقد صفاتی مانند راستی حقیقت گوی حقیقت جویی امانت فداکاری جرأت شجاعت و شهامت و نیکوکاری و خیر خواهی و وجدانمردی هستند. نویسنده در صفحه 34 همین کتاب به نقل از روزنامه اطلاعات اسفند 1343 مینویسد شما ندیده اید حتمأ شنیده اید که داریوش بزرگ در لوحه زرین خود دعا کرده است که خداوند کشورش را از دروغ حفظ کندو معلوم نیست چه شده که دعایش وارونه مستجاب شده خدا آفت دروغ را بر ملت او مسلط ساخته است و ما ایرانیان سلام و علیکمان دروغ و کسبمان دروغ آشتی مان دروغ و خلاصه همه چیزمان دروغ است.در صفحه 147 همان کتاب در نقل قولی از نامور در شماره 6 شهریور 1311 شفق سرخ چنین آمده است ایرانیان دروغ میگویند فریب میدهند و مانند خاکشیر به هر مزاجی میسازندو در مقابل هر بادی تسلیم میشوند و این کار را زبردستی و زرنگی میدانند حقایق را زیر پا گذاشته و برای رضایت خاطر کسی که خود را محتاج به او و او را قویتر از خودتصور میکنند و بله قربان و صحیح است میگویند. اگر از میان اظهار نظرهای خارجیها در باره ویژگیهای منفی  روانی ایرانی بخواهیم معدل بگیریم محور مشترک ترسیم کنیم با تابلوی زیر مواجه خواهیم شد که ایرانی.

1= دروغ زیاد میگویند و حتی با خودیها صادق نیستند.

2= خجول هستند و شرم حضور دارند.

3= تودار و مرموز هستند.

4= طرفدار افراط تفریط و پیرو قانون همه یا هیچ هستند و میانه روی و تعادل را نمیشناسند.

5= ظار و باطنی متفاوت دارند و در برابر قدرت خوش رقصی میکنند و به ضعیفتر از خود بیرح هستند.

6= بی اعتماد به دیگران و بیگانه هراس هستند و مبتلا به جنون دروغ و گزافگوی هستند.

7= فضول و کنجکاو به دیگران هستند و به همان میزان که میکوشند تا از کار دیگران سر در آورند تلاش میکنند که کسی از کار آنها سر در نیاورد.

8= هیچ حرف و مخالفتی را تلقی نمیکنند و به چانه زدن و سماجت در همه امور عادت دارند.

9= طفره میروند و اهل سر همبندی و اهمال کاری هستند.

10= هر چه را دوست ندارند به راحتی انکار میکنند.

11= لاف و گزاف زیاد میزنند و دچار خود بزرگبینی و خودشیفتگی و خودمداری هستند.

انصافأ راحت نیستند و پریشان حال و همه راه را بنبست میدانند در جلو خویش. البته و مردم و ملتهای که در منطقه عراق و ایران و کشورهای دیکتاتوری زندگی میکنند باز به مرض خود سانسوری مبتلا هستند انسانی و یا ملتی که این خصوصیات را بخود بخورد بدون اینکه دچار خشم و انکار و مقاومت گردد چه ایرانی باشد و چه غییر ایرانی ولی با خشم و انکار و مقاومت نمیشود دیگران را بی اعتبار و یا عوض کرد. شاید باید سئوال بنیادی را مطرح کنیم تا مسئله چه برای خومان و چه برای دیگران بعد تازه ای پیدا کند.

در میان داوریهای خارجیان نسبت به خصوصیات روانی ملیتهای ایرانی من با یکی از همه بیشتر موافقم و آن گفته را ونسان مونتی است در کتاب ایران   او میگوید در پشت پرده روح ملتی پنهان است که از دوران طفولیت منهوب و درهم کوفته است بله سئوال و ادعای من هم در این نوشتار این است که آیا مجموعه ی خصوصیاتی که در بالا به عنوان خلقیات ایرانی و از زبان خودیها و بیگانگان ذکر شده است خصلت فردی و انحصاری ایرانی است با خصوصیات و منش روانتجاوزدیده و روح سرکوب شده است؟ به این سئوال روانشناسی و علوم رفتاری باید پاسخ بگوید و در این مورد میتوان به صدها مقاله و کتاب منتشر شده در باره ویژگیهای روانی انسانهای تجاوزدیده اشاره نمود که نگارنده سالهاست دل مشغول این کار است ولی تا جایی که در حوصله این نوشتار میگنجد به چند نکته اشاره میکنم چارلز وایت فیلد در کتاب پر سر و صدای شفای کودک درون صفحه 59 مینویسد در شرایطی سخت و نا امن رشد انسان باید در تنازع بقا باشد و انسانی که برای بقا میجگند بسیاری از روشهای مدارا و مماشات و تکنیکهای دفاعی را می آموزد. افراد تجاوزدیده و تحت فشار بقای خود را از طریق سهل انگاری و بی اهمیت جلو دادن مشکلات سر پنهان کامل و سماجت و چانه زدن خوش خدمتی و تظاهر انکار احساسات خود و دروغ تامین میکنند. آنچه بقول آنا فروید 1936 مکانیسمهای نا سلامت دفاعی برای انسان سلامت است روش های عادی ارتباط برای افراد تجاوزدیده با دنیای اطراف خویش است. مارگریت مالر روانکاو مشهور نیم قرن اخیر 1988 مینویسد برای خود واقعی در کودک انسان فضای رشد او بایست آغشته از عشق احترام  و آزادی ابراز احساسات کودک باشد. محیطی که آرزوهای کودک جدی تلقی گردد و به او فرصت تجربه  و اشتباه داده شود محیطی که کودک برای نشان دادن آنچه که هست هراسی نداشته باشد تا سالمتر رشد کند.

حال کمی در باره یک فرد که چند ماه پیش ما من ملاقات نمود.

ج! سلام خوبی؟

من! سلامت باشید عزیز من خوبم شما خوب هستی؟

ج=! خوبم اما میخوام یک چیز را به شما بگویم من در نظر دارم به شهر یوتبوری نقل مکان کنم بعدأ در آنجا با رادیوها مصاحبه میکنم کم کم میرم بالا و رهبر میشوم بعدش ریئس جمهور خوب.

من=! خوب این خواب کی دیده اید؟ که که با مصابه رادیوها میخواهید رهبر و ریئس جمهور بشوید؟

او=! مسخره میکنید حالا میبینید.

خوب ادامه این مطلب موکول میکنم برای نوشتهای آینده.

زند باد آزادی

درود به دموکراسی

سلام بر کردستان

اسماعیل قادری 27/1/2007
///////////////////////////////////////

موضوع جنون ضد کرد  و زبان تهدید از عقل ناسالم بر خواسته است اگر عقل سلیم باشد زبان تهدید به کار نمیرود و کشورهای اشغالگر و سران این کشورها که مبتلا به جنون ضد کرد هستند هر روز ملت کرد را تهدید میکنند.

 این بار حزب به اصطلاح کمونیست کارکری(حکمتیست) هم به چنین جنونی که ضد کرد است مبتلا شده اند.

 دولت تورک که به امراض مزمن نژادپرستی مبتلا هستند سران این دولت هر روز علیه کردها تهدید میکنند و در چند روز پیش سردمداران دولت تورک دولت کردستان را تهدید کردند که میخواهند به کردستان حمله کنند ارتش تورک و سیاسیتمداران کرد هم در پاسخ جواب دادند اول باید دولت تورک مشکلات داخلی خود را حل کند بعد به مشکلات دیگران به پردازد و عراق بخشی از امپراطوری عثمانی نیست که تورکها آن را خاک خود را قلمداد کنند.

شخصی بنام سمیر نوری از اعضای حزب کمونیست کارگری در یک نامه پر از توهین و غیر مسئولانه برای مدیریت بروسکه فرستاده است و از کلمه هیستریای نام برده بدون اینکه معنا و مفهوم این کلمه را بداند شاید این آقا خودش زمانی مبتلا به چنین امراضی شده باشد و برای مداوا به پیش پزشک رفته باشد و از زبان پزشک شنیده باشد این کلمه. اما لازم دانستم برای اینکه همه از معنا و مفهوم کلمه هیستری آشنا بشوند در باره این کلمه مینوسیم بعدش دست به ادامه پاسخ به این فرد که مبتلا به جنون ضد کرد شده است ادامه میدهم.

شرح هیستری.

Histeria

هیستری. این اصتطلاح در یونان باستان به معنی سرگردانی رحم بکار رفته است. افلاطون بقراط و جالینوس هر کدام نظریاتی در مورد آن ابراز کرده اند. مطالعه دقیق و دامنه دار هیستری در نیمه دوم قرن نوزدهم بوسیله شارکو در فرانسه شروع شد.

شارکو علائم هیستری را با هیپنوتیزم ایجاد و رفع میکرد. فروید در ضمن پنج ماه که زیر نظر شارکو کارکرد با انواعی از اختلالات عصبی و هیستریک بخصوص  

Histero epilepsy

شارکو آشناگردید و با اینکه در زمینه نوروپاتولوژی آموزش کافی دیده بود نتوانست علت عضوی هیستری را که شارکو مدعی آن بود بپذیرد. پس از آن فروید ده سال باجوزف بروئر اتریشی که توانسته بود زنی هیستریک  درمان کند کارکرد. در سال 1895 فروید و بروئر کتاب مشترک خود را به نام مطالعاتی در هیستری منتشر ساختند. فروید و بروئر هیستری تبدیلی و تجزیه ای را شرح دادند. مکانیسم پیدایش هیستری را فروید در اواخر قرن نوزدهم بیان نمود و مفهوم روانکاوی تبدیل

conversion

بعنوان یک مکانیسم دفاعی ایگو یعنی تبدیل ناخودآگاه انرژی روانی به علائم جسمی در همین دوره شرح داده شد. فروید عقیده داشت که انرژی روانی اظطراب انگیز که موجب پیدایش علائم تبدیلی میگردید همیشه منشاه جنسی داشت. اصطلاح چند هزار ساله هیستری در سالهای اخیر دچار دگرگونی شده و در کتاب روانپزشکی جدید عناوین تازه ای جایگزین هیستری شده است. اصطلاحات اختلال شبه جسمی سندرم سوماتیزه شدن اختلال تبدیلی درد روانزا خود بیمارانگاری و اختلال شبه جسمی ناجور و اختلالات تجزیه ای از جانشینان هیستری هستند. به مفهوم ساده میتوان گفت هیستری یک بیماری روانی است که با از بین رفتن یا تغییرات غییرارادی اعمال حسی و حرکتی و یا تغییر میزان آگاهی از محیط که ناشی از تعارض های روانی بوده و علت عضوی برای آنها نمی توان یافت مشخص میباشد.

Histeria fixation

هیستری تئبینی. به نوعی از هیستری تبدیلی گفته میشود که در آن ناحیه یا عمل مبتلا قبلأ نیز مبتلا بوده یا محل یک اختلال عضوی هست.

بلی این بحثی کوتاه بود در باره هیستری که جناب آقای سمیر نوری برای بروسکه نوشته است و گفته دچار هیستری نشوید.

من یک عکس را میزارم اینجا زیر این عکس چندین نوع جنایت علیه ملت ستمدید کرد انجام گرفته است فیلمش و عکسهاش را میزارم.

  

فیلم و عکس جنایتی که  علیه ملت کرد انجام گرفته است در زیر مشاهده میکنید


فیلمی از فروش کلیه

فیلم جنایت مقدس
ساخته رضا علامه زاده

http://www.youtube.com/watch?v=OlFD0n4DH5U

http://www.pukmedia.com/video/anfal.html

http://www.rojhelatpres.com/dec-06/4-12.htm

جناب سمیر نوری اصلیت خود را آشکار نموده است و او همچون مجنونین دیگر که به امراض جنون ضد کرد مبتلا هستندکلمات جنون آمیزش را بیان میکند و به مجنونین ضد کرد پیوسته است و کردها را تهدید نموده است برو بابا فکر به حال خودتان بکن این حزب قلابی را از بحران درونی لاینحل به بیرون آورید زبان تهدید و توهین مال انسانهای مریض حال و روانی هستند نه انسانهای که ادعای انسانیت میگنند سمیر جان گفتهای شما از نژاد شما برخاسته است. بعضی از کادرهای این حزب قلابی به امراض خودبزرگبینی مبتلا هستند مثل مالیخولی و اسکیزوفرنی و آوتیستیک از این نوع امراض در بین رهبران حکمتیستها وجود دارد. به بین تمامی کادرهای این حزب باصطلاح کمونیستی دارند یکی پس از دیگری استعفا میدهند و میدانند که این حزب از راه سوسیالیست منحرف شده است وخود را  برای نوکری تورکهاو دولت اسلامی ایران آماده میکنند به هر بهای که شده دشمنی خود را با کردها اعلام میکنند  که یادشان رفته است زمانی مهمان این ملت بوده و نمک این ملت را خورده اند و به نمک ملت کرد دارند توهین میکنند. جناب سمیر نوری فراموش نموده است که رژیم پیشین عراق 185 هزار کرد را کشت و یا سر به نیست نمود. در یک روز با گازهای میکروبی و شیمیایی شهر حلبچه را بمباران نمود و در آن نزدیک به 6000 هزار انسان از کودک یک ماهه تا پیر 70 و 80 ساله به شهادت رسیدند.

شرح نژادپرستی.

خود نژادپرستی یک نوع یادگیری است یعنی انسان هویت و حیثیت و کرامت خودرا میشناسد و درمیابد که نژاد وی با دیگران فرق دارد و مثل زبان اما زبان کلید اصلی هر نژادی است. اما عواقب این به چه راهی کشیده میشود این است اگر نژادپرست به طول به انجامد و در باریکه قدرت باشد و روش و اعمال نژادپرستانه را ادامه بدهد این به این معنا است که سران و رهبران این دولتها به یک نوع امراض مزمن مبتلا شده اند که راهش به سوی همان است که در بالا به آن اشاره نمودم هیستری یعنی از دست دادن قدرت پذیرش  یعنی تحمل نکردن اقوام و ملیتهای دیگر مثل زبان دیگران را تحمل نکردن این خودش یک نوع مرض روانی است که از پیش یادگیری بوده است اما زیاده روی نموده و به امراض مزمن روانی از نوع هیستری تبدیل شده است. برای مثال ادولف هیتلر به چنین امراضی مبتلا بود و برای همه آشکار است که دولتمردان تورک هم به چنین امراضی مبتلا هستند که از نوع مزمن فاشیستی سرچشمه میگیرد. خوب میتوان گفت که ترز تفکر حزب کومنیست کارگری هم رو به یک نوع تفکر مزمن فاشیستی میرود.

ما انواع امراض مزمن و یا تفکر مزمن فاشیستی داریم  تفکر فاشیست مزمن مذهبی که از همه خطرناکتر است فرقی نمیکند کدام مذهب باشد.

صدام حسین هم به چنین جنونی مبتلا بود از نوع مزمن فاشیستی که فکرش این بود باید در یک کشور یک ملیت وجود داشته باشد مثل تورکها منظورم تمام ملت تورک نیست از تورکها فقط سیاستمداران تورک است.

در باره دستگیری تروریستهای رژیم ایران در هولیر پایتخت کردستان توسط کماندوهای آمریکای بنا بر خبری که در سایت پیکنت منتشر شده است در بین دستگیر شدگان دو تروریست مهم  در بین این افراد هستند یک سر تیپ صحرارودی قاتل دکتر عبدالرحمان قاسملو  عبدالله قادری رهبر فقید حزب دموکرات کردستان ایران  اگر این خبر درست باشد دولت اتریش خواستار تحویل دادن وی به دولت اتریش خواهد شد نفر دوم حسن عباسی کسی که تروریستها را آموزش داده و میدهد هستند.

آیا کسانی که زبان تهدید را بکار میبرند سالم هستندیا اینکه مریض هستند؟

زبان تهدید از اختلالات عقلی برمیخیزد و یا اینکه از ترس و وحشتی که دارد از دیگری. برای مثال کسانی هستند که خیلی علیه انسانها جرم مرتکب شده اند اگر چنانچه این مردمی که مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند در حال رشد و قدرت گرفتن باشند مجرمان و ناقص العقلها دست به تهدید این مردم میزنند تا به هر شیوه ای که شده از دست بابی این مردم به قدرت جلوگیری کنند چرا چون طرفی که به جرم مرتکب شده است از این بابت وحشت دارند که روزی مظلمین انتقام خود را ازمجرمین بگیرند و دولتمردان و سیاستمداران تورک هم بر همین اساس رفتار میکنند با ملت ستمدید کرد. دولت ترکیه نه بلک علیه ملت کرد جنایت کرده است بلکه علیه ملت سریانی و ارمنی جنایت نموده است در سال 1915 یگ میلیون و پانصد هزار ارمنی را قتلعام نمودند و  نزدیک به 3 میلیون کرد در ترکیه قتلعام نموده اند این ترس و وحشتی که در میان تورکها و سیاستمداران تورک وجود دارد بر همین اساس است ارمنستان دولت خود دارد و نیروی خود دارد کردها هم در حال پیشرفت هستند این مسئله سیاستمداران تورک روز به روز نگران تر میکند  چرا چون خود این سیاستمداران از وضع و اوضاع جنایتهای که نموده اند آگاه هستند و بر همین اساس است که دائم در ترس و وحشت هستند.

زند باد کرد و کردستان سرنگون باد دشمنان کرد

سلام بر روح و روان پاک شهدای کرد و کردستان

زند باد آزادی 

با امید به استقلال کردستان از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کردستان

20/1/2007

اسماعیل قادری

در نهایت از این بابت اگر اشتباهی در نوشته های بنده پیدا شد من از طرف خود از خوانندگان عزیز معذرت میخواهم . شاید اتفاق به افتد چرا چون با کامپیوتر مینویسم


//////////////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه در باره لانه جاسوسی و تروریستی رژیم ایران در کشورهای همجوار و کشورهای اروپایی.

در مورخ 11/1/2007 نیروهای آمریکای بعداز اینکه اطلاع یافته بودند که یک تیم عملیاتی تروریستی از سوی سپاه پاسداران به کردستان سفر کرده اند و مشغول طراحی یک عملیات تروریستی و بسیج کردن بعضی از جاشهای خود فروش هستند کماندوهای آمریکای به کنسول ایران در هولیر حمله نمودند و در این ساختمان 5 نفر از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران  و یکی از مهرهای رژیم با نام حسن عباسی که یکی از ایدئولوگهای سپاه پاسداران و از دست اندرکاران ارشد تشکیلات تروریستی جمهوری اسلامی در بین افرادی است که در روز پنجشنبه در شهر هولیر پایتخت کردستان توسط کماندوهای آمریکای دستگیر شده است. حسن عباسی از ایدئولوگهای سرشناس سپاه پاسداران و از مدافعان سر سخت صدور تروریسم و بنیادگرایی اسلامی در رژیم آخوندها بشمار می آید در کردستان توسط نیروهای آمریکای دستگیر شده است. رژیم ایران این خیال را در سر داشت تا با بسیج کردن بعضی از جاشهای پیشین رژیم بعث منطقه کردستان را نا آرام کند و آزادی ملت و مردم کردستان را برهم بزند اما نمی دانست که فرزندان این ملت بی خیال نه نشسته اند و دائم در فکر مردم و ملتشان هستند و این توطئه ننگین را خنثی نمودند و به نیروهای چند ملیتی اطلاع دادند که هر چه زود تر این جانیان را دستگیر کنند تا جان هوطنان کرد در خطر آتش جهنمی ملاهای شیطان صفت قرار نگیرند. دولت ایران به خوبی میداند که دخالتهای روزمره این رژیم در عراق برای همگان روشن و کشف شده است  این بار از خاک کردستان میخواست شروع کند و جان هوطنان را به خطر به اندازد و رژیم ایران باز نگران وجود احزاب کرددر کردستان است یکی از طرحهای سپاه پاسداران این بود تا با بسیج کردن مزدورانش دست به ترور اعضا و کادرهای حزب دموکرات کردستان و کومه له و اتحادیه انقلابیون کردستان ایران بزند و خوشبختانه این توطئه ننگین کشف شد و خنثی شد و فرزندان خلق کرد با زکاوت و آگاهانه جلو این فاجعه را گرفتند بیشک رژیم ایران یک رژیم بنیادگرا و تروریست پرور است چندین بار دست به ترور کادرها اعضای کومه له و احزاب دیگر زده است و جان خیلی از فرزندان خلقمان را گرفته است و آنان را بشهادت رسانده است رژیمی است که از جانوران انسانخوار بد تر است  باز این رژیم به جانوران ترویست اسلامی کمک مالی میکند تا منطقه را هرچه بیشتر بی ثبات کنند و کرده است.  رژیم دارای چند تیم تروریستی است

1= تیم شناسایی افراد مخالف رژیم.

2= تیم امنیتی که منطقه را زیر نظر دارند و تا جا و مکان فرذ و یا گروه مخالف را زیر نظر داشته باشند.

3= تیم ضربتی تیمی است که فقط مسئول عملیات ترور کردن در اختیار دارد. شما همه شاهد بودی که در یک روزنامه سوئدی بنام میترو در باره افشای جاسوسان رژیم در 3 شماره در مورخ 20و 21 و 22 دسمبر سال 2006 انتشار یافت هستید.

این تیمهای تروریستی مستقیم از سوی رهبری تشویق میشوند و زیر نظر علی خامنه ای قرار دارند این تیمها تشکیل شده است از سپاه پاسداران یعنی بخش اطلاعات سپاه وزارت اطلاعات و تیم بسیج انتحاری (شهادت طلبان) است که مستقیم تمامی عملیاتها را در اختیار دارند  و چند تیمی از این گروه ها در عراق فعالیت میکنند  این تیمهای که در عراق فعالیت میکنند عبارتند از کسانی که برای نابودی اهل تسنن در عراق کار میکنند  یعنی عراق باید یک پارچه شیعه بشود نام دارد. این گروه ها دسته دسته سنیها را دستگیر میکنند و سپس آنها را شکنجه کرده بعداز شکنجه آنها را میکشند و به جای می اندازند و سپس به پلیس عراق اطلاع میدهند که چند جنازه ناشناس را پیدا کرده اند که شکنجه شده اند و تیرباران شده اند. تیمهای دیگری که بتازگی تشکیل شده اند یعنی در سال 2003 به بعد تشکیل شده است توسط رهبری عبارتند از 2 گروه.

1= بسیج کردن مردم منطقه علیه منافع آمریکا و مسلح کردن افرادی که با آمریکا مخالفت دارند. و نابود کردن مجاهدین خلق در عراق کار میکننداین تیمهای تروریستی رژیم ایران.

2= رساندن کمک مالی برای گروه های تندرو که با آمریکا سر دشمنی دارندباز به این گروه اسلحه و پول را در اختیاراین گروه ها و صلح ستیزان و گروه های تروریستی در خاورمیانه میرسانند  یعنی مسئول رساندن مهمات اسلحه پول  برای گروه های ضد آمریکایی در منطقه در اختیار دارد.

این گروه ها مستقیم از سوی رهبری مامور میشوند تا پول و اسلحه در اختیار گروه های تروریستی قرار بدهند. که حسن عباسی مسئول مستقیم گروه برون مرزی است که برای تامین مالی حزب الله لبنان گروه های تندرو فلسطینی ارتش مهدی (مقتدا صدر روحانی تندرو عراقی) تامین میکند  اما مسئول اصلی محسن رضایی و فرمانده سپاه پاسداران بخش اطلاعات در این کارها مستقیم دخالت دارند. در مورخ 25/10/2006 که این تیمها در کرمانشاه با حضور چند تنی از جیش المهدی  تشکیل جلسه داده بودندو در این نشست 175میلیون دلار بعنوان پاداش به مقتدا صدر از سوی رهبر ایران بخشیده شدو در این نشست در حدود 3 روز به طول انجامیده بود مسئله کردستان را در آینده مترح شده بود که قرار بر این بود در کردستان عراق یک گروه مذهبی و تندرو را تشکیل بدهند تا در آینده بعد از نابودی تمامی اهل تسننها به جان کردها بروند حسن عباسی در این نشست حضور داشته بود و برای رهبری کردن چنین گروه هی تندرو و تروریست در کردستان تاکید کرده بود و به کردستان سفر کرده بود تا روزی که توسط کماندوهای آمریکایی دستگیر شد در کردستان بود حسن عباسی رهبری 2 تیم خصوصی که باید در کردستان بطور خصوصی جاسوسی کنند در اختیار داشت که این گروه ها مسئول جمع آوری اطلاعات در باره دولت کردستان و نحوی عملکرد این دولت و جاسوسی برای اینکه اطلاع داشته باشند که آیا اسرائیلی در کردستان هستند یا نه به کردستان سفر کرده بود. و حسن عباسی خود چند بار با اعضای اتحاد اسلامی کردستان نشست داشته است شخصأ و به آنان گوشزده کرده بود که برای کمک مالی و دریافت آن به تهران سفر کنند اما اتحاد اسلامی کردستان این پیشنهاد را رد کرده بود چرا چون میدانست که منافعش در خطر می افتد اگر با رژیم ایران همکاری کند. اما چند مزدوری به حسن عباسی قول داده بودند که در کردستان با تروریستهای رژیم ایران همکاری کنند که تعدادشان 6 نفر بیش نیست.  که چند نفری از این مزدوران در کشورهای اروپایی بر سر میبرند. قرار بر این بود که رژیم ایران زیر به زیر یک گروه تروریستی در کردستان و بر اساس خواست و مرام جمهوری اسلامی باشد تشکیل بدهد اما این خواب بر آب شد و همه توطئه ها کشف شد که با در اختیار گرفتن تمامی اسناد و مدارکی که در کنسولی ایران در هولیر وجود داشت امروز در اختیار آمریکایها قرار دارد و به این زودی این توطئه ها برملا و افشا میشود و مردم کردستان که مورد هدف رژیم هستند از این توطئه ها با خبر میشوند که با خبر هستند.

در باره تیمهای خارج از کشور مثل اروپا.

تیمهای جاسوسی از 4 تیم تشکیل شده است تیم اول عضوگیری تمامی شیعه های که در کشورهای اروپایی بر سر میبرند.

1= عضو گیری و جمع آوری شیعه های تندرو در اروپا برای زیر خدمت گرفتن آنها و دادن پول به این گروه ها در اروپا.

2= تیم جاسوسی علیه نویسندگان مخالف رژیم و گروه های سیاسی مخالف رژیم ایران در اروپا این تیمها مسئولیت دارند که افراد مخالف رژیم را شناسای کنند و علیه آنها ورق بازی کنند.

3= مسایل اقتصادی این تیم مسئول وعدهای اقتصادی به افراد مسئول در این کشورها هستند به شرط اینکه فرد مخالف را سرکوب کنندو یا اینکه برای فرد  سیاسی و مخالف رژیم مشکل تراشی کنند. این تیم باز پول میدهند تا به هر بهانه ای که شده است فرد مخالف را بدنام کنند و اتهامهای را به ویی بزنند.

4= این تیم مسئول پرداخت پول به کسانی است که در این کشورها با پناهندگان مخالف هستند. تیم 4 سه نوع مسئولیت دارد یک تبلیغات علیه یهودیان  2 دادن پول به آنهای که پناهنده ستیز هستند 3 روبط با افراد سیاسی و مسئول در این کشورها برای محدود کردن فرد سیاسی و گروه های سیاسی ضد رژیم ایران در این کشورها این تیمهای مستقیمأ زیر نظر وزارت اطلاعات قرار دارند و تیم 3 باز مسئول است که با شیعه ها روابط داشته باشد و آنها را برای خدمت به رژیم تشویق کنند. برای هدایت کردن این تیمها مسئولیتش مستقیمأ بر اغده  سفارتخانهای رژیم در این کشورها است سفارتخانها وسایل و راه را برای ورود این تیمها به جامعه آروپاییها هموار میکنند.

این تیمها باز مسئول پخش و توضیع مواده مخدر چون دیپلمات هستند آنها را باز رسی نمیکنند و راحت مواد مخدر را به اروپا منتقل میکنند این تیمها چرا چون بیشتر کسانی که برای رژیم کار میکنند معتاد به موادمخدر هستند در این کشورها.

در 3 ماه گذشته یک روزنامه سوئدی بنام سیدداگبلادت نوشته بود که تمامی تریاکهای بسته بندی شده توسط دیپلماتهای ایرانی و ترکیه ای به اروپا منتقل میشود و این خیلی نگران کنند است. 

در باره وضع داخلی ایران.

رژیم ایران خیلی از دانشجویان کرد را از درس محروم کرده است و بعضی از دانشجویان را زندانی کرده است و در کردستان نفت و گاز وجود ندارد و رژیم نمیخواهد گاز را در اختیار مردم کردستان قرار بدهد و این هم خودش یک نوع تحریم است که از سوی رژیم ملایان بر کردستان اسیر تحمیل میشود در کردستان گاز و نفت نیست در حالیکه در استانهای دیگر ایران مثل مناطق فارس نشنین از همه چیز برخوردار هستند  ما این را یک نوع جینوساید علیه ملت و خلقمان میدانیم که از سوی سیاستمداران رژیم تروریست پرور بر این ملت محرو تحمیل شده است. و ما این عمل شرم آور را محکوم میکنیم.

زند باد آزادی و برابری.

سلام بر آزادی درود به روح و روان پاک شهدای کرد و کردستان که مخلصانه برای آزادی و استقلال کردستان جان خود را فدا نموده اند.

راهشان پرفتوح .

سرنگون باد رژیم دیکتاتوری مذهبی در ایران.

13/1/2007

اسماعیل قادری

من از طرف خودم از تمامی خوانندگان عزیزی که نوشتهای من را میخوانند درخواست میکنم اگر اشتباهی را در نوشته های من دیدند از این بابت معذرت میخواهم چون با کامپیوتر مینویسم حتمأ اشتباه هم میشود.. با تشگر.

این هم ویدیوی حسن عباسی است در زیر

سخنرانی مشهور حسن عباسی : باید ترور کنیم تا به ما تجاوز نکنند
////////////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه در باره جینوساید ملت محروم کردستان  و ادامه سرنوشت دیکتاتورهای خودکامه در خاورمیانه.

سئوال من این است آیا سربازان و درجداران رژیم صدام که دستشان به خون مردم کردستان آلوده است و متهم به تحاوز به عنف علیه دختران بی پناه کرد هستند کجا رفتندآن هم دختران 6 و 7 ساله  و چرا دولت کردستان دست به اقدام لازم برای دستگیری این جنایتکاران و دادن آنها به عدالت دست بکار نمیشوند؟

بچه های بی پدر و بی مادر در کردستان هستند کسی رفته است از حال و احوال آنها به پرسد؟

من با خانمی که اسم خودش گذاشته فاتمه ملاقات نمودم این خانم جگر سوخته برای من در باره جنایت رژیم صدام تعریف نمود و گفت یک روز سربازان عراقی به دهکده آنها آمدند و دهکده را محاصره کردند و یک افسر و با یک سرباز به خانه فاتمه آمدند و جلو چشمش به دختر 7 ساله اش تجاوز نمودند و بعدش رفتند بیرون این خانم در هنگام گفتگو به گریه می افتاد و بغض گلویش را فشار میداد  گفت دخترم بیحال بر روی زمین آفتاده بود ناگهان دو افسر دیگر به خانه ما امدند  و به خود فاتمه و دخترش که فقط 7 سال داشت تجاوز نمودند دوباره و این خانم میگوید بعد از یک ساعت که دخترش حالش خراب و به خاطر ترس و وحشتی که در او ایجاد شده  بود دخترش جانسپرد.

این خانم در نهایت میگوید خیلی از این جنایتکاران به خارج فرار کرده اند و در کشورهای غربی پناهنده شده اند و یا در سوریه یا کشورهای دیگر عربی بر سر میبرند امیدوار هست روزی همه این جنایتکاران را به سزای خودشان برسانند.

این خانم باز میگوید که فرداش سربازان جنایتکار صدام دهکده را ترک کرده بودند همراه خودشان 20 نفری را بردند هنوز از سرنوشت آنها خبری در دست نیست  این خانم که شوهرش رفته بود برای شهر سلیمانیه شب هنگامی که شوهرش بازگشته بود ماجرا را برای شوهرش تعریف کرده بود بدون سر و صدا دخترشان را خاک میکنند و به هسایه ها سر میزنند که همه مثل آنها جگر سوخته اند. و این زن میگوید جمعأ به 10 دختر زیر 15 سال در همان روز تجاوز نمودند سربازان رژیم صدام.

برگردیم به قضیه ی اصلی در کردستان رژِیم بعث 5000 دهکده را بطور کلی ویران کرد و مردم دهکده ها را سربه نیست کردند.

جنایتکاران و دشمنان خلق کرد باید به عدالت داده بشوند و به سزای اعمالشان برسند.

در کردستان اسیر هر روز ما شاهد کشته شدن فرزندان این ملت توسط اشغالگران هستیم. در ایران جرمهای که علیه ملت محروم کردستان آنجام گرفته است حد و حساب ندارد.  دادگاهای صحرای بازداشتهای خودسرانه کشتن جوانان کرد در ایران توسط رژیم ایران هر روز انجام میگیرد.

در ایران سربازان و پاسداران رژیم هنگامی که برای تفتیش خانها میروند به دختران خرده سال کرد تجاوز میکنند  یک دوست که خودش در کردستان است در یک ایمیل برای من فرستاداده است میگوید در شهر نغده یک افسر سپاه پاسداران به یک دختر 6 ساله تجاوز نمود و بر خانواده دختر فشار آورده بودند اگر این موضوع را افشاه کنند همه را کشته میشوند  و زنش برای همسایه ها در این باره تعریف نموده بود و دوست من هم برای من با ایمیل در باره این جنایت نوشت.

 در ترکیه دیگر جنایت علیه ملت محروم کردستان بیحد و حساب است تجاوز به عنف علیه دختران کرد در ترکیه توسط سربازان رژیم ترک سالها است که در باره آن حرف به میان می آید در چند ماه پیش دو افسر ترک در شهر دیاربکر یک بمب را منفجر کردند و چندین کودک کرد را به قتل رساندند و در ترکیه نزدیک به 30 ملیون کرد زندگی میکند و دولت نژادپرست ترک به احقاق حقه این ملت محروم احترام نمیگذارد  و من نمیدانم چرا کشورهای اروپایی که خود را مدافع حقوق بشر میدانند و بر این رژیم نژادپرست فشار نمی آورند تا برای رعایت حقوق هموطنانش دست به کار بشوند و حقوق ملت کرد هم یکی از این احقاق است.

بلی رژیم های که کردستان را اشغال نموده اند رژیم های هستند خودکامه و از دیکتاتوری مذهبی گرفته تا دیکتاتوری نژاتپرست کمالی و عربهای شوینیست در عراق و سوریه.

یک خبر ناخوشاینده که در این شهر در سوئد اتفاق افتاده است این است آسوریهای عراقی در سوئد برای صدام در کلیساهای خود فاتحه خوانی کردند و من با یک فرد عراقی که در اصل آسوری است کار میکنم در هنگام اعدام صدام به سر کار نیآمد و همه برای صدام سوگواری کردند.  فکر میکنم اینها همان کسانی باشند که علیه ملت کرد جنایت کرده اند و دست داشته اند. و اینها همان سربازانی هستند که همراه با افسران رژیم صدام به دختران خرد سال کرد تجاوز نموده اند و امروز اشک برای پدر از دست رفته اشان میریزند.

صدام که یک جنایتکار انسان کش بود به سزای خود رسید اما خیلی زود این جنایتکار را اعدام نمودند خیلی از اسرارها را با خود به زیر خاک برد مهمترین این اسرارها جینوساید ملت کرد و انفال و فرستادن دختران کرد به دولتهای عربی است. اما سئوال من این است از دولتهای عربی که برای صدام شین و واویلا میکنند آیا هنگامی که شهر حلبچه مورد حمله گازهای میکروبی و شیمیایی از سوی صدام حسین قرار گرفت کسی آمد شین و واویلا کند برای 6000 هزار انسان؟ صدام در کردستان جمعأ 185 هزار کرد را سر به نیست کرد من با یک عراقی که در اصل آسوری است گفتگو کردم او گفت در خانه صدام کار کرده است و در سلیمانیه بوده است وزارت اطلاعات صدام چند نفر را میکشند و در  نزدیکی شهر سلیمانیه به یک گور دستجمعی می اندازند به قول این فرد که ابو ادوارد نام دارد.

البته بعضی از دولتهای عربی خودشان در این جنایت با رژیم صدام شریک بوده اند و هستند دولت مصر که با رژیم صدام همکاری میکرد دختران کرد را به مصر برد و هنوز دختران در آنجا بر سر میبرند در حدود 18 تا 20 دختر هستند. بلی رژیمهای خودکامه دستشان به خون جوانان کرد آلوده است روزی می آید که به سزای خودشان برسند. رژیم دینی ایران که پدر تروریستهای جهان است در ماه گذشته 270 ملیون دلار را به مقتدا صدر روحانی تندرو عراقی بخشیده است در حالی که مردم ایران برای امرار معاش کلیه های خود را میفروشند و به نان شب محتاج هستند  اما رژیم دینی ایران 170 ملیون دلاررا به حماس و جهاد اسلامی و 300 ملیون دلار را به حزالله لبنان میبخشد  اما فکری به حال مردم فقر زده ایران نمیکند این رژیم دینی ایران که کشش میکند برای دست یابی به سلاحهای کشتار همگانی  و اگر به این سلاح دست یابد به هیچ احدی رحم نخواهد کرد در حال حاضر بدون هیچ سبیبی با مردم اسرائیل سر دشمنی دارد بابا مردم اسرائیل برادران ما هستند  و ما به هیچ عنوان با ملت اسرائیل سر دشمنی نداریم  و در سایتهای خبریشان از وجود نیروی اسرائیلی در کردستان مینویسند و دولت محلی کردستان را به همکاری با اسرائیل متهم میکنند در روزنامه هایشان  ما ملت کرد همچون ملت یهود مورد ظلم و ستم قرار گرفته ایم  و مورد عنواع جینوساید  کشتار دستجمعی قرار گرفته ایم  ما آزاد هستیم با هر کسی روابط داشته باشیم خود انتخاب میکنیم نه دیگران.

ملت اسرائیل دوست ملت ما هستند  ما کردهای در کردستان داریم که مذهبشان یهودی است ما به آنها افتخار میکنیم ما ملت کرد با هیج کسی سر دشمنی نداریم ما با آنها سر دشمنی داریم که با ما سر دشمنی دارند و هر روز جوانان ما را به قتل میرسانند و به خواهران ما در زندانهایشان تجاوز میکنند و شخصیت انسانی خواهران ما را خرد میکنند سر دشمنی داریم نه با ملت مظلوم اسرائیل که برادران ما هستند ملت یهود برادران ما هستند .

باید رژیمهای دیکتاتوری و خودکامه بدانند که عمرشان روزی به پایان میرسد و به زباله دان تاریخ انداخته میشوند کی در این فکر بود که روزی صدام به چنین روزی به افتد که افتاد رژیم ملایان هم باید بدانند که جنایتهای که علیه ملت محروم ایران و بخصوص ملت محروم کردستان انجام داده اند روزی میرسد که به سزای خودشان برسند.  در سال 1988 برابر با 1367 در ایران با دستور خود خمینی 33000 هزار انسان را در یک روز به قتل رساندند و اعدام کردند در کردستان نزدیک به 60000 هزار انسان را به قتل رساندند آن هم با دستور خود خمینی و خود خلخالی جنایتکار و گوربگور 12000 کرد را به قتل رساند در کردستان زنان حامله را به گلوله میبست در کردستان اسیر.

زند باد آزادی و برابری سر نگون باد رژیم دینی ایران.

سلام بر روح روان شهدای کرد و کردستان

زند باد زندانیان سیاسی کرد که برای آزادی و استقلال کردستان خود را فدا نموده اند.

7/1/2007

اسماعیل قادری

در نهایت از این بابت که در مقاله گذشته ام کمی اشتباه در آن است معذرت میخواهم از خوانندگان عزیزپوزش میخواهم.
///////////////////////////////////
موضوع در باره سرنوشت دیکتاتورهای خودکامه در خاورمیانه.

در حال حاضر یکی از خشونت کارترین دیکتاتورها از میان رفت اما دیکتاتورهای دیگر باقی مانده اند دیکتاتورهای تهران هنوز باقی مانده اند.

حال بدانیم صدام حسین کیست و کمی در باره زندگی این خون خوار تعریف کنم.

صدام در سال 1937 در 28 آوریل در روستای عوجه در یک خانواده فقیر و محنت زده  چشم بدنیا گوشود در خانوده ای که گفته میشود خشونت بدوی در آن حرف آخر میزد بدنیا آمد. در سال 1957 به حزب بعث پیوست آنهم به این خاطر بود که دایه ی صدام خیرالله طفاح یکی از اعضای این حزب نژادپرست بود از راه خیرالله به حزب پیوست برای حزب بعث عنصر ملیت عرب از همه چیز بر تر بود برای حزب بعث.

در 14 ژویئه سال 1958 افسران جوان علیه پادشاه آن زمان عراق قیام نمودند و نظام پاشاهی را سرنگون کردند به رهبری جنرال عبدالکریم قاسم.در این باره به این لینک سری بزنید

http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2006/11/061105_pm-aa-saddam-bio.shtml

http://www.bbc.co.uk/persian/news/story/2003/12/031214_a_si_who_is_saddam.shtml

فیلم حلق آویز کردن صدام

و صدام هم که به حزب بعث پیوسته بود و یک نژادپرست کور بود غیر از ملیت عرب هیچ ملیتی را نمیشناخت با دوستانش قاسم را کشتند و کم کم به باریکه قدرت نزیک میشد. صدام در سال 1968 با یک کودتاه آرامی رژیم میان روی  عبدالرحمان عارف را سرنگون کردند که چند افسر جاه طلب در آن دست داشتند عبدالرزاق نایف و ابراهیم داوود در رأس آن جریان بودند و حزب بعث به رهبری احمد حسن البکر از پس پرده هدایت میکرد حزب بعث به ظاهر از کودتاه نظامیان حمایت میکرد هدف حزب بعث برقراری نظامی متمرکز و تمامیت خواه بر پایه ایدئولوژی واحد و حزب واحد و رهبر واحد بود که درآن تمام شئون جامعه باید مرام ناسیونالیستی عربی حزب بعث اداره شود.  احمد حسن البکر مقام ریاست جمهوری را بر عهده داشت اما ستون فقرات رژیم راشبکه مخفی  حزب بعث و دستگاه امنیتی آن میساخت که صدام جوان بر رائس آن قرار گرفته بود و روز به روز بر  قدرت خود می افزود صدام حسین در دنبال کردن بر قبضه کردن قدرت از حربه های کهن قبیله ای استفاده میکرد بعدأ معاون احمد حسن البکر شد و بعد ریئس وزرا عراق شد در سال 1974 صدام با شاه ایران برای شهید کردن پدر کردان و سیمبول کرد و کردستان ملا مسطفئی بارازانی با شاه ایران بر این جنایت اتفاق کردند و ایران هم زیرکانه با یک داروی کشنده پدر بزرگ کرد را مسموم کرد و بعدش به امریکا فرستاده شد و در آنجا توسط یک پزشک ایرانی که از سوی شاه ایران مامور شده بود در امریکا در یک بیمارستان به شهادت رسید ملا مسطفئی پدربزرگوار خلق کرد.

    صدام و خمینی تا سر انجام در سال 1978 با خمینی در نجف ملاقات کرد و نگذاشت کسی از این ملاقاتها بوی به برد به نظر خیلی این ملاقات با خمینی بر این اساس بود که در هنگام ضعیف شدن انقلاب ایران صدام به ایران حمله کند تا رژیم ملاها که خمینی برای آن نقشه کشیده بود پایه ی خود را مستحکم کنند.

در سال 1979 صدام حسین احمد حسن البکر را برکنار نمود و خود بر کرسی ریاست جمهوری عراق نشست و در همان سال در ایران انقلاب ضد سلطنتی در ایران به وقوع پیوست و خمینی برای وجود احزاب ترقیخواه و دموکرات در ایران نگران بود در سال 1358 خمینی داشت حسابی ضعیف میشد اما خمینی ورقه صدام را فراموش نکرده بود که در یک نامه توسط یک سفیر از کشورها که هنوز نام این سفیر افشا نشده است یک نامه را برای صدام روانه کرد در نامه آمده بود صدام باید هر چه زود تر به ایران حمله کند اگر نه پایه رژیم اسلامی در ایران در خطری جدی است. صدام بلافاصله به نامه خمینی جواب مثبت داد و به ایران حمله نمود 2سال بعد از به قدرت رسیدنش یعنی در سال 1980 بنابر جواب نامه خمینی صدام به ایران حمله نمود و جمهوری اسلامی هم توانست با شعارهای حفظ ایران و ایران مورد حمله خارجیها قرار گرفته است تمامی مخالفین را به طور وحشتناکی سرکوب کند و چوخه های دار برای مخالفین در ایران یکی پس از دیگری آغاز شد.

خمینی بلا فاصله خلخالی جنایتکار را که به جلاد کردستان معروف است به کردستان فرستاد برای قتلعام ملت بیداع کردستان پرداختند و برای مشاهده این لینک زیر را نگاه کنید. جنایت رژیم خمینی.

http://www.rojhelatpres.com/dec-06/4-12.htm

  هر دو رژیم یعنی رژِیم بعث عراق و رژیم جمهوری اسلامی در کردستان و علیه خلق کرد خیلی جنایت کرده اند. جنایت صدام. http://www.pukmedia.com/video/anfal.html

خلاصه جنگ ضد انسانی در میان دو دیوه درنده یعنی خمینی و صدام آغاز شد خیلی از شهرهای مرزی ایران ویران شدند شهر تاریخی کردستان قصرشیرین ویران شد و سرپل زهاب همچنین خلاصه آغاز این جنگ خانمانسوز پایه حکومت آخوندها را مستحکمتر کرد جنگ تا 8 سال ادامه داشت در این جنگ نزدیک به 2 میلیون انسان کشته شدند  و خمینی و آخوندهای ضد انسانی به شستشویئ مغزی جوانان میپرداختند و کلید بهشت خیالی را به جوانان میبخشیدند  تا اگر کشته شوند به بهشت خیالی بروند بهشتی که فقط خیالی بیش نیست.

با این وعده تو خالی مردم و جوانان را گول میزدند و به جهنم جنگ خمینی فرستاده میشدند. صدام هم با به قدرت رسیدنش دشمنی خود را با ملت محروم کرد آغاز نمود در عراق هزاران کرد یا کشته شدند هزاران دختر جوان کرد را روانی کشورهای عربی کرد و هنوز از سرنوشت شان هیچ خبری در دست نیست فقط در کشور مصر 18 تا 19 دختر کرد هستش. باقیمانده انفال و جینوساید ملت کرد در عراق توسط صدام حسین گوربگور انجام گرفته است. هزاران کرد از کردهای خانقین را به ایران اخراج کرد صدام در میان سالهای 1979 تا سال 2003 جمعأ 185 هزار کرد را سر به نیست کرد صدام.

جابجای مردم کرکوک و به جای کردها آوردن عربهای خشونت کار صدامی به کرکوک و جینوساید مردم کرد به طور وحشتناکی. و قتلعام عربهای شیعه در جنوب عراق.

ایران هم در ایران شنکنجه گاها و چوخه های دار را برای مخالفین بیشتر و بیشتر میکرد.

خلاصه جنگ تا سال 1988 ادامه داشت  در 16/3/1988 با دستور صدام حسین علی حسن مجید پسر عموی صدام شهر حلبچه را مورد حمله هوای با گازهای شیمیایی قرار داد در آن نزدیک به 5000 تا 6000 هزار کرد پیر جوان از بچه یک ماه تا پیر 70 و 80 ساله به شهادت رسیدند صدام آن را افتخاری برای خود قلمداد میکرد.

صدام به هیچ احدی رحم نمیکرد جواب هر مخالفی را با گلول میداد.

خمینی همچنین هنوز رژیم ایران مخالفین را به طور وحشتناکی سرکوب میکند  و جنایتکاران تهران باید منتظر روزی باشند همچون صدام از سوی ملتهای ستمدیده ایران سرنوشت شان همچون سرنوشت صدام باشد و خواهم بود.

خلاصه بعد از سال 1988 که ایران و عراق جنگ را تمام کردند و ایران در این جنگ شکست کامل را خورده بود و خمینی جام زهر را نوشیده بود بلافاصله در سال 1989 یعنی در اواخر سال 1989 عراق به کویت حمله نمود و کویت را خلال 4 ساعت به اشغال خود در آورد و این کار باعث شد جامعه جهانی علیه صدام موضع گیری کنند در رائس آن یالات متحده آمریکا به رهبری جورج بوش و با یک ضربت کوبنده ارتش صدام را از کویت اخراج کردند و کویتیها زمام امور را بدست گرفتند اما نه مثل سابق تحت کنترل کامل آمریکا که کویت یک کشور نفت خیز است.

خلاصه عراق مورد تحریم اقتصادی قرار گرفت و ارتش صدام ناتوان و فرسوده شده بود مردم کرد در کردستان علیه دستگاه رژیم بعث قیام نمودند در سال 1990 و 91 بخش عمده کردستان را آزاد نمودند  اما جنرالهای ترک از این واقعه خوشنود نبودند بر آمریکا فشار آوردند تا به صدام چراغ سبز بدهند تا شورش ملت کرد را سرکوب کند صدام واما آمریکا هم به این درخواست تن در داد اما این بار ملت کرد یک پارچه به خواست رهبرانشان جواب بله دادند و این توطئه را خنثئی کردند و ایالات متحده را مجبور کردند تا یک منطقه پرواز ممنوع را اعلام کنند تا رژیم صدام دستش کوتاه بشود و این کارر ا کردند. خلاصه تحریم اقتصادی کمر رژیم را به طور کلی شکست و تحریم تا سال 2003 ادامه داشت.

در سال 1989 در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون و کلینتون در نظر داشت رژیم صدام را در یک عملیات سرنگون کند و اما در آمریکا این را رد کردند و با به قدرت رسیدن جورج دبلیو بوش که پدرش با صدام مشکل داشت محقق شد.

در سال 11/9/2001

آمریکا مورد حمله تروریستی قرار گرفت و نزدیک به 5 هزار انسان کشته شد و آمریکا هم این واقعه را به گردن اوسامه بن الادن انداخت به افغانستان حمله نمود و نظام فاشیستی طالبان را سرنگون کرد و برای کشف سلاحهای کشتارهمگانی سازمان ملل چند نفری به رهبری هانس بلیکس سوئدی اصل را به عراق فرستادند اما هدف تنها کشف سلاحهای کشتارهمگانی نبود بلکه بدست آوردن اطلاعات در باره قدرت ارتش عراق بود  این همکاری بعد از چند ماه متوقف شد و آمریکا تصمیم گرفت به عراق حمله کند در سال 2003   یعنی 13/3/2003 ارتش آمریکا به عراق حمله نمود تا یک ماه ارتش عراق توانست مقاومت کند اما فرمانده هان ارتش دریافتند که بهتر است خود را به آمریکا تسلیم کنند هدف آمریکا تنها خود صدام است نه مردم عراق خلاصه در 9 اوریل 2003 دولت صدام بطور کلی سرنگون شد مجسمه های صدام یکی پس از دیگری به پاین کشیده شده اند و پول بریمر حاکم عراق شد تمامی سیستم صدام را از هم پاشیدند و شورای رهبری عراق تاسیس کردند که هر یک ماه یکی از سیاستمداران عراقی رهبری شورا را بر عهده میگرفتند و خلاصه صدام حسین را در یک زیر زمینی در نزدیکی شهری که زادگاه ویی بود پیدا کردند و صدام را در چند جلسه به خاطر جنایت علیه بشریت محاکمه نمودند یکی از این محاکمه ها در باره شهر دجیل بود که صدام هنگامی که از این شهر دیدن کرده بود مورد حمله قرار گرفته بود و صدام هم در مقابل 158 نفر که به آنها شک کرده بودند اعدام نمود و محاکمه های دیگر درباره انفال و جینوساید ملت کرد بود که نیروز مورخ 29/12 /2006 در اتاق اسخبارات خود به دار آویخته شد و عمر نظام پوسیده دیکتاتوریش را با خود به گور برد. اما سئوال من این است صدام نباید اعدامش میکردند خیلی از اسرار صدام کشف نشده با خودش به زیر خاک برد. مهمترین این اسرارها انفال و جینوساید ملت کرد و حمله به کویت جنگ ایران و عراق و سر به نیست کردن دختران کرد که بعضی از آنها در مصر دیده شدند .

خوب با اعدام صدام حسین درسی جدی و پیامی درست است به رهبران رژِیم ایران  رهبران رژیم هم علیه بشریت جنایت نموده اند از کارهای تروریستی گرفته تا اعدام و شکنجه مخالفین این رژیم توسط دولت ایران. ترور در کشور ایتالیا ترور در خاک آلمان ترور در فرانسه ترور دکتر قاسملو در اتریش منفجر کردن مرکز یهودیان در آرژانتین  کمک مالی و تسلیحاتی به گروه های ندرو و تروریست در خاورمیانه دخالت روزمره در امور عراق کمک مالی و تسلیحاتی به روجانی ندرو و تروریست عراقی مقدا صدر.  کشش کردن برای دست یابی سلاحهای کشتارهمگانی برای بی ثبات کردن منطقه خاورمیانه.

در باره حقوق بشر در داخل ایران اعدام مخالفین زندانهای خودسرانه اعدام سیاسیون تجاوز به زنان زندانی برای درهم شکستن شخصیت زنان مخالف هر روز در کردستان جوانان کرد توسط نیروی تروریستی رژیم کشته میشوند بدون اینکه کسی به این همه جنایت اعتراز کند.

جینوساید ملت کرد در ایران توسط این رژیم واپسگرا و دینی.

 رژیم ملاها باید منتظر چنین روزی باشند که بر سر صدام آمد  و این روز دور نیست.

زند باد آزادی و برای برابری سر نگون باد دیکتاتوری مذهبی و دینی

سلام بر روح و روان پا شهدای کرد و کردستان

سلام و بر ورح و روان پاک پدر کرد و کردستان شهید بزرگوار ملا مسطفئی بارازانی

سر نگون باد رژیم فاسد آخوندها

30/12/2006

اسماعیل قادری
///////////////////////////////////////////////

موضوع در باره سرنوشت دیکتاتورهای خودکامه در خاورمیانه.

در حال حاضر یکی از خشونت کارترین دیکتاتورها از میان رفت اما دیکتاتورهای دیگر باقی مانده اند دیکتاتورهای تهران هنوز باقی مانده اند.

حال بدانیم صدام حسین کیست و کمی در باره زندگی این خون خوار تعریف کنم.

صدام در سال 1937 در 28 آوریل در روستای عوجه در یک خانواده فقیر و محنت زده  چشم بدنیا گوشود در خانوده ای که گفته میشود خشونت بدوی در آن حرف آخر میزد بدنیا آمد. در سال 1957 به حزب بعث پیوست آنهم به این خاطر بود که دایه ی صدام خیرالله طفاح یکی از اعضای این حزب نژادپرست بود از راه خیرالله به حزب پیوست برای حزب بعث عنصر ملیت عرب از همه چیز بر تر بود برای حزب بعث.

در 14 ژویئه سال 1958 افسران جوان علیه پادشاه آن زمان عراق قیام نمودند و نظام پاشاهی را سرنگون کردند به رهبری جنرال عبدالکریم قاسم.در این باره به این لینک سری بزنید

http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2006/11/061105_pm-aa-saddam-bio.shtml

http://www.bbc.co.uk/persian/news/story/2003/12/031214_a_si_who_is_saddam.shtml

فیلم حلق آویز کردن صدام

و صدام هم که به حزب بعث پیوسته بود و یک نژادپرست کور بود غیر از ملیت عرب هیچ ملیتی را نمیشناخت با دوستانش قاسم را کشتند و کم کم به باریکه قدرت نزیک میشد. صدام در سال 1968 با یک کودتاه آرامی رژیم میان روی  عبدالرحمان عارف را سرنگون کردند که چند افسر جاه طلب در آن دست داشتند عبدالرزاق نایف و ابراهیم داوود در رأس آن جریان بودند و حزب بعث به رهبری احمد حسن البکر از پس پرده هدایت میکرد حزب بعث به ظاهر از کودتاه نظامیان حمایت میکرد هدف حزب بعث برقراری نظامی متمرکز و تمامیت خواه بر پایه ایدئولوژی واحد و حزب واحد و رهبر واحد بود که درآن تمام شئون جامعه باید مرام ناسیونالیستی عربی حزب بعث اداره شود.  احمد حسن البکر مقام ریاست جمهوری را بر عهده داشت اما ستون فقرات رژیم راشبکه مخفی  حزب بعث و دستگاه امنیتی آن میساخت که صدام جوان بر رائس آن قرار گرفته بود و روز به روز بر  قدرت خود می افزود صدام حسین در دنبال کردن بر قبضه کردن قدرت از حربه های کهن قبیله ای استفاده میکرد بعدأ معاون احمد حسن البکر شد و بعد ریئس وزرا عراق شد در سال 1974 صدام با شاه ایران برای شهید کردن پدر کردان و سیمبول کرد و کردستان ملا مسطفئی بارازانی با شاه ایران بر این جنایت اتفاق کردند و ایران هم زیرکانه با یک داروی کشنده پدر بزرگ کرد را مسموم کرد و بعدش به امریکا فرستاده شد و در آنجا توسط یک پزشک ایرانی که از سوی شاه ایران مامور شده بود در امریکا در یک بیمارستان به شهادت رسید ملا مسطفئی پدربزرگوار خلق کرد.

    صدام و خمینی تا سر انجام در سال 1978 با خمینی در نجف ملاقات کرد و نگذاشت کسی از این ملاقاتها بوی به برد به نظر خیلی این ملاقات با خمینی بر این اساس بود که در هنگام ضعیف شدن انقلاب ایران صدام به ایران حمله کند تا رژیم ملاها که خمینی برای آن نقشه کشیده بود پایه ی خود را مستحکم کنند.

در سال 1979 صدام حسین احمد حسن البکر را برکنار نمود و خود بر کرسی ریاست جمهوری عراق نشست و در همان سال در ایران انقلاب ضد سلطنتی در ایران به وقوع پیوست و خمینی برای وجود احزاب ترقیخواه و دموکرات در ایران نگران بود در سال 1358 خمینی داشت حسابی ضعیف میشد اما خمینی ورقه صدام را فراموش نکرده بود که در یک نامه توسط یک سفیر از کشورها که هنوز نام این سفیر افشا نشده است یک نامه را برای صدام روانه کرد در نامه آمده بود صدام باید هر چه زود تر به ایران حمله کند اگر نه پایه رژیم اسلامی در ایران در خطری جدی است. صدام بلافاصله به نامه خمینی جواب مثبت داد و به ایران حمله نمود 2سال بعد از به قدرت رسیدنش یعنی در سال 1988 بنابر جواب نامه خمینی صدام به ایران حمله نمود و جمهوری اسلامی هم توانست با شعارهای حفظ ایران و ایران مورد حمله خارجیها قرار گرفته است تمامی مخالفین را به طور وحشتناکی سرکوب کند و چوخه های دار برای مخالفین در ایران یکی پس از دیگری آغاز شد.

خمینی بلا فاصله خلخالی جنایتکار را که به جلاد کردستان معروف است به کردستان فرستاد برای قتلعام ملت بیداع کردستان پرداختند و برای مشاهده این لینک زیر را نگاه کنید. جنایت رژیم خمینی.

http://www.rojhelatpres.com/dec-06/4-12.htm

  هر دو رژیم یعنی رژِیم بعث عراق و رژیم جمهوری اسلامی در کردستان و علیه خلق کرد خیلی جنایت کرده اند. جنایت صدام. http://www.pukmedia.com/video/anfal.html

خلاصه جنگ ضد انسانی در میان دو دیوه درنده یعنی خمینی و صدام آغاز شد خیلی از شهرهای مرزی ایران ویران شدند شهر تاریخی کردستان قصرشیرین ویران شد و سرپل زهاب همچنین خلاصه آغاز این جنگ خانمانسوز پایه حکومت آخوندها را مستحکمتر کرد جنگ تا 8 سال ادامه داشت در این جنگ نزدیک به 2 میلیون انسان کشته شدند  و خمینی و آخوندهای ضد انسانی به شستشویئ مغزی جوانان میپرداختند و کلید بهشت خیالی را به جوانان میبخشیدند  تا اگر کشته شوند به بهشت خیالی بروند بهشتی که فقط خیالی بیش نیست.

با این وعده تو خالی مردم و جوانان را گول میزدند و به جهنم جنگ خمینی فرستاده میشدند. صدام هم با به قدرت رسیدنش دشمنی خود را با ملت محروم کرد آغاز نمود در عراق هزاران کرد یا کشته شدند هزاران دختر جوان کرد را روانی کشورهای عربی کرد و هنوز از سرنوشت شان هیچ خبری در دست نیست فقط در کشور مصر 18 تا 19 دختر کرد هستش. باقیمانده انفال و جینوساید ملت کرد در عراق توسط صدام حسین گوربگور انجام گرفته است. هزاران کرد از کردهای خانقین را به ایران اخراج کرد صدام در میان سالهای 1979 تا سال 2003 جمعأ 185 هزار کرد را سر به نیست کرد صدام.

جابجای مردم کرکوک و به جای کردها آوردن عربهای خشونت کار صدامی به کرکوک و جینوساید مردم کرد به طور وحشتناکی. و قتلعام عربهای شیعه در جنوب عراق.

ایران هم در ایران شنکنجه گاها و چوخه های دار را برای مخالفین بیشتر و بیشتر میکرد.

خلاصه جنگ تا سال 1988 ادامه داشت  در 16/3/1988 با دستور صدام حسین علی حسن مجید پسر عموی صدام شهر حلبچه را مورد حمله هوای با گازهای شیمیایی قرار داد در آن نزدیک به 5000 تا 6000 هزار کرد پیر جوان از بچه یک ماه تا پیر 70 و 80 ساله به شهادت رسیدند صدام آن را افتخاری برای خود قلمداد میکرد.

صدام به هیچ احدی رحم نمیکرد جواب هر مخالفی را با گلول میداد.

خمینی همچنین هنوز رژیم ایران مخالفین را به طور وحشتناکی سرکوب میکند  و جنایتکاران تهران باید منتظر روزی باشند همچون صدام از سوی ملتهای ستمدیده ایران سرنوشت شان همچون سرنوشت صدام باشد و خواهم بود.

خلاصه بعد از سال 1988 که ایران و عراق جنگ را تمام کردند و ایران در این جنگ شکست کامل را خورده بود و خمینی جام زهر را نوشیده بود بلافاصله در سال 1989 یعنی در اواخر سال 1989 عراق به کویت حمله نمود و کویت را خلال 4 ساعت به اشغال خود در آورد و این کار باعث شد جامعه جهانی علیه صدام موضع گیری کنند در رائس آن یالات متحده آمریکا به رهبری جورج بوش و با یک ضربت کوبنده ارتش صدام را از کویت اخراج کردند و کویتیها زمام امور را بدست گرفتند اما نه مثل سابق تحت کنترل کامل آمریکا که کویت یک کشور نفت خیز است.

خلاصه عراق مورد تحریم اقتصادی قرار گرفت و ارتش صدام ناتوان و فرسوده شده بود مردم کرد در کردستان علیه دستگاه رژیم بعث قیام نمودند در سال 1990 و 91 بخش عمده کردستان را آزاد نمودند  اما جنرالهای ترک از این واقعه خوشنود نبودند بر آمریکا فشار آوردند تا به صدام چراغ سبز بدهند تا شورش ملت کرد را سرکوب کند صدام واما آمریکا هم به این درخواست تن در داد اما این بار ملت کرد یک پارچه به خواست رهبرانشان جواب بله دادند و این توطئه را خنثئی کردند و ایالات متحده را مجبور کردند تا یک منطقه پرواز ممنوع را اعلام کنند تا رژیم صدام دستش کوتاه بشود و این کارر ا کردند. خلاصه تحریم اقتصادی کمر رژیم را به طور کلی شکست و تحریم تا سال 2003 ادامه داشت.

در سال 1989 در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون و کلینتون در نظر داشت رژیم صدام را در یک عملیات سرنگون کند و اما در آمریکا این را رد کردند و با به قدرت رسیدن جورج دبلیو بوش که پدرش با صدام مشکل داشت محقق شد.

در سال 11/9/2001

آمریکا مورد حمله تروریستی قرار گرفت و نزدیک به 5 هزار انسان کشته شد و آمریکا هم این واقعه را به گردن اوسامه بن الادن انداخت به افغانستان حمله نمود و نظام فاشیستی طالبان را سرنگون کرد و برای کشف سلاحهای کشتارهمگانی سازمان ملل چند نفری به رهبری هانس بلیکس سوئدی اصل را به عراق فرستادند اما هدف تنها کشف سلاحهای کشتارهمگانی نبود بلکه بدست آوردن اطلاعات در باره قدرت ارتش عراق بود  این همکاری بعد از چند ماه متوقف شد و آمریکا تصمیم گرفت به عراق حمله کند در سال 2003   یعنی 13/3/2003 ارتش آمریکا به عراق حمله نمود تا یک ماه ارتش عراق توانست مقاومت کند اما فرمانده هان ارتش دریافتند که بهتر است خود را به آمریکا تسلیم کنند هدف آمریکا تنها خود صدام است نه مردم عراق خلاصه در 9 اوریل 2003 دولت صدام بطور کلی سرنگون شد مجسمه های صدام یکی پس از دیگری به پاین کشیده شده اند و پول بریمر حاکم عراق شد تمامی سیستم صدام را از هم پاشیدند و شورای رهبری عراق تاسیس کردند که هر یک ماه یکی از سیاستمداران عراقی رهبری شورا را بر عهده میگرفتند و خلاصه صدام حسین را در یک زیر زمینی در نزدیکی شهری که زادگاه ویی بود پیدا کردند و صدام را در چند جلسه به خاطر جنایت علیه بشریت محاکمه نمودند یکی از این محاکمه ها در باره شهر دجیل بود که صدام هنگامی که از این شهر دیدن کرده بود مورد حمله قرار گرفته بود و صدام هم در مقابل 158 نفر که به آنها شک کرده بودند اعدام نمود و محاکمه های دیگر درباره انفال و جینوساید ملت کرد بود که نیروز مورخ 29/12 /2006 در اتاق اسخبارات خود به دار آویخته شد و عمر نظام پوسیده دیکتاتوریش را با خود به گور برد. اما سئوال من این است صدام نباید اعدامش میکردند خیلی از اسرار صدام کشف نشده با خودش به زیر خاک برد. مهمترین این اسرارها انفال و جینوساید ملت کرد و حمله به کویت جنگ ایران و عراق و سر به نیست کردن دختران کرد که بعضی از آنها در مصر دیده شدند .

خوب با اعدام صدام حسین درسی جدی و پیامی درست است به رهبران رژِیم ایران  رهبران رژیم هم علیه بشریت جنایت نموده اند از کارهای تروریستی گرفته تا اعدام و شکنجه مخالفین این رژیم توسط دولت ایران. ترور در کشور ایتالیا ترور در خاک آلمان ترور در فرانسه ترور دکتر قاسملو در اتریش منفجر کردن مرکز یهودیان در آرژانتین  کمک مالی و تسلیحاتی به گروه های ندرو و تروریست در خاورمیانه دخالت روزمره در امور عراق کمک مالی و تسلیحاتی به روجانی ندرو و تروریست عراقی مقدا صدر.  کشش کردن برای دست یابی سلاحهای کشتارهمگانی برای بی ثبات کردن منطقه خاورمیانه.

در باره حقوق بشر در داخل ایران اعدام مخالفین زندانهای خودسرانه اعدام سیاسیون تجاوز به زنان زندانی برای درهم شکستن شخصیت زنان مخالف هر روز در کردستان جوانان کرد توسط نیروی تروریستی رژیم کشته میشوند بدون اینکه کسی به این همه جنایت اعتراز کند.

جینوساید ملت کرد در ایران توسط این رژیم واپسگرا و دینی.

 رژیم ملاها باید منتظر چنین روزی باشند که بر سر صدام آمد  و این روز دور نیست.

زند باد آزادی و برای برابری سر نگون باد دیکتاتوری مذهبی و دینی

سلام بر روح و روان پا شهدای کرد و کردستان

سلام و بر ورح و روان پاک پدر کرد و کردستان شهید بزرگوار ملا مسطفئی بارازانی

سر نگون باد رژیم فاسد آخوندها

30/12/2006

اسماعیل قادری

نقش کردها در شکل گیری دمکراسی در ایران در گفتگوی تلویزیون آمریکا
/////////////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه در باره حکم اعدام علیه دیکتاتور سابق عراق به نظر بنده این حکم حکمی درست و قانونی است چرا چون صدام حسین به هیچ احدی رحم نکرد در زمانی که در عراق بر سر قدرت بود.

این حکم حکمی است که به آنانی که حقوق ملتها را زیر پا میگذارند و حقوق هموطنان خودرا نقض میکنند باید از این حکم تاریخی درس عبرت بگیرند. 

رژیم ملاها در ایران کمتر از رژیم صدام علیه مردم و ملت ایران جرم کرده اند و مرتکب جرم علیه بشریت شده اندو  به هر حال رژیم ملایان باید روزی منتظر چنین حکمی باشند از سوی مردم ایران.

رژیم ایران امروز پدر تروریست بین المللی است و عراق را برهم زده است باید منتظر عواقب این جنایتها باشد.

زند باد کرد و کردستان سلام بر شهیدان راه رهای کرد و کردستان

5/11/2006

اسماعیل قادری


////////////////////////////////////

پیام. اسماعیل قادری بمناسبت روز پیشمرگه کومه له.

  31ی جوزه ردان روز پیشمرگه به انسانهای آزادیخواه که برای عدالت و برابری مبارزه میکنند مبارک باد.

این روز بر آنهای که برای رهای انسان و انسانیت مبارزه میکنند مبارکا  باد و تبریک میگویم.,

من از طرف خودم این روز مقدس به تمامی کادرها و رزمآوران راه رهای انسانیت پیشمرگه قهرمانان کومه له مبارک  و تبریک میگویم.

و به روح و روان شهدای راه رهای بشریت و راه رهای کرد و کردستان درود میفرستم و راهشان پرفتوح باد. به راستی اگر این شیرمردان و  شیر زنان پیشمرگهای قهرمان نبودند بیشک رژیم ضد مردمی به هر کاری که دلش میخواست علیه ملت ستمدید کرد دست به آن میزد اما جنگاوران و پیشمرگه قهرمان توانست تمامی توطئه های رژیم را خنثی کند و دست رژیم در منطقه کوتاه کند و ارتش ضد مردمی رژیم جمهوری اسلامی را در کردستان زمین گیر کند.

و در نهایت این روز را به تمامی کادرها و مسئولین کومه له تبریک میگویم و آرزوی موفقیتشان در کارهایشان هستم.

درود بر روح و روان پاک شهدای راه رهای کردو کردستان که برای رهای خلق ستمدید کرد خود را فدا نموده اند.

سلام بر پیشمرگه های شجاع و خسته ناپذیر و دست همه قهرمانان و شیر زنان و شیر مردان پیشمرگه را میبوسم پیروز  باشین.

اسماعیل قادری

25/6/2006

http://www.esmailqaderi.blogfa.com
 /////////////////////////

موضوع در رابطه با تاکتیک وزارت اطلاعات رژیم ایران در کشورهای اروپائی و سوئد.

شماره 2.

اطلاعات رژیم به دنبال کسانی است که بتازگی از عراق به سوئد و  کشورهای اروپائی آمده است تا از کارت سوخته آنها علیه پناهندگانی که از هر طریقی با ملاها مخالفت خودرا ابراز میکنند از این افراد سواستفاد کند.

و در این باره من با فردی حرف زدم چند روز پیش این فرد گفت فلانی یعنی علی خیلی خوبی برای ایشان داشته است توانسته است او را به افرادی دیگر معرفی کند و حتی توانسته بود مستقیم با سفیر رژیم ایران در استکهلم تماس برقرار کند و این هم به این معنا است که رژیم ایران به دنبال کسانی است که قبلأ مزدور رژیم سابق صدام حسین بوده اند و از آنها علیه پناهندگان دیگر سواستفاده میکند.

رژیم ایران در مرحله ی اول از کارهای اخلاقی و مسایل خانوادگی واخلاق خانوادگی وارد میشود اما خود رژیم این را فراموش میکند که برای اعتراف گرفتن از زنان زندانی به زنان زندانی تجاوز میکنند در زندانهای مخوف رژیم ملاها در ایران حالا آمده اند در اینجا از اخلاق و برخورد اخلاقی برای کسانی ساده لوح و عقبمانده مسایل اخلاقی وضع میکنند در این کشورها.

اما خود سران این رژیم فاقد اخلاق انسانی هستند که بر ایران و ایرانیان حاکم شده اند.

در این کشورها بر این اساس میخواهند بر ایرانیان مخالف کنترل داشته باشند.

1= تحریک همسایه ها

2= جمع آوری امضا با ضرب پول علیه مخالفین در این کشورها.

3= جاسوسی کردن علیه مخالفین تا بدانند با چه کسانی در ارتباط هستند و به افرادی که با شخص مخالف در ارتباط هستند تذکر میدهند که او فردی شرور و خلافکاری است با وی ارتباط خود را قطع کنند خلاصه از ترفندهای نامطلوبشان علیه مخالفین استفاده میکنند.

4= بودجه و هزینه این تبلیغاتها توسط اداره وزارت اطلاعات رژیم در تهران تامین میشود و حتی در ایران پولهای را میپردازند برای اینکه فرد مخالف را در انزوا قرار بدهند و من در مقاله گذشته ام نوشتم که بیشتر موادمخدرها توسط مزدوران وزارت اطلاعات رژیم ایران پخش میشود در این کشورها و از معتادین به مواد مخدر استفاده میکنند علیه فرد مخالف در اینجا.

5= فشار بر کسانی که مسلمان هستند برای اینکه بر سر فرزندانشان رو سری بگذارند یعنی برای حجاب گذاشتن بر سر دخترانشان بر آنها فشارهای وارد میکنند.

6= بر چسپهای خود ساخته علیه پناهندگان مخالف در این کشورها توسط ارسال نامه به مسئولین در کشورهای اروپائی برای مثال اگر فرد مخالف یک اهل تسنن باشد اتهامات وابستگی به گروه های تروریستی بر وی زده میشود و اگر یک فرد غیر مذهبی باشد اتهامات مرتکب به جرم در داخل کشور بر وی زده میشود. تا بیشتر بر جنایتهای خویش سرپوش بگذارند در حق به ملت و ملیتهای ایران جنایت کنند.

7= به راحتی مزدوران خودرا به این کشورها اعزام میکنند متأ سفانه در این کشور سوئد مزدوران وزارت اطلاعات رژِیم ایران آزادانه رفت و آمد میکنند و حتی اقامت در یافت میکنند و خود را برای عملیات تروریستی علیه منافی غرب خودرا آماده میکنند بدون هیچ مانعی  و باز در این باره خود را سرباز مهدی میدانند رهبران ایران را نماینده خدا بر روی زمین میدانند. چیزی که به هیچ عنوان صحت ندارد.

و علیه پناهندگان مخالف جاسوسی میکنند و متأسفانه کسانی هم با خود علیه پناهندگان بسیج میکنند تا دیروز عدالت خواه بود و مذهب را رد میکرد امروز میخواهد سرباز مهدی بشود.

8= استفاده از برادران کرد عراقی که زمانی در ایران در قرارگاه رمضان آموزش تروریستی دیده اند علیه افراد ایرانی در این کشورها برای مثال افرادی هستند که خودشان در این باره برای من تعریف نموده اند که کارت قرارگاه رمضان داشته اند و هنوز هم هنوز با رژیم ایران همکاری میکنند البته این افراد تعدادشان خیلی کم است اینها افرادی هستند عقبمانده و خود فروش همه کردهای آن قسمت دست به چنین کاری نمیزنند.

مثل ه درویش ا ع احمد که زمانی خودش مزدور رژیم ایران بوده و در حال حاضر در سوئد اقامت دریافت نموده است این افراد شاید تعدادشان به 10 الی 12 نفر برسد که در چند شهر پراکنده شده اند مثل این شهر حدود 2 نفر در همین شهر بر سر میبرند و در شهر فالشوپینگ 3 نفر دیگر هم هستند که در این باره پلیس در جریان است.

یکی از این افراد که روز اول با من ملاقات نمود گفت او اطلاعات جا و مکان گروه های مخالف رژِیم ایران را به ایران منتقل نموده است این فرد نامش ه د است که زمانی در ایران با کارت قرارگاه رمضان تردد نموده است در داخل ایران و دست به کارهای تروریستی هم زده است علیه حزب دموکرات کردستان و کومه له.

او برای من تعریف نمود چطور وی را به وزارت اطلاعات برده اند و از جا و مکان مخالفین در خاک عراق از وی سئوال نموده اند و او گفت هنگامی که از وی سئوال شده است اگر سئوال درست بود یک لامپ سبز روشن می شد و اگر درست نبود یک لامپ قرمز روشن میشد در وزارت اطلاعات در شهر مریوان در کردستان ایران  این فرد همیشه در رفت و آمد بوده تا زمانی که توسط وزارت اطلاعات یک ویزای جعلی بدست می آورد و به اروپا سفر میکند.

و در همین شهر یکی دیگر هم هست بنام( ا علی ) این فرد برای من توضیح داد که چطور یک کاروان از پیشمرگان حزب دموکرات کردستان  به کمین انداخته همراه با یک تیم از قرارگاه رمضان در نزدیکی شهر سلیمانیه ی کردستان و به قول این فرد 8 نفر از پیشمرگان حزب را به شهادت رساندند این گفته خود این شخص است که اهل شهر( اربیل) هولیر است و یکی دیگر هم هست که اسلامی است در همین شهر بر سر میبرد (ا عبدالله نام دارد) این دو فرد با هم روابط نزدیکی دارند.

و یکی از اسلام گرایان افراطی هستند.

خلاصه رژیم ایران برای بقائی خود دست به هر کاری میزند علیه مخالفین خود در این کشورها.

در باره کارهای جاسوسی مزدوران رژیم در این کشورها علیه مخالفین در مقالات گذشته ام توضیح داده ام که چطور علیه مخالفینش دست به هر کاری ممکن برای سرکوب فرد مخالف در اروپا میزنند متأسفانه بعضی از احزاب دست راستی به آنها کمک میکنند و علیه فرد مخالف امضا تومار میکنند در پارلمانها در این کشورها و اتهاماتی بی پایه و اساس و بر چسپهای دور از حقیقت به فرد مخالف رژیم وارد میکنند در این کشورها.

جنایت در داخل ایران.

وزارت اطلاعات بدنام ایران برای اعتراف گرفتن و درهم شکستن شخصیت زنان در زندانهای مخوف رژیم به زنان تجاوز میکنند این کاری است وقیح و احمقانه دور از معیارهای بین المللی حقوقی و حتی دور از معیارهای انسانی و اخلاقی که خودشان دم ازآن میزنند اخلاق و رعایت مسایل دینی است البته دین یک ابزار شده است برای خرید و فروش البته شاید گوجه فرنگی از دین ارزشش بیشتر باشد.

من بر این باور هستم که هزاران جنایت علیه زنان در ایران صورت گرفته است اما بعضی از زنان توان بیان آن را نداشته اند این خیلی سخت است هر کسی شهامت آن را ندارد این فقط شیر زن با شهامت دکتر رویا طلوعی بود بر جنایتهای وزارت اطلاعات پر بردشات و به افشای آن پرداخت دکتر رویا طلوعی زنی است با شهامت و شجاع که این هم لکه ننگی است بر پیشانی رژیم اسلامی و اسلام سیاسی. من امیدوارم همه زنانی که در زندانهای مخوف رژیم دینی ایران بوده اند و در خارج از کشور بر سر میبرند بیایند به افشائی جنایتهای رژیم در زندانهای مخوف به پردازند.

به خودشان جسارت بدهند مثل دکتر رویا با شهامت باشند.

بنا بر خبرهای که در ماه گذشته به دست ما رسیده است آخوندها زنان زندانی که سنشان جوان است شبها به خانه های خود برده و با آنها مسایل جنسی  و با زور به آنها موامخدر میدهند تا معتاد بشوند و این آخوندهای زندان بان خانه های ویلائی دارند برای کشیدن تریاک و سواستفاده های جنسی از دختران نوجوان زندانی شبهای جمعه دختران نوجوان را به این خانه ها میبرند و به انها تجاوز میکنند سپس به آنها موادمخدر میدهند تا بیهوش بمانند و معتاد بشوند.

و در این باره در چند ماه گذشته یک روزنامه نگار جوان با نام الهام الهه در زندانی در استان خراسان به قتل رساندند اول این دختر نوجوان و روزنامه نگار نوجوان را به خانه ویلائی یک آخوند زندان بان و معاون دادستانی خراسان میبرند سپس به وی تجاوز مییکنند و پس از تجاوز بر وی فشار می آورند تا از مواد مخدر استفاده کند او قبول نمیکند پس از این جر و جنجال آخوند تصمیم به قتل وی میگیرد و دو روز بعد اعلام میکنند که الهه خودکشی نموده است. اما در حقیقیت خود آنها ویی را به قتل رساندند نه او خود کشی نکرد جنایتکاران وی را کشتند.

جنایت در خارج از ایران.

با کشته شدن تروریست اردنی تبار مصعب الزرقاوی جنایتکار و افراطی.

من بر این باور هستم زرقاوی بدون همکاری وزارت اطلاعات رژیم ایران نمیتوانست آنقدر در حق به ملت و مردم عراق و علیه افرادی انساندوستی که برای کمک به مردم عراق به آن کشور سفر نموده بوند جنایت کند و دوام بیاوردو انسانهای بیگنا را به قتل برساند.

وزارت اطلاعات رژیم برای اهداف خود به زرقاوی و کمک مالی اسلحه میداد و از طریق خاک ایران با اوسامه بن الادن ملاقات میکرد و دستورالعملهای لازم برای کشتار مردم بیگنا عراق به تروریستها آموزش میداد و در این باره به گفته منابه اطلاعاتی غرب مصعب الزرقاوی برای آموزش شبه نظامیان خود از قرارگاه حمزه سید الشهدا که در 3 کیلومتری پاوه در منطقه سرسار در یک کیلومتری خانگاه در پائی کوئی شاهو قرار دارد

که این قرارگاه از 3 قسمت تشکیل شده است یک قسمت برای آموزش سربازی ایرانی یک قسمت دیگر برای آموزش فرماندهان سپاه پاسداران و قسمت سوم برای افراد خارجی یعنی تروریستهای خارجی که با آمریکا سر جنگ دارند برپا شده است و زرقاوی هم برای آموزش بمبگذاری و استهشادی بقول خودشان و آموزشهای انتحاری در قرارگا خمزه سیدالشهدا در پاوه آموزش میدیده است. رژیم ایران برای اهداف خود به زرقاوی پول و مهمات اسلحه میداد بنا بر خبرهای که بگوش رسیده است هنگامی که هواپیماهای آمریکایی مخفیگاه زرقاوی را بمب باران نمودند زرقاوی هنوز زند بوده و فقط زخمی شده بود یکی از شبه نظامیان طرفدار رژیم ایران برای اینکه دست رژیم ایران در جنایتها علیه مردم عراق و همکاری رژیم با زرقاوی افشا نشود ویی را در دم با چند گلوله به قتل رساندند.

و باز یک گروه  شبه نظامی که در ایران آموزش دیده اند و در حال حاضر در وزارت کشور عراق نفوز زیادی دارند دسته دسته افراد عراقی که اهل تسنن هستند دستگیر میکنند سپس آنها را به قتل میرسانند و در یک جای آنها را رها میکنند پس از این کار میروند آنجا و اعلام میکنند که چند جسد ناشناس که اثر شکنجه و با گلوله به قتل رسیده اند پیدا کرده اند .

این افراد در قرارگاه رمضان آموزش دیده اند و هنوز هم دسته دسته به ایران افراد را اعزام میکنند برای آموزش بیشتر تا اگر آمریکا به ایران حمله کرد از این افراد استفاده کند رژیم ایران علیه منافع غرب.

جاسوسی علیه پناهندگان و فتوای دوری از یهودیان بیشتر از 10 متر.

رهبر ولی فقیه در یک فتوای مخفیانه برای مسلمانان در کشورهای اروپائی ارسال نموده توسط مزدوران وزارت اطلاعات در این نامه از مسلمانان خواسته شده است اگر افراد یهودی را دیدند باید خود را بیشتر از 10 متر دور تر از فرد یهودی قرار بدهند تا بقول خامنه ای نجس نشوند زنی که در این شهر است و در اصل شیعه عراقی است یک روز با من حرف زد و گفت شما چه مذهبی دارید؟ من هم جواب دادم من یک انسان هستم اما دوست دارم یهودی بشوم گفت شوخی میکنید من جواب دادم نه مگر قرار است با شما سر شوخی داشته باشم. و او گفت علمای اسلام حرف زدن با یهودی حرام اعلام نموده اند من جواب دادم این به من ربطی ندارد.

این خانم یک ورقه به من نشانداد که در این نامه که با امضای علی خامنه ای در زیر آن آمده بود نوشته شده بود که بر اساس دین اسلام برای پاک شدن باید 10 متر دور تر از یک یهودی راه رفت من جواب دادم و گفتم آیا این یک مسخره نیست؟ جواب داد و گفت نه این حکمی است از سوی اهل بیت آمده است.

خلاصه با روز روشن یهودی ستیزی و پروپاگنده علیه مردم یهود در اروپا توسط رژیم ایران بدون هیچ مانعی پیشمیرود متأسفانه.

خلاصه اول ارسال نامه های فتوای بعد ارسال نامه های برای آموزش دادن آنها تا علیه افراد مخالف رژیم ایران جاسوسی کنند.

بلی از امروز بنشنیم و تا روزها بنویسیم در باره جنایتهای رژیم دینی ایران تمام شدنی نیست..

نازنین مهابادی یک دختر 17 ساله کرد که در حال حاضر 18 دارد در آستانه اعدام قرار گرفته است در این باره از مدافعان حقوق بشر و سازمانهای بشر دوست تقاضامندم به یاری این انسان بیگنا بشتابند و ویی را از چنگال بیعدالتی نجات بدهند. و به جنایتکاران اجازه ندهند به هرکاری که دلشان میخواهد دست بزنند یک نوجوان 18 ساله باید در دنیایی آزاد باشد اما نازنین 18 ساله در زمانی که هنوز 17 سال داشت به زندان مخوف رژیم افتاد و زمان 18 سالگی در زیر شنکجه و عذاب سپری میکند.

باز تکرار میکنم و از تمامی بشر دوستان و سازمانهای حقوق بشر میخواهم تا به یاری این نوجوان بشتابند.

در مقاله آینده ام در باره شجاعت و شهامت دکتر رویا طلوعی سمبول زنان کردستان مینویسم.. و در باره تئوریهای زیگموند فروید تعریف خواهم کرد.

با امید بر روزی که در جهان شکنجه و اعدام به طور کلی قطع و ممنوع بشود با امید روزی که در یک کردستان مستقل و آزادی باشیم.

صلح آرامش آزادی حق تعیین سرنوشت خویش و استقلال کردستان.

سلام بر آزادی درود بر روان پاک شهدای کرد و کردستان..

اسماعیل قادری

11/6/2006

سوئد

http://www.esmailqaderi.blogfa.com/

http://esmailgh.blogspot.com/

http://www.freewebs.com/esmail_qaderi/

/////////////////////////////////////

افشاگری


افشاگری رویا طلوعی
تجاوز به من و دیگر زنان
زندانی در زندان های سنندج
شورش نه حاصل تحریک خارجی بلکه حاصل این فجایع است

 
 
 
 
 

رویا طلوعی، از فعالان حقوق زنان و حقوق بشر کردستان، که از ایران خارج شده بود، در امریکا اجازه اقامت یافت.

ساندی دیلی تلگراف مصاحبه تازه ای را از او منتشر کرده که تکمیل کننده اولین مصاحبه وی، پس از خروج از ایران و رسیدن به کشور ترکیه، با رادیو فردا است. او یکبار دیگر در این مصاحبه از عزم خود به دور جدید افشاگری و فعالیت برای دفاع از حقوق زنان کرد و حقوق بشر درایران و بویژه کردستان می گوید و از فجایعی که در زندان بر زنان زندانی اعمال می شود. او بار دیگر اطلاعاتی را درباره بازجوی خود که معاون دادستان سنندج است تکرار می کند و می گوید:

از من در زندان به زور اعتراف گرفتند. برای گرفتن این اعتراف نه تنها مرا کتک زدند، بلکه به من تجاوز نیز کردند و سرانجام نیز تهدید کردند که اگر به آنچه می گویند اعتراف نکنم دو فرزندم را در مقابل چشمانم آتش خواهند زد.

تجاوز به زنان زندانی توسط ماموران امنیتی امری عادی است. آنها با این روش از زنان زندانی اعتراف می گیرند.

ساندی تلگراف می نویسد:

«... وقتی طلوعی درباره تجربه خودش در زندان صحبت می کند، صدایش پائین می آید، بغض راه  گلویش را می بندد، دلش نمی خواهد پسر 6 ساله اش نیما، که در رستوران هتل محل مصاحبه، با فاصله ای کم مشغول خوردن پیتزاست حرف های او را بشنود.

می گوید: "چهار مرد و سه زن مسلح شبانه به خانه ام حمله کردند و من را با خودشان بردند. بچه هایم گریه می کردند. تمام شب بازجو های مختلف از من بازجویی کردند و بعد من را به زندان انفرادی انداختند. با یک پتو و یک لیوان که برای ادرار هم باید از آن استفاده می کردم. در یک سلول انفرادی. شش شب پیاپی در زیر زمین زندان بازجویی شدم. بازجو ها از من می خواستند که اعتراف کنم در تظاهراتی که برای "شوانه"، در سنندج بر پا شده بود نقش رهبری داشته ام. فهرستی را جلوی من گذاشته و می خواستند که من آنها را بعنوان همکارانم تائید کنم. من قبول نکردم. بعد از شش شب، روش بازجوئی که گاه با سیلی همراه بود عوض شد. من را با دو مرد در یک اتاق تاریک و کوچک تنها گذاشتند. یکی از آنها که خودش را امیری معرفی کرد، معاون دادستان بود. مرد دیگر بسیار بد دهن بود و به سبک اوباش حرف می زد. آنها پشت سر هم به من سیلی زدند. آنها با من کاری را کردند که هیچ زنی هرگز نباید تجربه کند. امیری گفت که تو را دار می زنم، اما قبل از آن، بلایی به سرت می آورم که نتوانی، دهنت را اینجا باز کنی. آنها به من تجاوز کردند. حمله و تجاوز آنها باعث کبودی و خونریزی من شد. شب بعد به من تجاوز نکردند اما گفتند که فرزندانت را می آوریم و در مقابل چشمانت آنها را آتش می زنیم.

من، سرانجام در هم شکستم. گفتم امضا می کنم که با با رسانه های بیگانه مصاحبه کرده ام و رهبری تظاهرات برعهده داشته ام، علیه رژیم توطئه کرده ام.

چند شب پس از این اعتراف، از زندان انفرادی به زندان عمومی زنان منتقل شدم. در این بند زنانی را دیدم با پاهای زخمی و چرکین بر اثر ضربات شلاق.

پس از 66 روز زندان، با قرار وثیقه آزاد شدم. همراه با نیما از ایران گریخته و وارد ترکیه شدم. دختر چهارده ساله ام شیما نیز بعدا به من پیوست. و اکنون به امریکا رسیده ام.

( آنچه رویا طلوعی درباره تجاوز و علائم آن، مانند کبودی ران می گوید، کاملا شبیه گزارش پزشکی قانونی در پرونده زهرا کاظمی خبرنگار بین المللی مقیم کانادا ست که در تهران و توسط قاضی مرتضی و معاون او "بخشی" بازجوئی شد!)

ده‌سدرێژی بۆ سه‌ر من و ژنانی تری زیندانی له‌ به‌ندیخانه‌کانی سنه

وه‌رگێرانی: حه‌مید ته‌یموری




  

موضوع اطلاعیه بمناسبت سالروز حلبچه ی شهید شهر شهیدان


موضوع اطلاعیه بمناسبت سالروز حلبچه ی شهید شهر شهیدان

مردم شریف مهمان نواز کردستان مردم شریف و مهربان لرستان  مردم بانه مریوان  سنه( سنندج ) مردم  مهاباد و سر دشت .مردم شجاع کرمانشاه امروز سالروز شهادت بین 5000 تا 6000 هزار انسان بیگنا از کودک و پیر جوان و زن و مرد از کودک یک ماهه تا پیر زن و پیر مرد 80 ساله در  مورخ 16/3/1988 توسط رژیم گوربگور صدام و دار و دسته هایش توسط هواپیماهای رژیم عراق شهر شهیدان شهر حلبچه مورد حمله گازهای بیولوژیک قرار گرفت و باعث از بین رفتن شهر و شهید شدن ساکنین آن شد.

بلی جینوساید ملت کرد در کردستان توسط رژیمهای خودکامه و ضد بشر در جلو چشم جهانیان با روز روشن صورت گرفت در آن زمان کسی به صدا در نیآمد اما با یاری بزرگمردان و شیرزنان کرد این مسایل دارد به سوی بین الملل شدن میرود. حلبچه ی شهید هیروشیمیائی کردستان.

بلی من به این مناسبت به ملت و مردم شجاع کرد در سر تا سر کردستان تسلیت میگویم و در این روز شریک غمشان هستم.

بلی جینوساید و کشتار دستجمعی ملت بیدفاع کردستان توسط اشغالگران باز ادامه دارد در ایران ترکیه و سوریه ما هر روز شاهد دستگیریهای خود سرانه در کردستان توسط نیروهای ضد مردمی انتظامی در کردستان هستیم توسط رژیم اسلامی در ایران.

 سلام بر شهیدان راه کرد و کردستان

سلام بر روح و روان پاک شهیدان حلبچه ی شهید

دفتر حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران سوئد

16/3/2007

اسماعیل قادری دبیر کل حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران
//////////////////////////////////////////

در باره ترور روحی و روانی و یا ترور شخصیت بخش 4 چهارم

در 3 مقاله گذشته در باره ترور شخصیت انسان توسط انسانهای روانی و توهمگرا تعریف نمودیم حال در باره این دو نوع ترور باید بطور شفاف و روشن تعریف نمود تا مردم و دیگران از این با خبر بشوند  و بدانند ترور روحی و روانی یعنی چی... ترور شخصیت یعنی کسانی هستند مخفیانه پشت سر دیگران بدگوی میکنند و این کار را آگاهانه و بر اساس برنامه پیش میبرند برای درهم کوبیدن شخصیت انسانی دیگران به کار میبرند و یا خود پیش بردن و بالا بردن خویش در جلو چشم دیگران. حال در باره سوئد در سوئد اول منزوی کردن فرد بعدش کشتن فرد هنگامی که دیدند که انسان تنها شده است و ارتباطش با دیگران کاملا قطع شد در یک برنامه خاص خودشان ویی را به قتل میرسانند و بعدش اعلام میکنند که او خود کشی نموده است خلاصه هزار و یک برنامه برای فرد میریزند تا ویی را به قتل برسانند نمونه این ها قتل یک کشتی گیر سوئدی بود که گفته شد ویی خودکشی نموده است و دوم فردی بنام حمید که در همین شهر به قتل رسید و یا سربه نیست شد 3 احمد ک بود که اهل مریوان بود من اولین باری که احمد دیدم که در سال 2004 بود بعد از آن روز هرگز ویی را ندیدم و نمیدانم چه بر سرش آوردند. در این کشورها برای منزوی کردن فرد  در این باره بودجه میزارند و چند کسی را انتخاب میکنند تا علیه فرد لجنپراکنی کنند و علیه او دروغهای درست کنند تا شخص را از دید دیگران بد بین کنند و در همین باره راه را هموار میکنند برای بیشتر منزوی کردن فرد  و در آخرش ویی را به قتل میرسانند این است که بنام دموکراسی علیه انسانها جنایت میکنند از راه دیگر با حکم اعدام مخالف هستند اما از راه دیگر دیگران را سیستماتیک اعدام میکنند و باز در این باره دولت ایران و یا دولتهای که فرد در آن آمده است و در این کشور پناهنده شده است در این کار شریک هستند برای قتل و درهم کوبیدن شخصیت انسانهای بی سر پناه که به ناچاری به این کشورها پناه آورده اند تا در امان باشند اما فکر نمیکردند که مسایل اقتصادی و تبادل تجاری همه چیز را فدا میکند حتی انسان و انسانیت فروشنده انسانها و تجارت با قتل انسانها کاری است که ساده امروز انجام میگیرد. حال برگردیم به مسایل اصلی همان ترور شخصیت انسان است. کسانی که عادت دارند پشت سر دیگران به هر نحویی بد گویی کنند در اصل مریض هستند و این غریزه کینه توزی چنان ویی را میآزارد که مجبور میشود که علیه دیگران دست به بد گویی و لجنپراکنی کنند و هنگامی که دست به این کار میزنند خود را خوشحال میدانند و احساس خوشحالی میکنند اما این خوشحالی یک لحظه است و عمرش کوتاه است و این افراد چون با دروغ بزرگ شده اند و این دروغ ارثی است خودشان نمیدانند چه میگویند هر چه را شنیدند بیان میکنند و مهر تائید بر آن میزارند بدون اینکه بدانند این راست است یا دروغ به چانه زنی میپردازند هیچ قوانینی رعایت نمیکنند در همه جا همه کاره هستند در آخرش هیچ و پوچ هستند با دروغ خود را بالا میبرند روزی کمونیست هستند و روز بعد مذهبی و روز بعد هیچی. سر درگمی و سرگردانی این نوع افراد در رفتارشان معلوم است. برای نمونه در سال گذشته یک فرد که خودش در اینجا است به شهر اوریبرو رفته بود برای یک جشن کردی در آنجا با فردی که در اسکیلستونا زندگی میکند ملاقات میکند در اولین حرفش دست به لجنپراکنی میزند علیه شخص من و گفته بود این نوشته های که بر سایت اسماعیل است مال خودش نیست بلکه این کسی است بنام دکتر اسماعیل قادری بلی این فرد مریض علیه من بدگوی نموده بود چون حالش خوب نیست. این فرد کسی است که از یک مرض روانی رنج میبرد و این مرض ویی را وادار میکند تا علیه دیگران لجنپراکنی کند در آینده اسم این شخص بطور شفاف و روشن اعلام میشود برای اینکه خود را بالا به برد با مزدوران رژیم ایران ارتباط کامل دارد و این فرد فردی است بیسواد و در منطقه سرپل ذهاب زندگی نموده اند و در عراق در زمان جنگ ایران و عراق به عراق رفتند و در آنجا پدر این فرد با علی حسن خلاصه کار میکرد و مزدور دولت عراق بود هنگامی که رژیم بعث کردهای فیلی را از عراق به سوی ایران اخراج نمود این افراد رفتند طلای زنان را از گردن زنان در آوردند و به هر دختری که جوان بود تجاوز نمودند حالا در سوئد ادعای عدالتخواهی و کمونیستی میکند که دو الی 3 کتاب در باره کمونیست خوانده است در آخرش میخواهد در خدمت رژیم ایران در آید و با فردی بنام علی که سرباز مهدی خود را قلمداد میکند ارتباط دوستانه ای دارد و بدنبال این است که شاید در خدمت وزارت اطلاعات رژیم در آید با کمک این فرد اما هنوز اطلاعات رژیم به ویی اعتماد خاصی پیدا نکرده است تا رسما در خدمتشان باشد بدون مقدمه به هر کسی حمله لفظی میکند و مرز ادب و احترام را نمیشناسد چون مریض است این مرض شدید است بر وی فشار می آورد تا دست به چنین کاری بزند و علیه دیگران دست به لجنپراکنی کند البته خیلی چیزهای دیگر را گفته است و من در یک گذارش در اختیار پلیس قرار خواهیم داد در آینده ماهیت این دیوانه را. این شخص تا سال 1993 در شهر خانقین بر سر میبردند و بنابر خبری که از دوستان بدستم رسیده است یک افسر عراقی روابط جنسی با این فرد داشته است و( به قول خودمان کونی بوده است) بلی یک فرد در شهری دیگر ویی را خوب میشناسد و خوب تاریخ این دیوانه نادان دهاتی پوشخور حالا سیاستمدار خود را نشان میدهد بدون اینکه از سیاست چیزی بداند. این فرد باز به آن فردی که در شهر اوریبرو ملاقات نموده است گفته بود که اگر به من گفت بگوید یکی از فامیلهای خودت بیبیانی به او گفته است اما نمیداند که من میدانم چه حیوانی چنین حرفهای مزه خرفی بیان نموده است از این حرفهای مزه خرف زیاد است و باز افراد مزه خرف هم زیاد است راستی یک خوک از این چنین افراد شریفتر است.

بلی تبلیغاتهای دروغین و بی اساس و بی پایه و دور از پرینسیپهای انسانی علیه دیگران اعمال میشود و این با این نیات انجام میگیرد تا شخص را از دید دیگران کمرنگ کنند و خود را بالا به کشند این بالا کشیدن عمرش کوتاه است  دروغ در آخرش کشف میشود و روسیاهی برای فرد میماند و بس. سئوال چرا این افراد دست به اینکارها میزنند؟ این افراد مبتلا به سادیسم هستند خود آزاری و دیگران آزاری و یا مبتلا به آوتیسم هستند و باز  مبتلا به اسکیزوفرنی که خیلی خطرناک است هستند و در اصل این افراد به مانی مبتلا هستند که من در اینجا درباره مانی تعریف خواهم کرد. مانی شیدائی و یا شیدائی مانی یکی از دو شکل بالینی عمده اختلالات خلقی و عاطفی است که فرد را وادار میکند تا دست به هر کاری بزند و یا دیگران را کمتر از خود جلو بدهد و دست به هذیان گوی علیه دیگران بزندو یا علیه دیگران دست به لجنپراکنی بزند سابقا با عنوان پسیکوزمنیک دپرسیو معرفی میشد. این اصطلاح بصورت پسوند برای توصیف تکانه های غیر قابل مهار برای انجام رفتارهائی خاص ناسلم و غیر عادی نیز اطلاق میشود. خصوصیات اساسی سندرم مانی عبارتند از خلق بالا افزایش فعالیت غیر عادی پر حرفی و علیه دیگران بدگوئی کردن و افکار خود مهم پنداری و مرز نشناسی کلمات بدون پرینسیپ بی خوابی خیالهای توهمگرای و اوهامگرائی که خیلی بد است. وقتی خلق بالا است بیمار بشاش خوشبین به نظر میرسد و ممکن است این بشاشیت کیفیت مسری هم داشته باشد معهذا بعضی از بیماران تحریک پذیر هستند تا در حال نشئه بیمار منیک پر تحرک است و گاهی تحریک زیاد به تحلیل قوا منجر میگردد. تکلم سریع و پر حجم است. خواب بیمار شدیدا کاهش میابد معهذا بیمار احساس خستگی بدلیل کمخوابی نمی کند چون بیمار است دائم در این فکر است بداند دیگران چکار میکنند و با کی ارتباط دارند دائم از خود مشکوک است. میل جنسی افزایش یافته و رفتارهای نسنجیده و بدون مهار بدنبال می آورد. عقاید بزرگ منشانه شایع است و خیال میکند فردا دیگر با یک مصاحبه با یک رادیو رهبر بشود و بعدش ریئش جمهور. بیمار افکار خود را بدیع نظراتش را مهم و کارش را برجسته میداند. بسیاری از بیماران ولخرج شده و بدهی بالا می آورند و بعضی دیگر پول پرست و حسود هستند به زندگی دیگران. زمینه های فکری بزرگ منشانه گاهی به هذیان مبدل می شود مثل بدگوی پشت سر دیگران و هذیان گوئی های دیگر این افراد به هیچ عنوان مرز را نمیشناسند. ممکن است بیمار باور کند پیشوا است و ماموریت دارد که زمامداران امور را در مسائل مهم راهنمائی کند.

هذیان گزند و آسیب و توهمات هماهنگ با خلق نیز ممکن است مشاهده شود که فرد خود از خود بی خود است بدنبال کسی است تا علیه او بدگوئی کند. گاهی این بیماران خود را برای مدتی کوتاه بخصوص وقتی که صحبت از درمان و بستری شدن به میان می آید کنترل می کنند که نکند به تفکر بزرگ آنها لتمه وارد بشود تفکری هیچ و پوچ. هنری مودزلی این موضوع را بخوبی شرح داده است. وضعیت بیمار مبتلا به مانی که هنوز بیماریش به اوج نرسیده است به وضعیت شخص مستی میماند که هنوز به مرحله سیاه مستی نرسیده است. بیمار ممکن است با سعی و اراده خود افکار پراکنده اش را جمع کرده و اعمال غیر منطقی خود را متوقف سازد و برای مدت کوتاهی با متانت و منطق صحبت کرده و در شخص بی تجربه امیدهای اشتباهی بوجود آورد.

در سبب شناسی این اختلال عوامل ارثی و تجارب کودکی و یا شاید در زمان کودکی مورد تجاوز قرار گرفته باشد به عنوان زمینه ساز اختلال خلقی در بزرگسالی عوامل استرسزا به عنوان برانگیزنده اختلال و عوامل روانشناختی و بیوشیمیائی به عنوان راهی برای تاثیر عوامل زمینه ساز و بر انگیزنده مطرح شده اند.

حمله های مانی غالبا عود کننده است و ممکن است دوره های افسردگی نیز در فواصل آن مشاهده شود اختلال خلقی دو قطبی در درمان و پیشگیری این اختلال امروزه از لیتیوم به وسعیت استفاده میشود.

از ریشه لاتین به معنی جنون خمری حالتی ناشی از تفکر توهمگرا و دور از حقیقت  با تحریک فوق العاده که ممکن است به اقدامات خشونت آمیز منجر شود و باز به سبب مصرف الکل. چنین حملاتی در افراد مستعد با مقادیر نسبتا تفکر وسواسه نیز پدید می آید.

مانی نوجوانی. اختلالات منیک دپرسیو قبل از بلوغ نادر است و کمکم با رشد او این مرض رشد میکند اما در ضمن نوجوانی میزان بروز آن افزایش میابد. بر عکس باورهای قدیمی امروزه تصور می شود که مانی و اختلالات دو قطبی در نوجوانها شایع است. از مطالعه بر روی افراد بالغ به نظر میرسد که نخستین دوره های این اختلال ممکن است در نوجوانی بصورت رفتار نابهنجار تظاهر نموده و تشخیص داده شود.  بلی این افرادی که دست به لجنپراکنی علیه دیگران میزنند در اصل با این امراض که در بالا من به آن اشاره نمودم مبتلا هستند.  این میتواند که بروز زمان کودکی باشد که خیلی سخت است این افراد از این امراض روانی نجات داد بدون همکاری خود با روانکاو قابل رفع نیست. بلی چه انسانی دست به ترور شخصیت میزنند من در این باره توضیح دادم باز هم توضیح خواهم داد در این باره. در عراق به کودکان این طایفه که این فرد از آنها است عربها بهشان تجاوز میکردند این کار را با این نیات انجامیدادند تا در امان باشند خود این خیلی سخت است برای یک نوجوان امروز که بزرگ شده است آن حالت را فراموش کند. خوب در روانشناسی مرزی وجود ندارد تا چیزی را سانسور بشود. بر همین اساس است که من به همه چیز اشاره نموده ام.  باز در باره ترور شخصیت انسان از زوایه ی دیگر ترور شخصیت از ناحیه ی نژاد پرستی مثل یک پناهنده که به یک کشور اروپایی پناهنده بشود خوب این فرد اگر زرنگ باشد مطمئن باشید مورد آزار ترور روحی و روانی قرار خواهند گرفت چرا چون افراد این کشورها حاضر نیستند که کسی بالاتر از اینها بلد باشد و یا قدرت زانستی ویی از دیگران بیشتر باشد.  بر همین اساس ویی را با انواع شیوه مورد ترور روحی و روانی قرار میدهند و اگر در این راه پیروز شدند ویی را به قتل میرسانندو بعدش اعلام میکنند که او خوکشی نموده است جنایت علیه بشریت به همه انواع صورت میگیرد. سیاستمدار نژادپرست یک مرض مزمن است اگر هر تفکری که به افراط گرایده بشود به مرض تبدیل میشود مثل مرض روانی دگماتیک و یا هیستریک دگماتیک مبتلا میشود خود بعدش مزمن میشود دیگر قابل کنترل نیست برای مثال مذهب میتواند یک مرض مزمن باشد چرا چون مذهب قاتل انسانها است فرقی نمیکند کدام مذهب باشد به تاریخ هر مذهبی نگاه کنید پر از جنایت علیه بشریت است. مسیحی علیه اسلام و اسلام علیه مسیحیت یهودی علیه مسیحیت و مسیحیت علیه یهودیت و اسلام علیه یهودیت و یهودیت علیه اسلام  همه و همه پر از جنایت علیه بشریت است.  در این کشورها اول منزوی کردن فرد بعدش قتل او و بعدش اعلام میکنند که بر اثر یک مرض روانی خودکشی نموده است.

و بعضی از این ترورهای روحی و روانی و یا ترور شخصیت انسان بر اساس حسادت صورت میکیرد و اگر در ایران باشد دیگر بی حد است.

در این باره در باره ترور روحی و روانی ادامه دارد و در آخرش این به یک کتاب برای تاریخ به چاپ میرسد.

11/3/2007 اسماعیل قادری سوئد

 روز یکشنبه یازده مارس دو هزار و هفت
//////////////////////////////////////

امروز کسی که اسم خودش گذاشته است سردار و آ پی این شخص به این شرح میباشد .

sardar12@yahoo.com.co
 
  ISLAMIC REPUBLIC OF IRAN IP:217.219.223.70
شنبه 19 اسفند 1385

نوشته است که من قبلا اعضای مجاهدین خلق بوده ام اما خود این شخص فراموش نموده است که خودش و پدرش زمانی سربازان ایرانی را با سربریده تحویل حکومت بعث میدادند من به هیچ عنوان عضو و یا اعضای مجاهدین نبوده و نیستم و هرگز با چنین تفکری سازگار نبوده و نیستم من یک انسان چپی هستم و تفکر من در نوشتهای من دیده میشود من میدانم که شما کی هستی .  بلی شما در ایران هستی

راستی من خودم خوب میدانم که زنان در مریوان کدامشان راه حق را در پیش گرفته است و کدامشان نگرفته است نیاز نیست شما اتهام عضو بودن مجاهدین به من بزنی کسانی که این اطلاعات به شما داده اند سخت در اشتباه هستند عزیز من حالا خوب میدانم شما کی هستی و کجا بر سر میبرید. من به هیچ گروه و یا سازمانی توهین نمیکنم اما تفکر من در چهارچوب یک سازمان مذهبی به هیچ عنوان قرار نمیگیرد و من باز تکرار میکنم که به هیچ عنوان عضو مجاهدین نبوده و نیستم شما عضو بودن خودت را در اطلاعات بدنام و آدم کش ملاها آشکار نموده اید این اطلاعاتی که بدست شما رسیده است توسط انسانهای نادان و کور کوهستانی آمده است به هیج عنوان جای اعتبار نیست و نبوده است . اولأ من به هیچ عنوان با هیچ کسی در مریوان همکاری نکرده و نمیکنم و در این باره من یک کرد ناسیونالیست هستم در هر کجای این گیتی پهناور یک انسان مورد ظلم و ستم قرار گیرد من نگران میشوم و باز اگر یک کرد مورد اذیت و آزار قرار گیرد باز برای من ناراحت کننده است من بر این باور هستم با نوشتن و افشا کردن ماهیت بعضی از انسانهای بی سر و پا اعتبار خود را از دست نمیدهم  و شاید شماها که به یکدیگر حسادت دارین به اعتبار خودتان لتمه وارد کنید نه من و من در یک مقاله نوشته ام خلقیات ایرانی و روانتجاوز دیده برو آن را بخوان خود برای شما همه دردها روشن خواهد شد.

دبیرکل حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران اسماعیل قادری 

 
/////////////////////////////////

پیام  دفتر حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران بمناسبت فرارسیدن 8 مارس روز جهانی زنان. گرامی باد 8 مارس روز جهانی زنان ستمدید جهان و بخصوص زنان میهنمان ایران و میهن عزیزمان کردستان اسیر.

زنان این روز را انتخاب نموده اند تا به کوردلان و نادانان مذهبی بگویند که میان زن و مرد به هیچ عنوان هیچ فرقی وجود ندارد  زنان این روز را برای مطالبه حق طلبانه خود انتخاب نموده اند تا به کوردلان و مذهبیون کور بکویند زن و مرد هردو ترازوی جامعه هستند و به هیچ عنوان میان این دو  هیچ فرقی وجود ندارد. امروز با روز روشن به زنان انواع توهینها میشود مذهبیون زنان را ناقص العقل توصیف میکنند و با روز روشن به زنان توهین میکنند و این کلمه خودش یک نوع توهینی بزرگ است به انسان و انسانیت که مذهبیون بر زبان میآورند و زنان را تحت وحشیانه ترین اذیت و آزارهای روحی و روانی قرار میدهند آن هم تحت نام احکام خیالی و پوشالی مذهبی  مثل وعده دادن به یک کودک که اگر گریه نکند به ویی نقل و شیرینی میدهند وعده های خیالی و پوشالی بهشت خیالی و به هیچ عنوان وجود ندارد و نداشته است تو انسانی که با وعده شیرینی و نقل مؤدب باشد او را مؤدب جلو نمیدهید.و زن و مرد هردو نیاز اساسی به یکدیگر دارند و باید این نیازمندیها بر اساس مهربانی دوستی همیاری و همکاری و برابری کامل باشد مثل محبت به یکدیگر کمک به یکدیگر در تمامی امور زندگی شریک بودن در غم و شادی با هم بودن و کمک به یکدیگر در کارهای خانه دوست بودن و دوست داشتن. کوردلان مذهبی زنان را مورد ظلم و ستم قرار میدهند در سرتاسر این کیتی پهناور اما نمیدانند که علم امروزی تفکر غلط مذهبیون را رد میکند و زنان از مردان از نظر تیزهوشی تیزهوشترند و زودتر از مردان درک میکنندو میبینند. در جامعه بدون مشارکت فعال زنان در امور سیاسی و اجتماعی جامعه در حالت بلجی قرار میگیرد. مردم شریف و قدردان کردستان اسیر  در سرتاسر کردستان مردم مهاباد مردم سنه مردم مریوان بانه و بوکان و نقده و سردشت و ارومیه و کامیران و پاوه و نوسود و جوانرود و روانسر و  بخصوص مردم دلیر و شجاع کرمانشاه و مردم عزیز سنجابی و مردم شاه آباد و کرند و ایلام و سرپولذهاب و قصرشیرین امروز 8 مارس روز جهانی زنان ستمدید جهان است بخصوص زنان میهنمان که تحت نام مذهب مورد اذیتها و آزارهای مکرر قرار میگیرند و گرفته اند از سوی مذهبیون کور و خانه گمان و بی ایمان به انسان و انسانیت شما شاهد خبرهای تلخ و آزار دهنده زنان میهنمان هستی و بوده اید که هر روز در تیتر روزنامه ها قرار دارند که هر دو روز یکبار یک زن خود را قربانی نابرابریهای اجتماعی و سیاسی امروز ایران مذهب زده میکنند و دست به خود سوزی و خودکشی میزنند بلی زنان قربانی انقلاب اسلامی شدند که درزیر همین نوشته ها میخواهم پیامهای خمینی پیش از به قدرت رسیدنش برای  دید عموم قرار بدهم که در آخر میآید.

حال به پرازیم به بند و ماده های قوانین و حقوق زنان در برنامه و اساسنامه حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران.

برابری کامل میان  زنان و مردان در همه ی زمینه ها .

1= حق انتخاب کردن و انتخاب شدن با اراده خویش بدون دخالت دیگری.

2= حق تصدی هرمقام و مشارکت فعال در امور سیاسی و اجتماعی آزادانه بدون دخالت دیگری و بدون نیاز به اجازه دیگری.

3=حق انتخاب همسر دلخواه خویش بدون نیاز به اجازه پدر و یا مادر و یا برادر و یا هر کسی دیگر.

4= حق رفت و آمد و مسافرت بدون نیاز به اجازه دیگری.

5= حق برخورداری از کلیه ی امکانات آموزشی و پرورشی آزادانه با اراده خویش و بدون نیاز به اجازه دیگری.

6=حق انتخاب دلخواه خویش برای لباس پوشیدن و حق آزادانه انتخاب پوشش با اراده خویش و بدون نیاز به اجازه دیگری و یا مورد سئوال قرار گرفتن اگر چنانچه کسی آمد و از نوع لباس پوشیدن از زنان ایراد گرفت طبق قوانین آزادیهای فردی ویی را مورد محاکمه قرار خواهد گرفت هیچ کس حق ندارد به حیثیت و کرامت دیگران به هیچ عنوان توهین و یا آزادی دیگران را برهم بزند هر فرد حق دارد در سن 18 سالگی خود راه را برای آینده خویش انتخاب کند در این باره باید اگر کسی نیاز به کمک داشته باشد با مشاور اجتماعی تماس بگیرد برای حل مشکلات خود.

7= تشکیل دادگاه ویژه زنان برای بر رسی جرایم.

8= زنان حق دارند در هنگام طلاق گرفتن بچه هایشان پیش زنان باشد تا سن 18 سالگی  و باید زنانی که از همسرانشان به دلایل گوناگون طلاق گرفته اند از کمک هزینه اجتماعی برخوردار باشند و باز زنان و تمامی مردم جامعه از حق بیمه اجتماعی برخوردار باشند بدون هیچ نوع تبعضی باید کلیه افراد جامعه از کمک هزینه اجتماعی برخوردار باشند.

9= برچیدن کتابهای مذهبی و تفکرهای مخرب در مدارس و باز نویسی کردن کتابهای درسی بر اساس انسان و انسانگرا.

10= ما به هیچ عنوان هیچ مذهبی را به رسمیت نمیشناسیم و به هیچ عنوان امتیاز ویژه ای به هیچ مذهبی نمیدهیم و تبعیض میان مذاهب گوناگون را موردود میشماریم و به هیچ عنوان نهادهای مذهبی از کمک مالی دولتی برخوردار نخواهد شد و نمیشوند.

11= آموزش و پرورش بر اساس لیبرال دموکراسی و حقوق بشر  و گام عملی برای پیشبرد دموکراسی در جامعه و رعایت کلیه ی ماده های حقوق بشر سازمان ملل متحد و احترام به انسان و انسانیت.

12= درست کردن امکانات رفاه اجتماعی برای کودکان و باید کودکان تا رسیدن به سن 17 سالگی از کلیه ی امکانات اجتماعی رایگان برخوردار باشند مثل مسافرت رفتن رایگان غذا در مدارس رایگان کتابهای درسی رایگان همه چیز باید برای کودکان تا رسیدن به سن 17 سالگی رایگان باشد برخورداری از انترنت رایگان در کتابخانه ها.

درست کردن یک خانه رایگان برای کودکان بی سر پناه باید این کودکان از کلیه ی امکانات اجتماعی رایگان برخوردار باشند و منع هر گونه کار کشیدن از کودکان باید ممنوع باشد اگر کسی بخواهد و یا از کودکان کار بکشد طبق قوانین کودکان مجازات و محاکمه میشود و جرمش خیلی سنگین است اگر از کودک کار کشیده بشود و یا هر نوع سؤاستفاده از کودکان جرمش خیلی سنگین خواهند بود.

13= رعایت کامل  حقوق بشر و احترام به تکتک افراد جامعه و سر از پا نشاختن در میان مردم و ملت و باید همه از حقوق متساوی و برابر برخوردار باشند بدون هیچ نوع تبعیضی باید با یک دید به مردم نگاه کرد آن هم از دیدگاه انسان و انسانیت.

14= زنان حق دارند برای خویش همسر را انتخاب کنند و آزادانه از همسرانشان جدا بشوند بدون دخالت دیگران اگر چنانچه مردی زن خود را کتک بزند جرمش خیلی سنگین خواهد بود زندان به اضافه پرداخت هزینه کلانی که بر توان آن بر نخواهند آمد.

15= حقوق فردی هر فرد در جامعه از کلیه ی حقوق انسانی و فردی خویش برخوردار خواهد بود مثل آزادی بیان آزادی اجتماعات آزادی صنفی آزادی اتحادیه های کارگری و آزادی مطبوعات حق انتقاد کردن از دولت آزادانه اما بدون هیچ حرف توهین آمیزی در این باره باید درس و آموزش ادب و فرهنگ بکار بردن انتقاد و پاک کردن کینه توزی در جامعه و پرداختن به حل مشکلات جامعه در این باره نیاز اساسی به آموزش و پرورش سالم دارد جامعه.

16= آزادی تشکیل احزاب بر اساس قوانین دموکراسی و بدون هر نوع خشونتی ما با هر نوع خشونتی مخالف هستیم باید همه چیز بر اساس گفتگو و تبادل نظر حل و فصل بشود

همه از این حق برخوردار هستند که برای تشکیل حزب و یا هر دستجاتی آزادی باشند اما باید به آزادی دیگران لتمه نزنند و آزادی دیگران را برهم نزنند.

17= از دیدگاه ما پسر فلان شیخ و فلان خلیفه و یا فلان ملا کدخدا هیچ اعتباری ندارد هر انسانی که با توان باشد او اعتبار دارد شاید این فرد پسر یک خانواده فقیری باشد  برای ما انسان مهم است تا ارث و وارث و باید تمامی کسانی که بخواهند در امور سیاست شرکت کنند حد اقل 10 سال و تا 15 سال تجربه زندگی کار را داشته باشند و با کارگر عادی و تمامی زندگی کارگران آشنائی کامل را داشته باشند در غییر این صورت نمیتواند در امور سیاست شرکت کند و یا مسئول امور اجتماعی بشود.

18= باید تمامی کارگران از کارگر عادی خیابانی گرفته تا کارگرانی که کار رسمی دارند از یک حقوق برخوردار باشند و از ساعت 07 صبح تا 16.00 کار کنند در غیر این صورت هرکارگری بخواهند اضافه کاری کند و یا اگر کسی آمد و یک کارگر را در میدان با خود برد برای کار گردن از او اضافه کاری بکشد طبق قوانین کارگری صاحب کار جریمه میشود و باید در مقابل هر یک ساعت حق 3 ساعت به پردازد. و باید تمامی کارگران چه کارگران خیابانی و چه کارگرانی که کار رسمی دارند از حق بیمه اجتماعی برخوردار باشند برای ما و از دیدگاه ما کارگران احترام بزرگی دارند چرا چون آنها سازنده کشور و آینده هستند.

19= زنان بار دار باید هنگامی که باردار هستندو 4 ماهه شد در خانه باشند با پرداخت کامل حقوقشان و باید زنان و مردان در محیط کار از حقوق متساوی برخوردار باشند هر شرکتی و یا کارخانه ای بخواهد در میان زنان و مردان تبعیض قائل بشود در باره حقوق ماه هانه طبق قوانین برابری انسانها محاکمه میشود و اگر این کار را تکرار کند اموالش مصادره خواهند شد.

20= همه باید از حقوق متساوی و برابری کامل برخوردار باشند. و پرداخت در صدی از حقوق برای کمک به بیکاران و کسانی که توان کار کردن به هر دلایلی ندارند  و در این باره باید دولت شرکتهای بیشتر و کارخانه های بیشتر را در کشور به راه به اندازند تا مردم بیکار نباشند و کار و شغل برای مردم . در باره دانشجویان باید داشنجویان از خوابگاه رایگان برخوردار باشند و امکانات رفاه اجتماعی برای دانشجویان و کار آموزی برای داشنجویان تا با محیط و زندگی کارگری آشنا بشوند.

زند باد برابری یکسانی

سلام بر آزدی سرنگون باد تنگنظری و کوته فکری

دفتر حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران

سوئد 4/3/2007

دبیرکل حزب اسماعیل قادری

سخنرانیهای خمینی پیش از انقلاب که رژیم جمهوری اسلامی آن را پخش نمیکند و یا آن را ممنوع نموده است

سخنان خمینی در مورد آب و برق مجانی

سخنان خمینی در بهشت زهرا

سخنان گهر بار خمینی در مورد حکومت ملی

فتوای خمینی در مورد سلمان راشدی

سخنان خمینی در پاریس بخش اول

سخنان خمینی در پاریس بخش دوم

سخنان خمینی در مورد پیوستن ارتشیان به شورشیان

سخنان خمینی در مورد قانونی نبودن سلطنت پهلوی

سخنان خمینی در مورد سلطنت و حقوق بشر

سخنرانی خمینی برای ارتشیان

  

         ////////////////////////////////////

موضوع اطلاعیه در باره مسموم شدن عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان شمال(ترکیه) مردم شریف کردستان و مردم سرتاسر کردستان اسیر و مردم استان کرمانشاه شما شاید در این باره مطلع شده باشید که دولت نژاد پرست ترک رهبر حزب کارگران کردستان را مسموم نموده است و هر روز حال ویی وخیمتر میشود در این باره حزب لیبرالدموکرات کردستان ایران از تمامی سازمانها و مراجع انساندوست در سرتاسر جهان میخواهیم که برای اطمینان یک هئیت پزشکی به ترکیه اعضام کنند تا مستقیم با عبدالله اوجالان رهبرحزب کارگران کردستان ملاقات کنند و ویی را مورد معاینه ی پزشکی قرار بدهند. و در ضمن حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران این اعمال ضد بشری دولت ترک را محکوم میکنیم  و آن را یک جنایت علیه ملت و مردم کردستان میدانیم. و در این باره از تمامی ملت و مردم کردستان میخواهیم در برابر این توطئه ننگین به ایستند و این توطئه را خنثی کنند. رژیم نژادپرست ترک که قاتل 6 میلیون کرد است میخواهد مهمترین رهبر ااین ملت که در یک توطئه ای ننگین ویی را به دولت ترک تحویل دادند و در حال حاضر در زیر دست این رژیم نژادپرست بر سر میبرد با داروی کشنده ویی را به قتل برسانند دولت ترک خوب میداند که وجود بدالله اوجالان کاری آسان نیست برای سیاستمداران نژادپرست ترک ویی خطری جدی میدانند در برابر خود بر همین اساس است که دست به چنین کاری ننگینی زده اند و از راه دارو میخواهند ویی را مسموم کنند و به قتل برسانند.

ما حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران این اعمال وحشی دولت ترک را محکوم میکنیم.

سلام بر شهدای کرد و کردستان زند باد صلح و آزادی

سرنگون باد تنگنظری و کوته فگری

زند باد عبدالاه اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان بخش شمال

دبیرخانه حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران سوئد

3/3/2007
///////////////////////////////////

//////////////////////////////////

آزادی

پیام دفتر حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران( اسماعیل قادری) بمناسبت سالروز تاسیس حزب آزادی(استقلال خواه) کردستان به رهبری برادر عزیزمان کاک عارف باباجانی . دوست عزیز کاک عارف جان من میخواهم گرمترین سلامهایم و درودهایم را نثار شما دوست عزیز کنم و آرزوی موفقیت شما دارم در تمام کارهایت و مسئولیتهای که در باره خلقمان به دوش گرفته اید البته این بار مسئولیت باید بر دوش همه ما باشد در این باره موفق و پیروز باشید. و به مناسبت این روز فرخنده این روز را به شما تبریک میگویم.

من بنام خودم و بنام خانواده ام و بنام حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران این روز را به تمامی مردم و ملت کردستان بخصوص مردم شجاع استان کرمانشاه تبریک میگویم. مردم و ملت کردستان اسیر مردم بانه مریوان سنه (سنندج) مردم مهاباد و

مردم سرتا سر کردستان اسیر مردم شجاع و قیور شهرهای شرق کردستان امروز سالروز تاسیس حزب استقلال خواه کردستان ایران است و میخواهم به این مناسبت به تکتک شماهای عزیز تبریک بگویم.  مردم شجاع و نترس کرمانشاه جوانان عزیز شهر عزیزم کرمانشاه من به این مناسبت که مناسبت تاسیس حزب استقلال خواه کردستان است میخواهم با شماهای عزیز سخن بگویم شما جوانان عزیز و شجاع کرمانشاه نیاز به یک تفکر جدید و باز نیاز به یک حزب آزادی که در راه انسانیت گام برمیدارد نیاز دارید بلی خوشبختانه با تاسیس حزب استقلال خواه کردستان  این تفکر جدید محقق خواهد شد و من هم خودم یک حزب را تاسیس نموده ام بنام حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران اما در عین حال میخواهم با احزاب دیگر همکاری کنم و این را افتخار میدانم اگر توان همکاری و همیاری با احزاب دیگر میهنی کردستان را داشته باشم.  

مردم و ملت لرستان و چهارمحالبختیاری شماها هم جزوی جدایی ناپذیر از ملت کردستان هستید و دائم در باره تحولات در کردستان مراقب این قضیه هستید و بوده اید من میخواهم به این مناسبت که سال روز تاسیس حزب آزادی و استقلال خواه کردستان ایران است با شماهای عزیزم و هم میهنم سخن بگویم و به این مناسبت و  این روزفرخنده به تکتک شماها تبریک بگویم که خوشبختانه مردم و ملت بیدار لرستان هم باید در این جریانات سهمی داشته باشند شماها جزوی جدایی ناپذیر از ملت کردستان هستید. و باز در این باره میخواهم اعلام کنم که وجود تفکر گوناگون و ایده های گوناگون در کردستان مایه ی افتخار است و این به این معنا است که ما ملت کرد هم از دنیای آزاد و دموکرات جا نمانده ایم و در حال تمرین به سوی دموکراسی هستیم بلی درست است که دموکراسی به آسانی بدست نمی آید اما باید در این راه کوشش به عمل آورد و راه را برای دموکراسی هموار نمود. بلی ما ملت کرد باید در این باره هشیار باشیم و جلو آن دسته از احزابهای که منافع ملت و مردم کردستان  رازیر سئوال میبرند با جدیت جلوشان را بگیریم و اجازه ندهیم منافع خلقمان خلق کردستان زیر سئوال برده شود. بلی خوب من خودم یکی از آنهای هستم که با هشیاری مراقبت حرکات  احزاب دیگر هستم و بوده ام خوشبختانه امروز حزب حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران با صداقت پا به عرصه میدان گذاشته است و خود را برای یک رزمایش سیاسی و آن هم فقط در منافع و خواست ملت کردستان است گام برمیدارد . و ما هم افتخار میکنیم با وجود احزاب ترقیخواه و دموکرات در کردستان اسیرمان و بر همین اساس است که من اقدام به تاسیس یک حزب لیبرالیست دموکرتیک نموده ام.

من در اینجا لینک سایت حزب استقلال خواه کردستان همراه با آرمش قرار میدهم در بالا آرم و شعار حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران است که در آول پیام می آید. این هم شعار حزب استقلال خواه کردستان است که در زیر مشاهده میکنید

من این را به اطلاع میرسانم که این پیام بیشتر جنبه امتحان دارد تا یک دلبندی به همین خاطر لازم دانستم که از راه این پیام خیلی از چیزها را بدست آورم. مثل تنگ نظری و کوتهفکریاز سوی دیگران و یا در وووووو. البته در داخل بعضی از این احزابها  تنگنظری به حدی است که سخت است روشنفکران را جزب خود کنند بر همین اساس است که من دست به تاسیس یک حزب مستقل به ریاکارانه شفاف و راستگو نموده ام آن هم حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران است که همیشه در راه خواست و باب دل ملت کرد و آزادیخواهان حرکت میکند.

با درودبه روح و روان پاک شهدای کرد و کردستان

سلام بر آزادی

زند باد آزادی و دموکراسی سرنگون باد تنگ نظری و دیکتاتوری

با امید به استقلال کردستان از شرق به غرب و از جنوب تا شمال

زند باد همیاری و اتحاد و همبستگی در کردستان.

دفتر حزب لیبرال دموکرات کردستان ایران

اسماعیل قادری سوئد

11/2/2007

11 فیبرایر 2007
/////////////////////////////////////
سلام د
 

دوستان عزیزی که در راه آزادی نازنین عزیز زحمت کشیده اید من میخواهم صمیمانه ترین و گرمترین سلامهایم را نثار شما ها عزیزانی کنم که برای رهای یک انسان این همه زحمات را کشیده اید و خوشبختانه زحمات شما به ثمر رسید و همه ما را خوشحال نمود با تشکر از همه شماهای عزیزی که برای آزادی نازنین امضا دادی و امضا جمع آوری کردید با سپاس از همه شماهای عزیز . آزادی نازنین به این معنا است که انسانیت بر بریت اسلامی و مذهبی پیروز شده است تبریک به همه انساندوستانی که در این راه زحمت کشیدند که دل همه ما خوش ساختند با تشکر از وکیل مدافع نازنین که در این راه خیلی زحمت کشیدند  با سپاس از همه شما های عزیز اسماعیل قادری سوئد ۴/۲/۲۰۰۷
////////////////////////////////////////

پیام دفتر اسماعیل قادری بمناسبت 26 ریبندان سالروز کومه له.

من از طرف خودم این روز را به تمامی کادرها اعضا و هواداران و پیشمه رگه قهرمانان کومه له تبریک میگویم . باز این روز به تمامی ملت کردستان تبریک میگویم باز به تمامی انسانهای انساندوست که برای برابری و انسانیت مبارزه میکنند تبریک میگویم و کومه له معلم و آموزگار راه دموکراسی در کردستان است . مردم شریف لرستان ! مردم شریف خرمآباد و چهارمحالبختیاری شما جزوی از ملت کرد هستید و دائم منتظر تحولات در کردستان بوده و هستیدکومه له بر خلاف احزاب دیگر دائم مسائل از راه دموکراتیک حل و فصل میکند اما متأسفانه احزاب دیگر در این عصر و در این قرن مدرن دارند با چماق و چماقداری سیاست خود را دنبال میکنند از چاقو کشی گرفته تا برادر کشی. بلی اما من در این باره مطمئن هستم که ملت و مردم کردستان ضد هر نوع چماقداری ای هستند و خود را از خشونت دور نگهمیدارند همه میدانند که خشونت راهش کوتاه است آن هم خشونت علیه یکدیگر که خدمت به دشمنان خلق کرد میکند ما ملت کرد باید یک صدا و یک دست برای مقابله با دشمنان خلقمان به ایستیم  تا دست دشمنان خلقمان در کردستان برای همیشه کوتاه کنیم. بگذارید ایده ها و تفکرها متفاوت باشند اما سروری خاک مهینمان کردستان باید بالاتر از هر چیز دیگر باشد. و باز باید انسان کرد هم قدر داشته باشد در دید ما. در بعضی از کشورهای اروپایی اختلاف نظرها زیاد است اما بعد از گفتگو و مناقشه همه با هم کافه میخورند و با هم لبخند میزنند ما باید از آنها درس بگیریم و یاد بگیریم چطور باید با روزگار امروزی برخورد نمود. ما ملت کرد تا زمانی که یک دست و یک صدا نشویم نمیتوانیم به اهدافمان برسیم همین که جناب آقای عارف باباجانی اعلام میکند که او به عنوان یک نفر حاضر است برای دفاع از خاک کردستان به صفوف پیشمرگان به پیوندد برای مقابله با نژادپرستان تورک این مایه ای افتخار است و من خودم حاضر هستم برای دفاع از خاک کردستان به صفوف پیشمرگان به پیوندم. خوب این مایه ای افتخار است برای من اگر از خاک کردستان دفاع کنم.

ما باید از آن کارهای که ناشایسته است دست برداریم به هیچ عنوان به یکدیگر بدگوی نکنیم بدگوی فقط به نفع دشمنان خلق کرد است اگر این کار ادامه یابد مطمئن باشید که دشمنان ملت کرد از این کار خوشحال میشوند تا کی ما باید زیر دستی و تو سری را قبول کنیم. باید بیدار بشویم و به کرد و کردستان به اندیشیم و اختلاف نظرها و تفکرهای متفاوت به معنای دموکرات بودن است و ما باید قبول کنیم که همه انسانها یک رنگ فکر نیمکنند و باید ما از امروز به تمرین دموکراسی دست بزنیم تا آینده ی روشن و درخشانی را داشته باشیم.

من به دکترهای عزیز در کردستان درخواست میکنم بیشتر به مسائل روانی توجه کنند و در این باره آموزش روانکاوی را به بینند و تا بتوانند ملت را رو به سلامتی سوق بدهند همه میدانند که دولتهای که کرد در آنها زندگی میکنند دولتهای دیکتاتوری و پلیسی هستند خوب این هم بر مسائل روحی  روانی این ملت ستمدیده اثر میگذارد کنترلهای پی در پی در کردستان اسیردستگیریهای خودسرانه کشت و کشتارهای پی در پی در کردستان  باید گفت ملت کرد همچون ملتهای دیگر ستمدیده خلقهای روانتجاوز دیده هستند. و در این باره مکتب زیگموند فروید خیلی مهم است برای تحقیق در باره زندگی در میان این ملتهای ستمدیده فقر بدبختی نداری تنگ دستی بیکاری اینها همه بر روح و روان مردم اثر گذار هستند.

چه چیزهای اثر مخرب دارد در روحی و روان مردم؟

1= مسائل اقتصادی مثل بیکاری نداری نبودن رفاه و عدالت اجتماعی اینها همه اثر گذار هستند.

2= نبودن آزادی و نبودند شغل و تضمینهای اجتماعی و وجود نظامهای دیکتاتوری و پلیسی خیلی اثر گذار هستند

3= تبعیضهای پی در پی در جامعه دیکتاتوری مذهب اجباری و حجاب اجباری خیلی تاثیر گذار هستند در زندگی روزمره مردم سرکوب و خفغان پی در پی کشت و کشتار دستگیریهای خود سرانه روزمره همه و همه.

یکی از آنهای که اثر مخربی در زندگی و درهم پاشیدن خانوادها دارد فقر و تهی دستی است.

برای مبارزه با فقر و نداری در کردستان نیاز به تاسیس یک سازمان خیری بدون وابستگی به هیچ جریان و دور از سیاست حزبیگری باشد برای کمک رساندن به فقرای کردستان فرقی نمیکند کدام بخش از کردستان باشد باید این سازمان در سرتاسر کردستان نماینده های را داشته باشد تا به مردم بیدفاع کردستان کمک برسانند ما که در اروپا و کشورهای آمریکا زندگی میکنیم هر چی در توان داشته باشیم پول را به شماره حسابهای مذکور واریز کنیم تا با فقر و نداری در کردستان مبارزه کنیم. در این باره باید شماره حسابهای اعلام بشود تا مردم هم بتوانند کمکهای انساندوستانه خود را به این شماره حسابها واریز کنند.

یک خانم در مریوان که از یک همسایه دیدن میکند میبیند که مادر به خاطر نداشتن پول آب و شکر به بچه شیرخوارش میدهد خوب این وجدانها را میازارد یک خانواده در کرمانشاه بخاطر نداشتن پول و ندادن کرایه خانه صاحب خانه اساس و وسایل انها را به بیرون میریزد و چند ماه هی در زیر پلاستیک زندگی میکنند در بیرون در شهرکه دولت آباد و در اثر سرمای زیاد بچه شان جان میسپارد.

در سنندج بخاطر نداشتن پول و بخاطر مریض بودن شوهر یک زن دست به خود فروشی میزند و این مسایل را برای مردی که قرار بوده خود را به وی بفروشد تعریف میکند و این مرد هم به این خانم بیچاره و بدخت روانتجاوزدیده روحی سرکوب شده را ناجوانمردانه به خانه میبرد در آخرش هیچ پولی به وی نمیدهد و وی را بیرون میکند از خانه بعد از سوداستفاده اش از آن خانم.

در این جامعه کهنه پرست و مذهب زده هیچ حسابی برای زنان نمیشود و زنا ن را ضعیفه و ناقصالعقل معرفی میکنند و مثل بره زنان را خرید و فروش میدهند بلی این است روحی سرکوب شده و دنیای خرافات زده.

در استان کرمانشاه روانسر یک خانواده تهی دست مجبور میشوند تا دختر 12 ساله اشان را به یک مرد 52 ساله بدهند چرا چون این مرد پولدار بوده است خوب اگر در این کشور بود ویی را پیدوفیل معرفی میکردند و این مرد جنایتکار را مجازات مینمودند.

باز در شهر جوانرود یک خانواده یک دختر 14 ساله را به یک مرد 40 ساله میدهند و وی را مجبور میکنند تا با مردی ازدواج کند که هم سن پدرش باشد از آنچه لزت جوانی است محروم بشود در نهایت در 23 /12/2006 این دختر بدبخت دست به خودکشی میزند و خود را به جهنم کهنه پرستان و خرافات زده ها می اندازد. بلی این است اصول مذهب و خرافات.

نبودن آگاهی کافی برای تربیت بچه ها و دروغ گفتن با بچه باعث میشود که بچها را غییر جدی به بار آیند و جامعه را ناسالم کنند.

باز بخاطر فقر و نداری باعث میشود که جوانان دست به فروش اعضای بدن خود بزنند و کلیه های خود را بفروشند بلی برای مشاهده این فیلم لینک زیر را کلیک کنید.

فیلمی از فروش کلیه

بلی این است هدیه ی انقلاب اسلامی به ملت و مردم ایران. فقر بدبختی نداری بیکاری  اما سیاستمداران رژیم ایران ملیاردها دلار در اختیار سازمانهای تروریستی قرار میدهند در حالیکه مردم ایران در زیر خط فقر و بدبختی مینالند 172 میلیون دلار برای مقتدا صدر روحانی تندرو عراقی 150 میلیون دلار برای حماس 250 میلیون دلار برای حزبالله لبنان میلیونها دلار برای جاسوسان و عوامل اطلاعاتی در کشورهای دنیا بلی اما این رژیم دلشان بحال مردم و ملت ایران هرگز نمیسوزد و یک روز نیمروند تا از نزدیک زندگی مردم را مشاهده کنند چه درد و رنجی دارند میکشند.

فقر و فلاکت هدیه ی ایت الله ها به ملت ایران است.

در کردستان خانوادهای هستند که به نان شب محتاج هستند.

زندگی کارگران خسته که دستهایشان پینه خورده است هر روز برای کار کردن به میدانها میروند اگر هم کاری گیرشان بیاید اگر کار گیرشان نیامد باید شبش با شکم گرسنه و تنی کوفته و خسته سر را روی بالشتی بگذارند که هزار و یک پینه را خورده است از پارچه های قدیمی و کهنه شده است. باید برای تسکین کردن بچه هایشان از همسایه ها نان را قرض کنند  این است زندگی مردم  در کردستان اسیر.

در کردستان بخش شمال که در چند روز پیش در تلویزیون پخش شد یک مرد که با خرید و فروش مشغول بوده است توسط نیروهای تروریستی فاشیستی تورکها کشته شده است زنش هم میگفت او فقط 7 بچه کوچک دارد توان تامین کردن زندگی بچه هایش را ندارد آیا این آزاردهنده نیست؟ خوب چه باید کرد در این باره؟ ما باید مسائل اصلی را در نظر بگیریم.

در روانشناسی و تحقیقات در باره خلقیات ایرانی آمده است ما ایرانیها به کارهای غییر ضروری خیلی اهمیت میدهیم اما کارهای ضروری را به فراموشی میسپاریم.

همین است که باعث شکست در زندگی ما میشود.

من در این باره اعلام میکنم که باید برای درس انسانگرائی باید تمامی کتابهای خرافاتی و غییر انسانی در مدارس کردستان بر چیده بشود تا جوانان و بچه های شیرین کردستان را سالم و انسانیت به بار آیند.

در باره آزادی نازنین فاتحی  در روز جمعه مورخ 2/2/2007 نازنین فاتحی از زندان آزاد شد با سپاس از خانم پ عزیز برای این خبر خوشی که به من داد..

و از طرف خودم از تمامی کسانی که برای آزادی این انسان امضا حمع اوری کرده بودند و تمامی کسانی که برای آزادی نازنین امضا داده بودند بی نهایت تشکر کنم و باز از وکیل مدافع نازنین بی نهایت متشکرم..

با سپاس ار لطف همه انسانهای انسان دوست.

زند باد آزادی و برابری

سلام بر روح و روان شهدای کرد و کردستان که مخلصانه برای آزادی کردستان اسیر خون خود را فدای کردستان اسیر نموده اند.

درود بر انسانیت زند باد انسان و انسانیت. سر نگون باد دیکتاتوری و خرافات.

اسماعیل قادری سوئد

3/2/ 2007

روز شنبه
////////////////////////////////////

پیام دفتر  اسماعیل قادری بمناسبت سالروز جمهوری کردستان به رهبری پیشوای تاریخی کرد و کردستان قاضی محمد همیشه زنده. من بنام خودم و حزب لیبرالدموکرات کردستان ایران این روز مقدس را به تمامی ملت و مردم کردستان تبریک میگویم بخصوص راه روان راه پیشوای تاریخی و ملی و میهنی کردستان زند یاد قاضی  محمد و یارانش راهشان پرفتوح باد.

از آن زمان تا بحال دولتهای کور که سران این دولتها به جنون ضد کرد مبتلا هستند میخواهند و خواسته اند از راه نظامی و سرکوب و کشت و کشتار با ملت ستمدید کرد برخورد کنند و میکنند. از آن زمان تا بحال جان میلیونها انسان را گرفته اند و فرزندان رشید خلقمان را بشهادت رسانده اند و هنوز دریای خون شهیدان راه کردو کردستان در گوشه و کنار میهن اسیرمان کردستان ادامه دارد. و امروز با ثمر خون شهدای کرد و کردستان گوشه ای از کردستان آزاد شده است و دشمنان خلق کرد با انواع توطئه های کور و ضد انسانی و حتی تهدید علنی علیه ملت مظلوم کردستان دست میزنند این همان کسانی هستند که تفکر فاشیستی دارند و مبتلا به جنون ضد کرد شده اند.

ما دو نوع جنون داریم جنون ضد یهود و جنون ضد کرد.  آنهای که مبتلا به جنون ضد یهود هستند در عین حال مبتلا به جنون ضد کرد هم هستند.

شهدای کردستان نه که در کردستان بلکه در قلب اروپا ما کردها شهید داده ایم شهید دکتر عبدالرحمان قاسملو شهید عبدالله قادری شهیددکتر صادق شرفکندی در آلمان و اتریش و کردستان هزاران شهید از اعضای کومه له سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان بخش شرق و هزاران شهید از اعضای حزب دموکرات کردستان ایران و هزاران شهید در سیاه چالهای رژیم دینی ایران هزاران شکنجه شده چندین شهید از اعضای اتحاد میهنی کردستان به رهبری حسین یازدانپناه  و هزاران زندانی سیاسی در کردستان اسیر هزاران شهید در کردستان بخش شمال هزاران شهید در کردستان بخش جنوب . بلی این جانیان ضد بشر به انسانها رحم نمی کنند.

بنابر خبری که به ایمیل بدستم رسیده است از ایران احمدیژاد در کردستان با فرماندهان سپاه پاسداران در یک نشست مخفی دستور داده است که نیروی تروریستی انتظامی رژیم آزاد است به هر کسی که مشکوک باشد در کردستان تیر اندازی کنند و آنها را به قتل برسانند.

یعنی دستور قتل عام کردها را صادر نموده است احمد دیوانه که به جنون ضد کرد و ضد یهود مبتلا است.

در نهایت بنام خودم و خانواده ام  و حزب لیبرالدموکرات کردستان ایران این روز مقدس را به تمامی ملت کرد تبریک میگویم و آرزوندم روزی برسد که هیچ احدی به هیچ عنوان دیگری را نیازارد.

زند باد فدرالیسم زند باد آزادی و انسانیت سر نگون باد دشمنان انسان و انسانیت.

سلام بر روح و روان پاک شهید برزگ کرد و کردستان پیشوای ملی و میهنی زند یاد قاضی محمد سلام بر روح و روان پاکش و راهش پر فتوح باد.

سلام بر روح و روان پاک شهدای کرد و کردستان که مخلصانه برای آزادی و استقلال کردستان خون خود را نثار این خاک نموده اندراهشان پرفتوح باد.

سلام بر زندانیان سیاسی .

دفتر اسماعیل قادری

21/1/2007


پیام حزب لیبرال دموکرات کردستان بمناسبت سالروز شهادت پیشوائی ملی و میهنی


پیام حزب لیبرال دموکرات کردستان بمناسبت سالروز شهادت پیشوائی ملی و میهنی کردستان  ما به این مناسبت به اعضای خانواده قاضی و راه روان راه قاضی محمد همیشه
 زند تسلیت میگویم .  بلی قاضی محمد و یارانش در این روز به شهادت رسیدند. بلی زند یاد قاضی محمد همیشه زنده در میان ملت ستمدید کرد در کردستان اسیر.

در تاریخ 10 فروردین برابر با 10 خاکه لیوه پیشوای ملی و میهنی کردستان و ریئس جمهوری کردستان توسط رژیم محمد رضا شاه اعدام شد و به شهادت رسید.

مردم شریف سرتاسر کردستان اسیر و مردم مهمان نواز لرستان چهارمحال بختیاری امروز سالروز شهادت زند یاد پیشوائی ملی و میهنی کردستان قاضی محمد است که توسط اشغالگران در این تاریخ به شهادت رسید راهش پرفتوح باد.

بلی همیشه اشغالگران برای نابودی این ملت مظلوم سران ما را به شیوه ای غیر انسانی اعدام نموده اند و یا به طور غیر انسانی و غیر اخلاقی سران ما را ترور نموده اند بلی دولتهای منطقه به هیچ عنوان به دموکراسی باور نداشته و ندارند هویت  این ملت ستمدید را ممنوع نموده اند بلی زبان مادری هر انسان یعنی هویت او وقتی از من سئوال میشود که کجای هستم من باید هویت خود را معرفی کنم یعنی کرد هستم مگر میشه انسان را از هویت خویش محروم نمود؟

هویت یعنی زبان مادری وقتی کسی میآید و از هویت آلمانی حرف به میان می آورد باید اول زبان آلمانی بلد باشد و یا اگر کسی می آید میگوید سوئدی هستم باید زبان سوئدی بلد باشد  وقتی با زبان سوئدی خوب حرف زد آن زمان میتوان گفت هویت او سوئدی است البته منظور من فقط یاد گرفتن زبان نیست منظور من زبان مادری آن فرد هویت او است.

بعدش فرهنگ آداب رسوم و آخرش میرسد به لباس و نوع لباس پوشیدن.

خوب برگردیم به قضیه ی اصلی همان سالروز سهادت قاضی محمد ریئس جمهور کردستان است.

بلی رژیم شاه که در این فکر بود با اعدام پیشوائی تاریخی کردستان شاید صدای آزادیخواهی را در کردستان خفه کند اما در این فکر نبود که هزاران قاضی در راه است و خواب و خیال دشمنان خلق را برهم خواهند زد.

رژیم بعث گوربگور شده در عراق دست به هرکاری  که بتواند این ملت را از بین به برد زد و تمام کوشش خود را به کار برد و هزاران زن کودک نوجوان پیر و بچه شیر خوار را زند به خاک نمود اما آخرش خودش به آن گوری افتاد که فکرش هرگز در ذهنش نبود و تصورش نمیکرد. 182000 انسان را سر به نیست کرد هزاران نفر را با گازهای بیولوژیکی و شیمیائی از بین برد اما این ملت دست از مقاومت مشروع خود برنداشتند و تا آخرش در برابر دیکتاتور ایستادند و بازماندگان این قربانی شاهد محاکمه های سران رژیم گوربگور بعث بودند. در ایران هم همچنین رژیم محمد رضا شاه با ملت ستمدید کرد بیرحمانه برخورد مینمود و صدای همه را خفه نموده بود اما او هم در سال 1357 از ایران فرار نمود بعدش روانی شد و بعدش سر زلت را به زیر خاک برد و نظام پوسیده دیکتاتوری شاهنشاهیش را به زیر خاک برد. در خوابهای زمانی که خود را شاه شاهان میدانست بزرگبینی این شخص به مانی تبدیل و بعدش ویی را به زیر خاک برد. او هم قاتل دو رهبر بزرگ در کردستان بود در سال 1974 رژیم شاه با عراق یک پیمان در الجزایئر امضا نمودند و در آن اتفاق شده بود تا مبارزه بر حق ملت ستدید کرد را سر به نیست کنند و توانستن با حیله های همیشگی خودشان پدر کردان را به شهادت برسانند و به آمریکا فرستادند برای مداوا بعدش خود محمد رضاشاه شخصأ یک پزشک ایرانی را به آمریکا اعزام نمود و ملا مسطفئی بارازانی را به شهادت رساندن خوشبختانه امروز فرزند مبارز پدر کردان ریئس جمهور کردستان است اما دشمنان و کسانی که دستشان در جنایت علیه ملت ستدید کرد بوده است به کشورهای دیگر متواری شده اند و بازگشت آنها هرگز امکانپذر نخواهد شد.

در سال 1999 در یک توطئه ی ننگین بزرگترین رهبر کردان بخش شمال را به دولت نژاد پرست ترک تسلیم نمودند و در حال حاضر وی را مسموم نموده اند رژیم ترک همیشه دشمن بزرگ این ملت ستدیده بوده و هست و رژیم نژادپرست ترک قاتل 6 میلیون کرد در کردستان است. در ایران که در رژیم ملاها هم دستکمی از رژیمهای دیگر نداشته اند و علیه ملت ستدید کرد دست به جنایت زده اند و هر روز ما شاهد خبر کشته شدن جوانان کرد به دست نیروهای تروریستی انتظامی رژیم هستیم بازداشتهای خودسرانه اتهامهای بی پایه ی و اساس دستگیریهای خود سرانه وارد حریم خانوادها شدن آزادی مردم بر هم زدن و طرح دیگر رژیم ایران معتاد کردن جوانان کردستان است در زمان شاه خمینی و دارو دستهای او از فساد در رژیم شاه شکایت داشتند اما با به قدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی مواد مخدر 100 برابر شد در ایران بخصوص در میان جوانان البته ناگفته نماند خود ریئس مصلحت نظام هاشمی رفسنجانی یکی از بزرگترین تجارهای مواد مخدر است حتی اینها به کشورهای دیگر مواد مخدر صادر میکنند مواد مخدر اسلامی و هدیه ی آیت الله ها به ملت ایران و به خصوص به جوانان ایران. رژیم ایران هم همچون رژیم بعث علیه ملت کرد جنایت نموده است و خلخالی جنایتکار را به کردستان فرستادند در سال 1358 و در کردستان دست به قتلعام ملت ستمدید کرد پرداختند و هزاران کرد را به قتل رساندند و یا به سیاه چالهای این رژیم واپسگرا افتادند و بعدش به شهادت رسیدند.

رژیم سوریه هم همچون رژیمهای اشغالگر دیگر هنوز شناسنامه را به کردان آن کشور نداده است بر این اساس شناسنامه را به کردان نمیدهد و یا نداده است این رژیم یک شرط دارد آن هم این است باید مردم ستمدید کرد هویت خود را تغیر بدهند تا به آنها شناسنامه داده بشود در سال گذشته نزدیک به 300 نفر در آن کشور به قتل رسیدند توسط رژیم بعث سوریه.

در چند روز پیش در رادیو سوئد پ 1 یک برنامه جالب پخش شد تحت نام تجارت با  انسانها  در این برنامه با یک عراقی مصاحبه شد که خود شاهد ماجرا بود. گوینده رادیو سوئد از او سئوال نمود. آیا اینهای که قاچاقچی هستند چه کسانی هستند؟ او جواب داد اول آنها را به ایران بردند بعدش از راه ایران به ترکیه منتقل نمودند در اره چشم ما را میبستند نمیگذاشتند بدانیم چه کسانی هستند اما من که چشمم خوب بسته نشده بود از زیر چشم یکی و دو نفر را دیدم که از اطلاعات دولت ایران بودند در سر مرز یعنی 4 کیلومتر مانده بود به مرز همه را پیاده کردند و رفتن دنبال و به ویی در جلو چشم همه تجاوز نمودند و بعدش به ما گفتند اگر در این باره برای کسی تعریف کنیم در هر جای دنیا باشیم کشته میشویم خوب من خیلی میترسم.

گوینده رادیو سوئد دوباره سئوال نمود گفت خوب دیگر چه بر سرتان آمد؟

او جواب داد گفت دیگر ما را سوار کردند در یک اتاق کوچک در حدود 14 ساعت در راه بودیم بعدش ما را پیاده کردند و من دیگر از نمیتوانم توضیح بدهم. و گفتگو را تمام کردند.

بلی اطلاعات دولت ایران دست به هر کاری میزند از قاچاق انسان گرفته تا پخش مواد مخدر زیر نام دیپلماتی به اروپا.

خوب برگردیم به سالروز شهادت بزرگ مرد تاریخ کرد و کردستان قاضی محمد همیشه زنده.

ما تکرار میکنیم. قاضی محمد کسی بود که دلسوز ترین مرد و رهبر در تاریخ کردستان است برای ملتش کسی بود که به او پیشنهاد شد تا کردستان را ترک کند و به اتحاد شوروی برود اما قاضی محمد گفت اگر من به روسیه بروم رژیم شاه برای انتقام جان خیلی از هم میهنانم را میگیرد و شاید هزاران کرد را کشته بشوند نه من تا آخر در اینجا میمانم خود را فدای این ملت ستمدید میکنم و خود را در این راه همراه با یارانش فدای ملت مظلوم کردستان نمود.

به این مناسبت روز تاریخی حزب لیبرال دموکرات کردستان  به تمامی بازماندگان خانواده قاضی محمد بزرگ مرد تاریخ کردستان و راه روان راه قاضی تسلیت میگویم .

سلام بر قاضی محمد پیشوائی ملی و میهنی کردستان و سلام به یارانش

سلام بر روح . روان پاکش

زند باد کرد و کردستان

سلام بر شهیدان راه کرد و کردستان

سلام بر انسانیت درود بر روح و روان شهدای انسان و انسانیت.

اسماعیل قادری دبیرکل حزب لیبرال دموکرات کردستان

برابر با 10/1/2707 کردی
/////10/1/1386
 ////////////////////////////////////////////////////////

آرم حزب لیبرال مورات ردستان

چالاکێکی مافی مرۆڤ له‌ کوردستانی

 رۆژهه‌ڵاتی حوکمی زیندانیکردنی به‌سه‌ردا سه‌پا


Peyamner زینه‌ت بایزیدی ئه‌ندامی چالاکی مافی مرۆڤ له‌ رێکخراوی پاراستنی مافی مرۆڤی کوردستان، به‌ تاوانی بڵاوکردنه‌وه‌ی درۆ و به‌زاندنی سنوور، حوکمی شه‌ش مانگ زیندانیکردنی به‌سه‌ردا سه‌پا.    
رێکخراوی پاراستنی مافی مرۆڤی کوردستان له‌ به‌یاننامه‌یه‌کدا بڵاویکردۆته‌وه‌ که‌ زینه‌ت بایزیدی ئه‌ندامی چالاکی رێکخراوه‌که‌یان له‌ شاری مهاباد به‌ تاوانی بڵاوکردنه‌وه‌ی درۆ و پروپاگنده‌ دژ به‌ کۆماری ئیسلامی و چوونه‌ده‌ره‌وه‌ی وڵات به‌ شێوه‌ی نایاسایی، دوێنێ (دوو شه‌ممه‌) له‌ لقی دووی دادگای شاری مهاباد به‌ بێ ئاماده‌بوونی پارێزه‌ره‌که‌ی، حوکمی شه‌ش مانگ زیندانی کردنی به‌سه‌ردا سه‌پاوه‌."
رێکخراوی ناوبراو له‌گه‌ڵ ناڕه‌زایی ده‌ربڕینی سه‌باره‌ت به‌م بڕیاری دادگای مهاباد، داوای کردووه‌ بڕیاره‌که‌ هه‌ڵبوه‌شێندرێته‌وه‌.

گیراوی دۆزی پ.ک.ک، بۆ پشتیوانی له

 ئۆجه‌لان، مانگرتن له خواردنیان ده‌ستپێکرد

 120 گیراوی دۆزی پ.ک.ک له گرتووخانه‌ی تیپی "ف"ی سه‌نجان، به مه‌به‌ستی پڕۆتیستۆکردنی هه‌وڵی ژه‌هرخواردکردنی ئۆجه‌لان و ناڕه‌زایه‌تی به‌رانبه‌ر وه‌زاره‌تی دادی تورکیا، مانگرتن له خواردنیان ده‌ستپێکرد.

به مه‌به‌ستی پرۆتیستۆ کردنی وه‌زاره‌تی دادی تورکیا له‌مه‌ر ڕانه‌گه‌‌یاندنی به‌ڵگه‌ و زانیاری ڕاسته‌قینه‌ سه‌باره‌ت به ژه‌هرخوارد کردنی عه‌بدولا ئۆجه‌لان، 120 گیراوی دۆزی پ.ک.ک، له لقی دووی گرتووخانه‌ی تیپی‌"ف"ی سینجان، له ڕێکه‌وتی 15ی مارته‌وه، مانگرتن له خواردنیان ده‌ستپێکردووه و هه‌روه‌ها له‌م ڕێکه‌وته‌وه، زانرا که گیراوان، خواردنی ده‌رمانیشیان ڕاگرتووه.

گیراوانی دۆزی پ.ک.ک له‌م گرتووخانه‌یه‌ له کاتی دیتنی پارێزه‌رانیان دا، وێرای ڕاگه‌یاندنی ئه‌م هه‌اڵه، ده‌ڵێن که له گرووپی 6 که‌سی دا و هه‌ر گرووپه‌ی به نۆبه، 3 ڕۆژ مان له خواردن ده‌گرن و تا کاتی ڕاگه‌یاندنی ڕوونکراوه‌یه‌کی ئاشکرا و ڕاسته‌قینه‌ سه‌باره‌ت به ڕه‌وشی ته‌ندروستی ئۆجه‌لان، ده‌ست له‌م چالاکیه‌ی خۆیان هه‌ڵناگرن و ئه‌گه‌ر کێشه‌که ڕوون نه‌بێته‌وه، به گشتی ده‌چنه ناو پۆزیسیۆنی مانگرتن له خواردنی بێ کۆتایی.

کوردێک بوو به‌ قاره‌مانی جیهان

وه‌رزشوانی کورد عیسمه‌ت بۆزتان له‌ پێشبڕکێیه‌کانی "تای بۆکس" له‌ ئه‌ڵمانیا له‌ وه‌زنی 91 کیلۆدا بوو به‌ قاره‌مانی جیهان.

ناوبراو که‌ ساڵی ڕابردووش ببوو به‌ قاره‌مانی جیهان، دوێنێ له‌ شاری مونشنگلادباخی ئه‌ڵمانیا ڕووبه‌ڕووی وه‌رزشوانی سوئیسی ده‌ننیس تیتشه‌ر بۆوه و له‌ دوو ڕاونددا توانی به‌ سه‌ریدا زاڵ بێ‌. عیسمه‌ت به‌و شیوه‌یه‌ توانی پشتێندێکی دیکه‌ی قاره‌مانه‌تی له‌ کێبه‌رکێی تای بۆکسدا به‌ ده‌ست بێنێ.

شایانی ئاماژه‌یه‌ کۆمه‌ڵێکی زۆر کوردستانی دانیشتووی ئه‌ڵمانیا و ئه‌ندامانی " فێدراسیۆنی یه‌زیدییه‌کانی کوردستان" له‌ شوێنی کێبه‌رکێیه‌که‌ کۆ ببوونه‌وه‌ و پشتیوانییان له‌ عیسمه‌ت کرد.

کۆشکی سپی ره‌شبینی خۆی له‌مه‌ڕ وه‌ڵامی ئێران له‌سه‌ر سزاکان ده‌ربڕی

        

-ئه‌مڕۆ (دووشه‌ممه‌) کۆشکی سپی ره‌شبینی خۆی ده‌ربڕی له‌به‌رامبه‌ر راگه‌یاندنی ئێران بۆ که‌مکردنه‌وه‌ی هاوکاریکردنی له‌گه‌ڵ ئاژانسی نێوده‌وڵه‌تی وزه‌ی ئه‌تۆمی وه‌ک وه‌ڵامێک بۆ سزاکانی نه‌ته‌وه‌ یه‌کگرتووه‌کان به‌هۆی رانه‌گرتنی چالاکییه‌ ئه‌تۆمییه‌کانی.    
گۆردن جۆندرۆ گوته‌بێژ به‌ناوی سه‌رۆکایه‌تی ئه‌مه‌ریکا رایگه‌یاند" لێدوانه‌کانی به‌رپرسانی ئێرانی جێی نیگه‌رانین له‌کاتێکدا که‌ کۆمه‌ڵگه‌ی نێوده‌وڵه‌تی ده‌خوازێ له‌گه‌ڵ ئێران له‌ بۆ چاره‌سه‌رکردنی کێشه‌ ناوه‌کییه‌که‌ی بگه‌ن به‌رێگه‌چاره‌یه‌ک.
جێی وه‌بیرهێنانه‌وه‌یه‌ که‌ دوێنێ ئێران سوربوونی خۆی له‌سه‌ر پیتاندنی یۆرانیۆم و که‌مکردنه‌وه‌ی هاوکاریکردنی ئاژانسی نێوده‌وڵه‌تی وزه‌ی ئه‌تۆمی راگه‌یاند.

دکتور فایق محه‌مه‌د گولپی: مه‌گه‌ر شۆڤینیه‌تی تورکیا   سیاسه‌تێکی نه‌ته‌وه‌ییمان بۆ درووست بکات! د. فایق محه‌مه‌د گولپی

کورد یه‌ک له‌ گه‌له‌ دێرینه‌کانی ناوچه‌ی رۆژهه‌ڵاتی ناوه‌راسته‌ و له‌ ئاواکردنی شارستاتنیه‌تی مرۆڤایه‌تی له‌م ده‌ڤه‌ره‌دا به‌شداریه‌کی کاریگه‌ری هه‌بووه‌، به‌ گوێره‌ی ئه‌نجامی لێکۆڵینه‌وه‌کانی زانستی ئاسه‌وارناسی که‌ له‌ نیشتمانی کورداندا ئه‌نجامدراوه‌، جێپه‌نجه‌ی باووباپیرانمان به‌ هه‌موو بناغه‌ و دیوار و کون و که‌له‌به‌رێکی شارستانیه‌تی رۆژهه‌ڵاتی ناوه‌راستی ئه‌مرۆ و جهانی ئه‌و سه‌رده‌مه‌وه‌ دیاره‌. به‌رامبه‌ر به‌م چاکه‌یه‌مان بۆ کومه‌ڵگای مرۆڤایه‌تی، کورد و کوردستان هه‌زاران ساڵه‌ داگیرو دابه‌ش کراون، له‌ لایه‌ن داگیرکه‌رانه‌وه‌ پاشکه‌وتوترین باری ژیانی ئابوری و کومه‌ڵایه‌تی و سیاسی و ئایدۆلۆژیان به‌ سه‌ردا سه‌پێنراوه‌، ئه‌گه‌ر داگیرکه‌ران له‌سه‌ر هه‌ر بابه‌تێک دژو ناکۆک بووبن، له‌سه‌ر دژایه‌تی کردنی داوا و ماف و ئازادیه‌کانی گه‌لی کورد ته‌با و کۆک بوون، چه‌ند بۆیان کرابێت پێکه‌وه‌ دژایه‌تی مافه‌کانی گه‌لی کوردیان کردووه‌، ئه‌گه‌ر کورد داوای سه‌ره‌تاییترین مافی خۆی کردبێتت ئه‌وان به‌ کوشنده‌ترین چه‌ک به‌ره‌نگاری بونه‌ته‌وه‌.
یه‌ک له‌ هه‌ڵه‌ سیاسیه‌کانی شۆرشه‌ یه‌ک له‌ دوای یه‌که‌کانی گه‌لی کورد له‌ کوردستاندا ئه‌وه‌بووه‌، به‌ پلانێکی نه‌ته‌وه‌یی خه‌باتی سیاسی و چه‌کداری و جه‌ماوه‌ری به‌رێوه‌ نه‌بردووه‌، کاتێک  له‌ پارچه‌یه‌کی کوردستاندا شۆرشی چه‌کداری هه‌ڵگیرساوه‌، له‌ باتی ئه‌وه‌ی گه‌لی کوردی پارچه‌کانی تر بکاته‌ دۆستی ستراتیجی خۆی، هێزی مادی و مه‌عنه‌وی شۆرشه‌که‌ له‌ کوردانی هه‌موو پارچه‌کانی کوردستانه‌وه‌ وه‌ربگرێت، ده‌وڵه‌تی داگیرکه‌ری پارچه‌یه‌کی تری کوردستانی به‌ دۆستی ستراتیجی داناوه‌ و پشتی له‌ ماف و ئازادیه‌کانی گه‌لی کوردی ئه‌و پارچه‌یه‌ی کوردستان کردووه‌. به‌م شێوه‌یه‌ له‌ لایه‌که‌وه‌ ناکۆکی و دژایه‌تی له‌ نێوانی گه‌لی کوردی پارچه‌کانی کوردستاندا درووستبووه‌ و یه‌کێتی نه‌ته‌وه‌یی کورد ئیفلیج کراوه‌ و کورد لاواز بووه‌، له‌ لایه‌کی تره‌وه‌ شۆرشی کورد له‌و پارچه‌یه‌دا که‌ خه‌باتی چه‌کداری هه‌ڵگیرساندووه‌، وه‌ک مه‌قاشێک له‌ لایه‌ن ئه‌و ده‌وڵه‌ته‌ داگیرکه‌ره‌وه‌ که‌ یارمه‌تی داوه‌، بۆ به‌رژه‌وه‌ندی خۆی به‌کاری هێناوه‌. ئه‌م هه‌ڵه‌ سیاسیه‌ له‌ باشوری کوردستاندا وه‌ک چه‌مک و وه‌ک دیارده‌ له‌ مێژه‌ په‌یره‌و ده‌کرێت و تا ئه‌مرۆش هه‌ر به‌رده‌وامی پێده‌درێت و وه‌ک خووی سیاسی لێهاتووه‌. ئه‌وه‌ی بۆ سیاسه‌تمه‌دار و رۆشنبیر و سه‌رجه‌م نیشتمانپه‌روه‌رانی گه‌لی کورد له‌م رۆژانه‌دا وه‌ک ئه‌رکێکی مه‌زن ده‌بینرێت، ئه‌وه‌یه‌ که‌ ئه‌م هه‌ڵه‌ سیاسیه‌ به‌ زووترین کات ده‌ربازبکرێت و وه‌ک چه‌مک و دیارده‌یه‌کی رابوردووی نه‌گه‌تیڤ سه‌یر بکرێت.
له‌ سایه‌ی ئه‌و گورانکاریانه‌ی که‌ به‌سه‌ر جیهاندا هاتون و رۆژهه‌ڵاتی ناوه‌راستیش چاوه‌روانیان ده‌کات، ئه‌بێ نه‌خشه‌ و پلانی سیاسی له‌ کوردستان و له‌ ناوچه‌که‌دا گورانیان به‌سه‌ردا بێت، ئه‌م گورانکاریانه‌ش ده‌بێ گورانکاری باش و پۆزه‌تیڤ بن، ئه‌مه‌ش ئازایه‌تی به‌ سیاسه‌تمه‌دارانی کوردستان ئه‌دات چاوێک به‌ هه‌ڵه‌کانی رابوردوویاندا بخشێنن و به‌رنامه‌یه‌کی سیاسی نه‌ته‌وه‌یی شارستانی جووت له‌گه‌ڵ  پێوانه‌کانی سه‌رده‌م، دوور له‌ به‌رژه‌وندی داگیرکه‌رانی کوردستان په‌یره‌و بکه‌ن.
له‌ سه‌رده‌می خه‌باتی چه‌کداری باشوری کوردستاندا، به‌ڵگه‌ی لاواز بۆ ئه‌و پێوه‌ندیانه‌ی نێوان شۆرشی ئه‌یلول و شۆرشی گوڵان و شۆرشی نوێی گه‌لی کورد له‌ سنورێکی دیاریکراودا ئه‌دۆزرایه‌وه‌، له‌ سه‌رده‌می شه‌ری ناوخۆیی نێوان باڵه‌کانی بزاڤی رزگاریخوازی گه‌لی کوردا له‌ باشور، شه‌ری ناوخۆیی نێوان باکور و باشور ئه‌و به‌ڵگانه‌ نه‌یانتوانی قه‌ناعه‌ت به‌ رای گشتی کوردستان بکه‌ن و ناره‌زایی رۆشنبیران و جه‌ماوه‌ری کوردستان درووستبوو و پێشکه‌وت. له‌ دوای رووخانی رژێمی سه‌دام و دارشتن و ده‌نگدان له‌ سه‌ر ده‌ستوری هه‌میشه‌یی عراق و گه‌ره‌نتیکردنی هه‌ندێ له‌ مافه‌کانی که‌لی کورد له‌ دوو توێی ئه‌و ده‌ستوره‌دا، له‌ دوای ئه‌وه‌ی که‌ حزبه‌ ده‌سه‌ڵاتداره‌کانی کوردستان له‌ حکومه‌تی نوێی عراقدا پله‌و پایه‌ی هه‌ستیاریان وه‌رگرتووه‌ و ده‌توانن ئه‌و بڕه‌ ده‌سکه‌وتانه‌ بپارێزن، هیچ به‌ڵگه‌یه‌ک به‌ ده‌ست ده‌سه‌ڵاتدارانی باشوری کوردستانه‌وه‌ (حزبی و حکومی) نه‌ماوه‌ بۆ ئه‌وه‌ی وه‌ک جاران پێوه‌ندیه‌ نا هاوسه‌نگه‌کانی خۆیان له‌گه‌ڵ داگیرکه‌رانی کوردستاندا به‌رده‌وام بکه‌ن.
ئه‌وه‌ی له‌م رۆژانانه‌شدا چاودێری سیاسه‌ته‌ شۆڤینیه‌کانی ده‌وڵه‌تی تورکیا بکات له‌ به‌رامبه‌ر ده‌سکه‌وته‌کانی گه‌لی کورد له‌ باشور، چاودێری هه‌ڵسوکه‌وت و هه‌ڵوێستی ده‌وڵه‌تی تورکیا بکات له‌ به‌رامبه‌ر خه‌یاڵ و ئامانجه‌ دووره‌کانی نه‌ته‌وه‌ی کورد له‌ باشور، چاودێری هه‌ڵوێستی به‌رپرسانی تورکیا بکات له‌ به‌رامبه‌ر سه‌رکرده‌کانی کورد له‌ باشور، بۆی ده‌رئه‌که‌وێت که‌ ستراتیجی سه‌ره‌کی تورکیا له‌ باربردنی ئه‌و ئه‌زمونه‌ی باشوری کوردستانه‌، بۆی ده‌رئه‌که‌وێت که‌ تورکیا ئامانجی سه‌ره‌کی دژایه‌تیکردن و له‌ ناوبردنی هه‌ر ستاتۆیه‌کی کوردستانیه‌ له‌ هه‌ر شوێنێکی جیهاندا بێت، بۆی ده‌رئه‌که‌وێت که‌ تورکیا ئاماده‌نیه‌ کورد به‌ نه‌ته‌وه‌ بناسێت و سه‌رکرده‌ی ئه‌و نه‌ته‌وه‌یه‌ به‌ سیاسه‌تمه‌دار سه‌یر بکات. زمانی ره‌سمی ده‌وڵه‌تی تورکیا بۆ هه‌رێمی کوردستان باکوری عراقه‌، زمانی ره‌سمی ده‌وله‌تی تورکیا بۆ کوردی باشوری کوردستان خزمه‌کانی باکوری عراقمانن، ده‌وڵه‌تی تورکیا ته‌نها پێوه‌ندی له‌گه‌ڵ حزبه‌ کوردیه‌کان درووست ده‌کات و حکومه‌تی هه‌رێمی ناناسێت، ئه‌و وڵاتانه‌ی له‌ عراق سه‌فاره‌تیان هه‌یه‌، سه‌فیری هه‌موویان سه‌ردانی په‌رله‌مانی هه‌رێمی کوردستانیان کردووه‌ بێجگه‌ له‌ سه‌فیری ده‌وڵه‌تی تورکیا، سه‌فیری زۆرینه‌یان سه‌ردانی سه‌رۆکی هه‌رێمی کوردستانیان کردووه‌، بێجگه‌ له‌ سه‌فیری ده‌وڵه‌تی تورکیا، له‌ دوای دامه‌زراندنی ده‌وڵه‌تی عراقه‌وه‌، ده‌وڵه‌تی تورکیا بانگهێشتی هه‌موو به‌رپه‌سه‌ عه‌ره‌به‌کانی عراقی بۆ وڵاته‌که‌ی کردووه‌ بێجگه‌ له‌ سه‌رۆک کۆماری عراق، هۆکاره‌که‌شی ئه‌وه‌یه‌ که‌ سه‌ره‌ک کۆمار کورده‌. نوێترین هه‌ڵوێستی ده‌وڵه‌تی تورک به‌رامبه‌ر به‌ باشوری کوردستان دادگایکردنی (له‌یلا زانا)یه‌ له‌به‌ر ئه‌وه‌ی جه‌لال تاڵه‌ بانی و مسعود بارزانی عه‌بدولا ئۆج ئالانی وه‌ک سێ  سه‌رکرده‌ی کورد ناساندووه‌. له‌ به‌رامبه‌ر ئه‌و هه‌موو سیاسه‌ته‌ شۆڤینی و ناشارستانیه‌ی ده‌وڵه‌تی تورکیادا کوردانی باشوری کوردستان مێشێک میوانیان نابێت و هه‌ڵوێستیکی سیاسیانه‌ که‌ ئیراده‌ی به‌رخۆدان و پرتستۆکردنی سیاسه‌تی ده‌وڵه‌تی تورکیای پێوه‌ دیار بێت نیشان ناده‌ن و ئه‌ڵێن ئه‌بێ دڵی تورکیا له‌ خۆمان نه‌ره‌نجێنین، نه‌ک هه‌ر ئه‌وه‌ هه‌ندێ حزب هه‌ن تازه‌ به‌ تازه‌ خه‌ریکن پێوه‌ندی خۆیان له‌گه‌ڵ رژێمی شۆڤینی تورکیا پێشده‌خه‌ن و له‌ ئه‌نقه‌ره‌ ئۆفیس ئه‌که‌نه‌وه‌.
ئه‌و ده‌سکه‌وته‌ که‌مانه‌ی گه‌لی کورد له‌ باشوری کوردستاندا به‌ خوێنی شه‌هیدان و سه‌ر و ماڵی جه‌ماوه‌ر به‌ ده‌ستی هێناون، له‌ ده‌ستوری عراقدا گه‌ره‌نتی کراون و پشتیوانی سیاسی عراقی و نێوده‌وڵه‌تیان له‌گه‌ڵدایه‌،  تورکیا ناتوانی َ له‌م سه‌رده‌مه‌دا هیچ کاریگه‌ریه‌کی نه‌گه‌تیڤ له‌ سه‌ر ئه‌و ده‌سکه‌وتانه‌ به‌ جێبهێلێت، تورکیا له‌ کێشه‌ی باشوری کوردستاندا دووشه‌شێکی تۆپیوه‌ و بڕشتی نه‌ماوه‌، پێویست ناکات چیتر به‌رپرسان و ده‌سه‌لاتداران و جه‌ماوه‌ری باشوری کوردستان له‌ به‌رامبه‌ر ئه‌و سیاسه‌ته‌ شۆڤینیه‌ی ده‌وڵه‌تی تورکیادا بێ ده‌نگ بن، ئه‌مرۆ نه‌ک کورد پێویستی به‌ تورکیا نیه‌، ده‌وڵه‌تی تورکیای پێویستی به‌ هه‌رێمی کوردستان هه‌یه‌، ده‌وڵه‌تی تورکیای ئابوری لاواز، بۆ ساغ کردنه‌وه‌ی کاڵاکانی و بۆ سوود وه‌رگرتن له‌ نه‌وت و غاز وه‌ک سه‌رچاوه‌ی وزه‌، زۆر پێویستی به‌ کوردستان هه‌یه‌، بۆیه‌ راست وایه‌ له‌ باتی ئه‌وه‌ی تورکیا فشار بخاته‌ سه‌ر حکومه‌تی هه‌رێم، ئه‌بێ حکومه‌تی هه‌رێم و نوێنه‌رانی کورد له‌ حکومه‌تی عراق و هه‌موو کوردی جیهان فشار له‌ سه‌ر ده‌وڵه‌تی تورکیا دابنێن. باشترین و کوردانه‌ترین هه‌ڵوێست له‌ به‌رامبه‌ر ئه‌و هه‌ڵوێسته‌ شۆڤینیانه‌ی ده‌وڵه‌تی تورکیا ئه‌وه‌یه‌ هه‌ردوو حزبی ده‌سه‌ڵاتداری باشوری کوردستان  ئه‌گه‌ر ئیراده‌ی به‌رخۆدان و کۆڵنه‌دانی شۆرشگێریان له‌ ناخدا مابێت، بریار بده‌ن نوێنه‌ره‌ حزبیه‌کانی خۆیان له‌ ئه‌نقه‌ره‌ بکێشنه‌وه‌ و له‌ باتی ئه‌وان له‌ سه‌فاره‌تی عراق له‌ ئه‌نقه‌ره‌ به‌ گوێره‌ی بڕگه‌ی (117) ده‌ستوری هه‌میشه‌یی عراق  دوو نوێنه‌ری حکومه‌تی هه‌رێمی کوردستان له‌و سه‌فاره‌تی دابنێن، باشتر وایه‌ بۆ ده‌سه‌ڵاتدارانی باشوری کوردستان به‌ خۆیاندا بچنه‌وه‌ و سیاسه‌تی یه‌کێتی نه‌ته‌وه‌یی درووست له‌گه‌ڵ هێزه‌کوردیه‌کانی پارچه‌کانی تری کوردستاندا له‌ شوێنی سیاسه‌تی پارچه‌گه‌ری و وابه‌سته‌یی داگیرکه‌رانی کوردستاندا په‌یره‌و بکه‌ن، ئه‌گه‌ر ئه‌م کارانه‌ به‌ زووترین کات ئه‌نجام نه‌ده‌ن، گه‌ل ئاماده‌یه‌ له‌ باتی ئه‌وان ئه‌رکی نه‌ته‌وه‌یی و نیشتمانی و ده‌ستوری خۆی به‌رێوه‌ببات.


////////////////////////////////////////////
به‌به‌ڵگه‌وه‌ ده‌رکه‌وت بزوتنه‌وه‌ی ئیسلامی حه‌وت ئه‌ندامی دیموکراتی ته‌سلیم به‌ئێران کردۆته‌وه‌
Imageرێنێسانس نیوز، هه‌واڵ و سیاسه‌ت: به‌پێی چه‌ند به‌ڵگه‌نامه‌یه‌ک که‌ ده‌ست هه‌فته‌نامه‌ی هاووڵاتی که‌وتوه‌، حه‌وت که‌سی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران، له‌ساڵی 1996دا له‌لایه‌ن بزووتنه‌وه‌ی ئیسلامی کوردستانه‌وه‌ ته‌سلیم به‌کۆماری ئیسلامیی ئێران کراونه‌ته‌وه‌.

به‌پێی به‌ڵگه‌نامه‌کان ده‌ستگیرکراوه‌کانی حیزبی دیموکرات، شه‌ش که‌سیان لێکوژراوه‌، دانه‌که‌ی تریشیان هه‌ڵهاتوه‌. به‌پێی ده‌ نامه‌ی ده‌سنووسی تایبه‌تی عه‌بدوڵای حه‌سه‌ن زاده‌ سکرتێری حیزبی دیموکراتی کوردستان ــ ئێران، که‌ده‌ست رۆژنامه‌ی هاوڵاتی که‌وتووه‌، ئاراسته‌ی هه‌ر یه‌که‌ له‌(کۆفی ئه‌نان ــ سکرتێری گشتی نه‌ته‌وه‌ یه‌کگرتوه‌کان، لیژنه‌ی مافی مرۆڤی به‌ریتانیا) کراوه‌و تێیدا داوای چاره‌نووسی ئه‌و شه‌ش که‌سه‌ ده‌کات. رۆژنامه‌ی هاوڵاتی ته‌نها نامه‌ی لیژنه‌ی مافی مرۆڤی به‌ریتانی و وه‌ڵامی بالوێزخانه‌ی ئێران له‌مباره‌یه‌وه‌ و دان پیانانی یه‌کێک له‌رزگاربوه‌کانی بڵاو کردۆته‌وه‌ که‌ تیایدا ورده‌کارییه‌کانی ئه‌م مه‌سه‌له‌یه‌ روون ده‌بێته‌وه‌.

نامه‌ی مافی مرۆڤی په‌رله‌مانی به‌ریتانیا بۆ بالیۆزی ئێران

به‌رێز مورته‌زا سه‌رمه‌دیباڵیوزخانه‌ی کۆماری ئیسلامیی ئێران ــ 11ی سێپته‌مبه‌ری 2003بابه‌ت/ داواکاریی سه‌باره‌ت به‌زانیاریی له‌مه‌ڕ چالاکانی کوردهه‌ڵبه‌ته‌ ئاگادارن که‌ له‌مانگی ئۆکتۆبه‌ری 1996دا شه‌ش ئه‌ندامی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێران له‌نزیک هه‌ڵه‌بجه‌ی سه‌ر به‌پارێزگای سلێمانی، فڕێندرابوون. فڕێنه‌ره‌کان به‌ناوی بزووتنه‌وه‌ی ئیسلامی کوردستانه‌وه‌ بوون، ئه‌م شه‌ش که‌سه‌یان ته‌سلیم به‌به‌رپرسانی کۆماریی ئیسلامی ئێران کردۆته‌وه‌.سه‌باره‌ت به‌چاره‌نووسی ئه‌م شه‌ش که‌سه‌ و زانیاریی به‌په‌یوه‌ندیدارانه‌وه‌، هه‌وڵی فراوان دراوه‌، بنه‌ماڵه‌کانیان نازانن چییان به‌سه‌ر هاتوه‌، نازانرێت که‌ مردوون یان زیندوون، ماوه‌یه‌ک له‌مه‌وبه‌ر (بیستی ئۆکتۆبه‌ر حه‌وته‌مین ساڵیادی فڕاندنیان بوو.)له‌گه‌ڵ تێپه‌ڕبوونی ماوه‌یه‌کی به‌م شێوه‌یه‌ درێژ، داوا له‌به‌ڕێزتان ده‌که‌ین، به‌ده‌سته‌به‌رکردنی زانیاریی له‌مه‌ڕ چاره‌نووسی ئه‌و که‌سانه‌وه‌و بنه‌ماڵه‌کانیان له‌چاوه‌ڕوانیی و مه‌ینه‌تی رزگار بکه‌ن. ناوه‌کانی ئه‌م شه‌ش که‌سه‌ بریتین له‌: ئه‌رشه‌د ره‌زایی، محه‌ممه‌د عه‌زیز قادری، یونس محه‌ممه‌د پوور، موزه‌فه‌ر کازمی، مه‌عروف سوهرابی، عه‌دنان ئیسماعیلی.به‌دڵ گه‌رمییه‌وه‌ چاوه‌ڕێی وه‌ڵامی خێراو پۆزه‌تیڤ ده‌که‌ین.

له‌گه‌ڵ رێزدا

جیرۆمی کۆربین ــ جێگری سه‌رۆکی گروپی مافی مرۆڤ له‌په‌رله‌مانی به‌ریتانیا.

وه‌ڵامی باڵێوزی کۆماری ئیسلامی ئێران له‌سه‌ر نامه‌که‌ و چاره‌نووسی ئه‌و شه‌ش که‌سه‌

به‌ڕێز: جیرۆمی کۆربین ــ جێگری لیژنه‌ی مافی مرۆڤی په‌رله‌مان له‌به‌ریتانیا.سه‌باره‌ت به‌نامه‌ی رێکه‌وتی 11ی سێپته‌مبه‌ری 2003، شه‌ش ئه‌ندامی نایاسایی دیموکراتی کوردستانی ئێران پرسیارتان کردبوو، پێتان راده‌گه‌یه‌نم که‌ بابه‌ته‌که‌ له‌گه‌ڵ به‌رپرسانی کۆماری ئیسلامی ئێراندا باسکراوه‌، زانیاری په‌یوه‌ندیدارمان ده‌ستکه‌وتوه‌.له‌ئۆکتۆبه‌ری 1996دا تیمێکی تیرۆریستی له‌که‌سی حیزبی نایاسایی دیموکراتی ئێران، له‌ڕێگه‌ی سنوری هاوبه‌شیانه‌وه‌ له‌گه‌ڵ ئێراندا، دزه‌یان بۆ ناو خاکی کۆماری ئیسلامی ئێران کرد، ئه‌م حه‌وت که‌سه‌ بریتی بوون له‌ ئه‌رشه‌د ره‌زایی، محه‌مه‌د عه‌زیز قادری، یونس محه‌ممه‌دپوور، موزه‌فه‌ر کازمی، مه‌عروف سوهرابی، عه‌دنان ئیسماعیلی و داریوش ئیسلام دوست، دوابه‌دوای کرده‌وه‌که‌ له‌لایه‌ن ئه‌و گروپه‌ تیرۆریسته‌وه‌ بوه‌ هۆی گیان له‌ده‌ستدانی غولام موغه‌ڕی خانه‌نشین کرا و له‌سوپای پاسدارانی کۆماری ئیسلامی ئێران. ئه‌و که‌سانه‌ بۆ بنکه‌ی خۆیان له‌باکوری عێراق ده‌گه‌ڕێته‌وه‌، له‌گه‌ڵ بزوتنه‌وه‌ی ئیسلامی کوردستان توشی پێکدادان بون، له‌م پێکدادانه‌دا شه‌ش که‌س له‌م تیمه‌ کوژران و داریوش ئیسلام دوست له‌لایه‌ن بزوتنه‌وه‌ی ئیسلامیه‌وه‌ ده‌ستگیر کرا، دواتر عه‌بدولکه‌ریم جه‌لالی له‌رێبه‌رانی ئێستای ئه‌م حیزبه‌ نایاساییه‌ محه‌مه‌د محه‌مه‌د سه‌عید له‌خزمه‌کانی داریوش هاته‌ ناو مه‌سه‌له‌که‌ و له‌ئه‌نجامدا ناوبراو له‌زیندانی بزوتنه‌وه‌ی ئیسلامی ئازاد کرا، به‌پێی زانیارییه‌کان ئێستا داریوش ئیسلام دوست له‌وڵاتی سوید نیشته‌جێیه‌ و یه‌ک له‌ئه‌ندامانی نایاسایی حیزبی دیموکراتی کوردستانی ئێرانه‌.

له‌گه‌ڵ رێزدا

مورته‌زا سه‌رمه‌دی / باڵێوز

به‌پێی دانپێدانانێکی داریوش ئیسلام دوست له‌کاتی لێکۆڵینه‌وه‌ی حیزبی دیموکراتدا له‌سه‌ر کێشه‌که‌، کۆپییه‌کی ئه‌و دانپێدانانه‌ ده‌ست رۆژنامه‌ی هاوڵاتی که‌وتوه‌، بزوتنه‌وه‌ی ئیسلامی تۆمه‌تبار ده‌کا و تێیدا هاتوه‌ "جگه‌ له‌بزوتنه‌وه‌ی ئیسلامی هیچ لایه‌نێکی تر ده‌ستی نییه‌ له‌ته‌سلیمکردنه‌وه‌ماندا به‌ئێران، ناوبراو له‌دانپیانانه‌که‌دا ئاماژه‌ به‌وه‌ ده‌دات "که‌سێک به‌ناوی مه‌هدی گوڵپی له‌هه‌له‌بجه‌ خۆی به‌پێشمه‌رگه‌ی یه‌کێتی ناساند، پاش ئه‌وه‌ له‌قوتابخانه‌ی عه‌نه‌ب ده‌ست و چاویان به‌ستم و بۆ شوێنێکی نادیاریان بردم، دواتر بۆم ده‌رکه‌وتوه‌ له‌شاری (پاوه‌)ی ئێرانین و به‌پاره‌ فرۆشتویانین" له‌دانپیانانه‌که‌دا داریوش ئه‌وه‌ ره‌ت ده‌کاته‌وه‌ له‌کاتی چوونیان بۆ کوردستانی ئێران هیچ چالاکییه‌کی سه‌ربازییان ئه‌نجام دابێت. داریوش ده‌ڵێ که‌ له‌زیندانی کرماشان به‌ره‌و سنوری په‌روێزخان به‌چاوبه‌ستراوی بردمیان، له‌سه‌ر سنور چاویان کردمه‌وه‌ و به‌و ناوه‌ی که‌ خۆیان لێیان نابوم (سه‌لیم) به‌ره‌و سلێمانی هێنایانم. هه‌روه‌ها ده‌ڵێ "بۆ ژێرزه‌مینی ماڵێکیان بردم، تێیدا چاوم به‌هاوڕێیه‌کی خۆم و به‌رپرسێکی ده‌زگای ئیتڵاعات که‌وت، دواتر بۆم ده‌رکه‌وت بۆ زه‌ربه‌وه‌شاندن له‌حیزبی دیموکراتی ئێران منیان هێناوه‌ به‌ڵام دواتر له‌رێگه‌ی به‌رنامه‌یه‌کی دارێژراوه‌وه‌ توانیم خۆم ڕزگار بکه‌م."
/////////////////////////////////////////

پیام حزب لیبرال دموکرات کردستان به مناسبت فرا رسیدن بهاران آزادی  و سال نو 2707 کردی و فرا رسیدن سال 1386.  ما بنام حزب لیبرال دموکرات کردستان  این روز فرخنده را به عموم مردم کردستان و عموم مردم ایران و تمامی کسانی در این روز فرخنده جشن میگیرند تبریک میگویم و سالی پر از خوشی و آزادی  عدالت و برابری برای همه آرزومندیم.

مردم عزیز و انسان دوست کردستان مردم شهرهای کردستان اسیر مردم سنه بانه مریوان مهاباد بوکان  مردم سر دشت مردم ارومیه نقده و مردم عزیز کرد پرور کرمانشاه روانسر مردم جوانرود  مردم پاوه و نوسود مردم عزیز سنجابی و مردم کرند و شاه آباد ایلام خرم آباد شهر کرد مردم ایذه مالمیر مردم عزیز لرستان و مردم چهارمحال بختیاری مردم سرپل ذهاب و مردم قصر شیرین  عیدتان مبارک باد نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز باد.

ما این روز را به تمام عموم مردم ایران تبریک میگویم و سالی خوش برای همه آرزومندیم بلی دوستان عزیز و ملتهای ستمدید ایرانی عیدتان مبارک باد و آرزوی سالی خوش پر از لبخندها و صلح و آزادی برای همه شماهای عزیز آرزومندیم.

زند باد آزادی و عدالت نفرت بر تنگنظری و کوته فکری

سلام بر شهیدان راه انسان و انسانیت.

سلام بر روح و روان پاک شهدای کرد و کردستان

سلام بر شهیدان حلبچه ی شهید

دفتر حزب لیبرال دموکرات کردستان

دبیر کل حزب اسماعیل قادری

19/3/2007

روز دوشنبه
//////////////////////////////////////////////////
 
 


 
 



موضوع اطلاعیه دفتر سیاسی حزب لبرال دموکرات کردستان در باره وزارت اطلاعات رژیم ایران


موضوع اطلاعیه دفتر سیاسی حزب لبرال دموکرات کردستان در باره وزارت اطلاعات         رژیم ایران.                                                         

سردمداران و حاکمان بر ملت ایران به هوطنان خود بیگانه هستند و بیگانه وار برخورد میکنند در روز سه شنبه گذشته که سوئدیهای که به اتهام جاسوسی در ایران زندانی شده بودند و به مدت یک سال در زندان ایران بر سر برده بودند که به تازگی از زندان ایران آزاد شده اند و به سوئد برگشته اند در یک مصاحبه با رادیو سوئد پ 1 در باره وضعیت زندانهای رژیم ایران برای مردمشان توضیح دادند و متن این مصاحبه در زیر می آید که در این مصاحبه یک خانم داشت از آنها سئوال مینمود آنها هم با سئوالات گوینده رادیو جواب میدادند.

گوینده رادیو سوئد پ1 آیا در زندان ایران چه طوری بر شما میگذشت؟

ستیفان! نه چون ما خارجی بودیم با ما خوش رفتار بودند مثل ایرانیها با ما برخورد نمیکردند.

گوینده رادیو! منظور شما مثل ایرانیها با شماها برخورد نمیکردند یعنی چه میتوانید بیشتر توضیح بدهید؟

ستیفان! آنها با ایرانیها خیلی بد برخورد میکردند اما چون ما خارجی بودیم مورد شکنجه و بد رفتاری قرار نمیگرفتیم مثل ایرانیهای زندانی.

گوینده رادیو! خوب حالا چه احساسی میکنید که از زندان ایران آزاد شده اید؟

ستیفان! ما خیلی خوشحالیم که آزاد شده ایم اما آنچه آزار دهنده است برای ما انسانهای دیگر هر روز در زیر شکنجه قرار دارند و امید وارم روزی برسد آنها هم مثل ما آزاد بشوند.

گوینده رادیو! خیلی خوب است که شما از ایران آزادی شدین تشکر از این که وقت خودت را به ما دادی و با ما مصاحبه نمودی.

ستیفان! من هم از لطف شما متشکرم.

مصاحبه گوینده رادیو سوئد با یاری دوست ستیفان.

گوینده رادیو! یاری شما چه طور هستی آیا در ایران بر شما بد گذشت یا خیر؟ آیا مورد شکنجه و بد رفتاری از سوی ماموران ایرانی قرار گرفتید؟

یاری! نه همان که ستیفان گفت چون ما خارجی بودیم با ما خوشرفتار بودند مورد تهدید و یا شکنجه فیزیکی و یا مواردی قرار نگرفتیم اما متأسفانه آنها با هوطنان خودشان خیلی بد رفتار هستند آدم میتواند بگوید دولت ایران با ایرانیهای زندانی طوری رفتار میکند که نازیها در زمان جنگ جهانی دوم با اسیران جنگی و یا یهودیان رفتار میکردند انجام میگیرد در ایران.

گوینده رادیو! خوب ما همه از این واقعه با خبر هستیم  حالا چه احساسی میکنید که امروز در آغوش خانواده ات هستی؟ و شما در ایران بودی در زندان که دخترت بدنیا آمد؟

یاری! بلی کملأ درست است من روز تولد دخترم را ندیدم  و امروز خوشحالم که در آغوش خانوده ام هستم.

گوینده رادیو! حرفی چیزی برای گفتن ندارید که اگر کسانی که بخواهند به ایران سفر کنند کامیرا با خوشان نبرند؟

بلی ما دیگر به ایران سفر نخواهیم کرد اگر هم سفر کنیم کامیرا همراه خودمان نمیبریم.

گوینده رادیو! با تشکر از اینکه وقت خودتان را به ما دادین.

یاری من هم متشکرم از لطف شما.

بلی دست اندرکاران رژیم ایران با ایرانیهای هموطنشان بد رفتار هستند بیگانه پرست و دشمن خودی هستند این کار را برای جلب توجه افکار جهانی انجام میدهند اما در این فکر نیستند دیگر زمان فریبکاری و مکاری گذشته است این جهان مثل یک دهکده شده است هر خبری به سرعت در سرتاسر جهان میپیجد و به گوش مردم جهان میرسد.

در ایران هروز یک جوان را به قتل میرسانند در چند هفته پیش وریا محمدیان را به شهادت رساندند در مریوان نیروهای تروریستی انتظامی رژیم ملایان بلا اندیش و کور اندیشان حاکم بر ایران.

از دید حاکمان ایران حیثیت و کرامت انسان و انسانیت هیچ ارزشی ندارد و در دید این حاکمان فقط روحانیت و یا ملاهای فریبکار اعتبار و ارزش دارند نه انسان و انسانیت بر همین اساس است که با توانشان دست به شکنجه و بد رفتاری با هموطنانشان میکنند و زنان متعصب عراقی را در نیروی انتظامی درجه سرهنگی دارند و خوب زنان ما را کتک میزنند و به انسان ایرانی توهین میکنند.

بنابر خبری که بتازگی بدستمان رسیده است وزارت اطلاعات رژیم ایران برای منحرف کردن جوانان کرد در کردستان اسیر دست به ارسال فیلمهای سکسی و جنسی برای موبایل جوانان نموده است تا جوانان از این راه منحرف کنند که به کرد و کردستان فکر نکنند  و به دنبال مسایل جنسی بروند.

در کردستان وزارت اطلاعات برخلاف قبل که تنها 2 تیم عملیاتی در کردستان داشت به تازگی دست به تاسیس 4 تیم دیگر نموده است این تیمها حالا 6 تیم هستند که هر یکی از این تیمها مسئولیت خاص خودشان را دارند.

تیم 1 = پخش و توضیح مواد مخدر در میان جوانان کرد و معتاد کردن آنها است.

تیم 2= شناسائی افراد و دستور تام دارند هر کسی را بکشند آزاد هستند و این دستور از رهبری دریافت کرده است و مسئول قتلعام جوانان کرد در اختیار دارند.

تیم 3= مسئولیت دارد تا برای جوانان فیلم سکسی برای موبایل آنها ارسال کنند تا جوانان را از راه سیاسی منحرف کنند و این یک باند فاسد است که دست به هر جنایتی میزنند یکی از کارهای این باند فاسد تجاوز به زنان و دختران کرد است در کردستان تا روحی آنها را بر هم بزنند و کاری کنند تا آنها دست به خودکشی بزنند.

هنگامیکه به آنها تجاوز کردند بلافاصله فیلم از آنها میگیرند و برای دیگران ارسال میکنند و کاری میکنند تا آنها دست به خودکشی بزنند این هم یک جنایت محسوب میشود علیه انسان کرد.

تیم 4= مسئولیت دارد که با تهدید و ارعاب هموطنان کرد را بترسانند و باز این تیم مسئول جمع آوری و بسیج کردن افراد مذهبی و زود گول خور هستند در کردستان.

این تیم مسئولیت دارند تا تروریستهای انسارالاسلام را آموزش بدهند پایگاه این جنایتکاران انسارالاسلام در نزدیکی شهر جوانرود است اما مرکز اصلی پایگاه آموزشی و تدارکاتی این گروه جنایتکار در نزدیکی شهر پاوه است که نام پایگاه آموزشی آنها حمزه سید الشهدا نام دارد و در نزدیکی خانگاه قرار دارد.  در سردشت یک پایگاه دارند آما این پایگاه بیشتر برای جمع آوری اطلاعات است انسارالاسلام برای وزارت اطلاعات رژیم ایران جاسوسی میکنند علیه هموطنان کرد در کردستان اسیر بخش شرق.

تیم 5- تیمی است که باز اختیار تام دارند هر کردی و یا هر کسی در کردستان را بکشند بدون اینکه از آنها سئوالی بشود و این تیم بیشتر عملیاتی است و چند نفری در مریوان و سنه با این تیم جنایتکار همکاری میکنند  این اخبار توسط هسته داخلی حزب لیبرال دموکرات کردستان به دست ما رسیده است.

تیم 6= تیمی است بیشتر شخصی هستند و اونیفورم نظامی بر تن ندارند و کار این تیم بیشتر مخفیانه است  و بیشتر این تیم در شهر سلیمانیه بر سر میبرند و این تیم فقط کارش شناسائی است و گاه گاهی دست به ترور میزنند ولی بیشتر لباس شخصی دارند و لباسهای کهنه و پوسیده میپوشند و این تیم در میان کارگران نفوز دارند و به آسانی علیه کارگران جاسوسی میکنند در کارخانه ها این تیم بعضی اوقات برای جلب مخالفین رژیم نقش مخالف بازی میکنند و این تیم باز مسئول بررسی سایتهای انترنتی در اختیار دارند.

بیشتر این تیم در لبنان و فلسطین بر سر میبرند و بعضی دیگر تحت عنوان پناهنده به اروپا و دولتهای عربی سفر میکنند و خود را اول مخالف رژِیم معرفی میکنند تا در این راه بتوانند با مخالفین تماس برقرار کنند. همین تیم مسئولیت ارسال پارازیت برروی کنالهای ماهواره ای در اختیار دارند یعنی میتوان گفت این تیم بخش تکنیکی وزارت اطلاعات است در کردستان اسیر.

باز تیم 6 مسئولیت دارند تا خانواده های که ماهواره دارند شناسائی کنند و سپس ماهواره آنها را مصادره کنند.

قبلأ این تیم فقط مسئول برون مرزی بود و حسن عباسی یکی از کادرهای برجسته این تیم بود همراه با سرتیپ پاسدار صحرارودی قاتل دکتر عبدالرحمان قاسملو و عبدالله قادری در اتریش که در حال حاضر در زندان آمریکا قرار دارند.

و این تیم خود را سربازان مهدی خیالی میدانند و در سوئد چند نفر دارند و بدنبال کسانی هستند ساده لوح و زود باور که در اختیارشان قرار گیرند.

این تیم با اطلاعات سپاپاسداران هماهنگ هستند کار مشترک دارند با اطلاعات سپاه.

این تیم تیمی تازه نیست بلکه تیمی است تجربه خیلی از قتلهای خارج و داخل ایران را دارند.

این تیم باز تحت نام دیپلمات به کشورهای دیگر سفر میکنند و بخش دیگر این تیم تحت نام پناهنده به کشورهای اروپائی سفر میکنند و خیلی آسان اقامت را دریافت میکنند.

دو نفر از این تیم در همین شهر بر سر میبرند و در سال گذشته برای اینکه کسی به آنها شک نکند نامه را توسط یک فرد دیگر ایرانی و یارسانی است برای سفارت رژیم در استکهلم فرستاده بودند و نفر پشت سرش بود تا زمانی که به سفارت میرود این شخص ( و ع  ل و م  د) نامه را به( اردر) داده بودند.

بلی وزارت اطلاعات رژیم ایران دست به هر کاری میزند برای سرکوب ملت ستمدید کرد در کردستان.

همین تیم باعث میشود تا بخشی از کارگران را از کار اخارج کنند ...

زند باد آزادی و برابری

نفرت بر تنگنظری و کوته فکری

سلام بر روح و روان پاک شهدای کرد و کردستان

سلام بر روح و روان شهدای راه انسان و انسانیت..

دفتر سیاسی حزب لیبرال دموکرات کردستان

22/4/ 2007

اسماعیل قادری دبیرکل حزب لیبرال دموکرات کردستان

  

 

در
واکنش به نتایج انتخابات ریاست جمهوری فرانسه و رسیدن آقای نیکولا سرکوزی و خانم سگولن روایال به مرحله بعدی انتخابات این کشور، تحلیلگران وابسته به جمهوری اسلامی ایران نگرانند که دیدگاههای فرانسه پس از سالها سیاست تساهل و تسامح در قبال جمهوری اسلامی، دستخوش تغییرات جدی شود. * وزیر خارجه عراق آقای هوشیار زبیباری به تهران می رود تا زمینه حضور نمایندگان ایران در کنفرانس تامین امنیت عراق را فراهم سازد. این کنفرانس قرار است در شرم الشیخ مصر برگزار شود و حکومت ایران هنوز پاسخ نهائی به آن نداده و می کوشد حضور خود را مشروط به دریافت برخی امتیازات کند. وزیر خارجه عراق از ترکیه و سوریه نیز به همین هدف دیدار خواهد کرد. * دو روز پس از آنکه اعلام گردید سرپرست امور خارجی اتحادیه اروپا آقای خاویر سولانا گفتگوهای دوباره ای با آقای علی لاریجانی انجام خواهد داد، وزیران خارجه کشورهای اروپائی در نشستی که در بروکسل برگزار کردند تصمیم گرفتند نه تنها تحریمهائی را که شورای امنیت تا کنون علیه برنامه های اتمی ایران تصویب کرده به اجرا بگذارند، بلکه تاکید کردند که باید مجازاتهای سختگیرانه تری علیه آن حکومت برقرار گردد. * سرپرست مذاکرات اتمی حکومت ایران آقای علی لاریجانی تائید کرد که گفتگوهای وی با آقای خاویر سولانا سرپرست سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز چهارشنبه (پس فردا) در ترکیه برگزار خواهد شد. آقای لاریجانی در تلاش برای ایجاد یک فضای خوش بینانه نسبت به این دیدار گفت: "آماده قدم برداشتن در مسیر تفاهم هستیم، و در این مسیر ثبات داریم- اما ساده لوح نیستیم". * محمود احمدی نژاد در مصاحبه ای که امروز بطور مستقیم از تلویزیون اسپانیا پخش شد فاش ساخت که علیرغم همه تهدیدهای پیشین رژیم نسبت به آژانس بین المللی انرژی اتمی و کشورهای غربی، حکومت ایران در حال حاضر قصد ندارد از پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای (ان.پی.تی) خارج شود- ولی در عین حال افزود: "انحصار طلبی برخی کشورها در زمینه تولید سوخت هسته ای، ریشه همه مشکلات است". * بدنبال ابراز خشم گروههای زیادی از زنان، دختران، پسران و مردان ایرانی نسبت به رفتار ماموران مبارزه با آنچه که بد حجابی نامیده می شود، قوه قضائیه حکومت به نهادهای دولتی هشدار داد از سخت گیری بیش از حد خودداری ورزند و نگذارند خشم مردم به ناگهان منفجر شود. * یک نماینده مجلس، آقای عابد فتاحی امروز گفت: مبارزه با بد حجابی یک کار فرهنگی می خواهد و گرفتن و بازداشت کردن جوانان مردم و پرونده سازی برای آنان بهیچوجه قابل توجه نیست. * رئیس قوه قضائیه آیت الله محمود هاشمی شاهرودی امروز ماموران را از سخت گیریهای زیاد نسبت به زنان، دختران، جوانان و مردان برخوردار است و گفت: برخوردهای شدید جواب عکس می دهد. این انتقاد آیت الله شاهرودی در حالی بیان می شود که نهاد تحت ریاست او مسؤول آزار دادن افرادی شده که از دیدگاه نظام پوشش شایسته ای ندارند. * با اینهمه مشاور مطبوعاتی رئیس جمهوری، آقای مهدی کلهر امروز در پیامی که برای فرمانده نیروی انتظامی فرستاد، در عین حال که توصیه کرد در بازداشت افراد زیاده روی نشود، خواهان ادامه سرکوب مردم گردید. * مقامات حکومت اعلام کردند که از بامداد روز گذشته تا ساعت دو بعدازظهر امروز به یک هزار و 347 نفر به اتهام بدحجابی اخطار شده و 117 نفر از آنان برای بازجوئی و پرونده سازی به کلانتری کشیده شده اند. * مبارزه حکومت با آنچه که بد حجابی نامیده شده به فروشگاههای لباس (به ویژه البسه زنانه) نیز کشانده شده است. ماموران رژیم یکشنبه 20 فروشگاه را تعطیل کردند و درهای آنها را پلمپ کردند. همچنین، ماموران، زنان راننده را هنگام عبور در خیابانهای تهران بازداشت کرده و آنان را به اتهام بد حجابی مورد توبیخ قرار می دادند. * از تهران گزارش می رسد که حکومت تهاجم گسترده ای را نیز علیه استودیوهای ضبط موسیقی امروزی آغاز کرده است. سازمان دانش آموختگان ایران در بیانیه ای که انتشار داد نوشت: در سه روز اخیر سه استودیو که موسیقی زیرزمینی در آن ضبط و تهیه می شد مصادره شده و چند تن از خوانندگان جوان که موسیقی رپ اجرا می کنند بازداشت گردیده اند. * سخت گیریهای حکومت در مورد شیوه لباس پوشیدن مردم، شورش دانشجویان دانشگاه شیراز را بدنبال آورد. این دانشجویان از روز گذشته با مقررات جدیدی روبرو شدند که رفتار آنها، شبوه لباس پوشیدن و نحوه رفتار در خوابگاههای دانشگاه را بسیار محدود می سازد. منابع رادیو اسرائیل موضوع اطلاعیه دفتر سیاسی حزب لیبرال دموکرات کردستان. موضوع اطلاعیه دفتر سیاسی حزب لیبرال دموکرات کردستان. ما قتلعام ملت یزدانی که بازماندگان زرتشتی هستند محکوم میکنیم. متأسفانه امروز خبر رسید که 27 تا 28 نفر از مردم کرد یزدانی پیرو یاهورومزدا توسط افراد مذهبی و تروریستان اسلامی ترور شدند و بشهادت رسیدند در شهر موصل ما بنام حزب لیبرال دموکرات کردستان این اعمال وحشی را محکوم میکنیم و آن را جنایت علیه بشریت میدانیم. بلی امروز خبر رسید که تروریستان وحشی آدم کش یک اتوبوس را توقیف مییکنند و به شناسنامه مسافرین آن نگاه میکنند هرکسی که یزیدی بوده به قتل میرسانند تروریستهای وحشی اسلامی. ما به اسلام توهین نمیکنیم اما این اعمال یک اعمال ضد بشری و دور از انسانیت است که این وحشیان انجام داده اند. حزب لیبرال دموکرات کردستان به خانوداه شهیدان تسلیت میگویم و خود را شریک غمشان میدانیم. دوباره اعلام میکنیم این عمال وحشی و قتلعام ملت یزدانی را محکوم میکنیم. سلام بر روح و روان پاک شهدای کرد و کردستان نفرت بر تنگنظری و کوته فکری نفرت بر انسان کشی و نفرت بر انسان کشان و مذهبیون کور. دفتر سیاسی حزب لیبرال دموکرات کردستان 22/4/2007 اسماعیل قادری دبیر کل حزب لیبرال دموکرات کردستان
  ////////////////////////////////////
متن کامل سخنرانی " لیلا زانا " در پارلمان اروپا در 14/10/2004
روی نخستین خطابم ، به‌ " خودم " است :  من خود را مادری شرافتمند و با کرامت می دانم که‌ در افکار عمومی و سرزمینم باقی می مانم . خطاب دوم من به‌ " ترکیه‌ " است . لازم است که‌ دولت ترکیه‌ به‌ وجود مسأله‌ ی کرد اقرار و در پی راه حل دمکراتیک ‌آن باشد . در جهان هر موجودی نامی مختص به‌ خود دارد ، تنها کرد است که نامی ندارد . ما باید برای این مسأله نامی برگزینیم . کردها می‌خواهند در داخل مرزهای ترکیه مشکل خود را حل نمایند . کردها از موسسان اصلی جمهوری ترکیه هستند . به قوانین دولت احترام می گذارند . در حالی که دولت این را نمی فهمد و در مقابل ، بر انکار کردها اصرار می ورزد .... ... تا راه حلی آشتی جویانه پیدا نشود ، هر حزبی در رأس قدرت باشد ، نمی تواند مشکلات ترکیه را حل نماید . برای پیشبرد دمکراسی در ترکیه گامهایی برداشته شده است ، ولی این گامها در عرصه ی عمل ، روکشی بیش نیست . پایبندی عملی به پیمان « کپنهاگ » وجود ندارد . از میان برداشتن زمینه های جنگ و خونریزی از مسایل اصلی است که باید با عجله به آن پرداخت . باید که قانونی جدید برای خلع سلاح تهیه شود تا بتواند به صلح و آشتی خدمت نماید . باید که پناهندگان سیاسی در روند دمکراتیک مشارکت جویند . مشکلاتی که بر سر راه آزادی بیان و اندیشه وجود دارند ، باید از میان برداشته شوند . برقراری برابری و مساوات در میان ایالتها برای همگان امری ضروری است . باید که زبان مادری در اطلاع رسانی و بیانیه ها به شیوه ای رسمی بکار برده شود و در برنامه ی آموزش و پرورش بعنوان زبان اصلی پذیرفته شود . قانونی دمکراتیک باید تهیه شود تا همچون زیربنا بتوان بر روی آن کار کرد . باید به کردها نه به عنوان یک اقلیت ، بلکه به عنوان موسسان جمهوری نگریسته و به حقوقشان توجه شود . نباید کسی از دمکراسی بهراسد و با شک و گمان به آن نزدیک شود .   رئیس و اعضای محترم پارلمان ، دوستان عزیز: خطاب سوم من به اروپا و تمام جهان است . آشتی در کردستان ، آشتی در ترکیه و آشتی در ترکیه ، آشتی در خاورمیانه است و آشتی در خاورمیانه ، آشتی در اروپا و تمام جهان است . امروز صلح در دست همه ی ماست . به اتحاد همه ی ما نیاز دارد . استقرار صلح ، نیازمند دانستن حقیقت است . اگر حقیقت دانسته و درک شد ، آنوقت انسان هم درک خواهد شد . ولی اگر انسان درک نشود ، آنوقت نمی توان به حقایق دست پیدا کرد . حقیقت آن است که باید بر مشکل نامی نهاده شود و سپس رو ی آن تحقیق و بررسی صورت پذیرد . هر آنچه بدون نام و بدون بررسی باشد ، آنوقت بدون شناسنامه خواهد بود . باید که جهان و اروپا 40 میلیون کرد را به رسمیت بشناسند . کردها برای مشارکت در زندگی جدید آمادگی خود را به نمایش گذاشته اند . باید که دول جهان نیز به اراده ی کردها ارج نهاده و در روابط بین الملل ، کردها را به چشم کالا نگاه نکرده و بر سر آن به معامله نپردازند . تا این مشکلات به شیوه ای انسانی و وجدانی نقد نشوند ، نه تنها برای منطقه ، بلکه برای آشتی جهانی ، رنج و در